27 بهمن در دانشگاه تهران/ آقای هاشمی صدای مردم را بشنوید

به دانشگاه تهران که رسیدم پیکر شهید ژاله را داشتند به سمت سر در می بردند و مردم و دانشجویان کم کم داشتند وارد صحن دانشگاه می شدند. شعارهای مرگ بر امریکا مرگ بر اسراییل و مرگ بر انگلیس، مرگ بر کروبی و موسوی و خاتمی، مرگ بر فتنه گر، مرگ بر منافقف شعارهایی بود که مردم بصورت گروهی تکرار می کردند. اما تعجب من آنوقتی به سرحد خود رسید که مردم یکپارچه شعارهایی مثل مرگ بر هاشمی، مبارک ایرانی اکبر رفسنجانی، الشعب یرید اسقاط اکبرشاه، مرگ بر شاه مرگ بر شاه اکبرشاه(دانلود فیلم) سر میدادند. مردم خودشان حساب کار را دارند، همانگونه که دیدم دانشجویی به غفوری فرد که در جمع تشییع کنندگان حاضر شده بود، با فریاد می گفت این همان موسویه که بهش رای دادید و او هم خجل جواب داد یه کاری کردیم ما اون موقع حالا!

مردم حواسشان هست. مردم بصیرتشان بیشتر از خودی ها و نخودی هاست. بیشتر از آن کارگردان فتنه . بیشتر از آقازاده های آشوبگر. بیشتر از سایت آینده و جرس و بی بی سی

آقای هاشمی مردم می خواهند که از همه مناصب حکومتی کناره بگیری. برو و آبروی ته ظرف شکسته مانده ات را با خودت ببر.



مردم می دانند نقش فائزه ات در اغتشاشات چیست، اما عامل اصلی را هم می شناسند.



مردم ممکن است بی سواد باشند، کم سواد باشند اما می فهمند که دشمن اصل کاری( هرچند بنویسد اصلی کاری) کیست

مردم ظالم اول و دوم و سوم و چهارم را می شناسند




و آماده اعدام انقلابی سران فتنه اند.



و شعارشان به تبعیت از زیارت عاشورا از این پس مرگ بر ساکتین است

تهدید از سوی عوامل عالیجناب

امروز ای میلی دریافت کردم که بد نیست مخاطبان هم در جریان اون قرار بگیرند.

ای میل ظاهرا از سوی یکی از شعبون بی مخای جاسبی است.

24 ساعت که هیچ، 24 سال دیگه هم مطالب و عکساتون رو بر نمی دارم


فرستنده: Ruzbeh U

"سلام اقای باقری
اقای باقری من نمی توانم بی ادب باشم
ولی دارم بهتون اخطار می کنم که ظرف 24 ساعت  عکسها از وبلاگتون برداشته نشه و توهین ها و بی ادبی هاتون تموم نشه اقدام قانونی سفت و سختی با شما انجام خواهم داد و برابر قوانین و مقرررات سایببری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که مدیون بهای خون 220 هزار شهید فاع مقدس می باشد با شما برخورد خواهد شد."

آقای خامنه ای سلام؛ نامه ای برای تاریخ

خبرنامه دانشجویان ایران: نامه زیر متن نامه 28 انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاههای کشور به رهبر انقلاب  در سال 82 است، بندهای آن با وجود گذشت 6 سال از آن هنوز بوی طروات و تازگی می دهد، انگار برای همین امروز نوشته شده است.
بعد از انتشار این نامه امام جمعه وقت قم، مرحوم مشکینی ضمن تشکر نویسندگان این نامه را ذخایر انقلاب معرفی کردند.
با هم دوباره می خوانیم:
آقاي خامنه اي، سلام!

مي دانيد چرا آقاي خامنه اي خطابتان كرديم؟ مي خواهيم براي يك بار هم كه شده همان گونه كه مي خواهيد صدايتان كنيم. همان گونه كه در نجواهاي شبانه مان حضورتان را تا ظهور طلب مي كنيم. چه كج ميروند آنانيكه مي انديشند نه، كه گمان مي كنند شما از القاب و پيوندها خرسند مي شويد و چه بد مي شناسندتان آنانيكه فكر مي كنند گوهر وجوديتان بسته به القاب رهبري و آيت الله است.

و اما بعد، حوادث چند ماه  گذشته داخل و خارج كشور و التهابات حاصل از آن ما را بر آن داشت تا به عنوان فرزندان دانشجوي شما نكاتي را يادآوري نماييم:

1- امروز شناخت حقيقت و صراط مستقيم كار چندان دشواري نيست ولي آنچه دشوار به نظر مي رسد انتخاب صراط حقيقت است، شايد زياد اغراق نباشد اگر بگوييم معاويه، علي عليه السلام را كمتر از مالك اشتر نمي شناخت! امروز خواصي كه روزي شما نهيبشان داديد يا ساكتند و يا مرعوب! راه را مي شناسند اما انتخاب نمي كنند! بنابر قول شهيد آويني، شايد اين سنت تاريخ است تا همه نسل ها و عصرها در آزموني عاشورايي يا در زير خيمه حسين عليه السلام بمانند و يا عبا بر سر كشيده و در سياهي شب گم شوند و شايد هم محصول خوب خرماي مدينه و كوفه و وعده حكومت ري نه اينكه چشم ها را بسته باشد، بلكه پاها را از رفتن باز داشته است.

2- آنچه ما مي فهميم پيوند ناميمون جمعي مزدور داخلي و دشمن خارجي است. اينان به اشاره سر انگشت آنان علم مخالفت برمي افرازند و آنان در حمايت اينان يقه پاره مي كنند. اينان جرج بوش را به سرزمين شهيدان فرامي خوانند و آنان در آرزو و هواي آمدن! درست مشابه همان شعار «امروز مهران، فردا تهران» يعني نفاق عريان! اگر روزي بيرق خط امام را پوشش اعمالشان كرده بودند، امروز از علم كردن پرچم چهل و هشت ستاره آمريكا هيچ ابايي ندارند. و فرزندان عبدالله ابن ابيه مي خواهند از مدينه النبي بار ديگر يثرب بسازند! هيهات!

3- سكوتمان به مفهوم رضايت نيست نه چشممان بر حقيقت بسته مانده است و نه پايمان بر رفتن ترديد دارد. بغضمان را فرو خورده ايم اما نه زانو در بغل گرفته و مغموم بلكه ايستاده محكم و استوار. ولايتت را اصول يكصدوده قانون اساسي بر ما تحميل نكرده است بلكه در مكتب خميني عزيز آموختيم كه جايگاهت كجاست. هم او كه به عشقش مين ها را با پا خنثي مي كرديم! اگر مانده ايم، منتظريم!

4- بنابر وصيت خميني عزيز ما هيچگاه نگفته و نمي گوييم كه امروز در اين جمهوري به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل مي شود اما آينده را هم سياه نمي بينيم و بنا به قول رياست محترم جمهوري (خاتمی) سياه نمايي نمي كنيم. اما آنچه در اين ميان به چشم مي خورد فاصله فراوان بين خواسته هاي مردم با شعارهاي اين جماعت مزدور است. اگر امروزه مردم از گراني ها رنج مي برند، از انحصارات دولتي گله مندند، از رفاه و بهداشت و خدمات درخور شأن خود محرومند، اين خواسته ها در كدامين شعار آشوب طلبان و يا مدعيان جنبش دانشجويي تجلي يافته است؟! آيا هنگامي كه شما اصلاحات را مبارزه با فقر و فساد و تبعيض معني كرديد همين جماعت برنياشفتند كه اصلاحات يعني آزادي بي حدوحصر حتي به قيمت لگدكوب كردن استقلال كشور و ارزش هاي ديني؟

و مي بينيم در سالي كه شما به عنوان سال خدمت رساني به مردم از آن ياد كرده ايد، با مردم چه كردند

5- امروز گروه معدودي كه خود را نمايندگان جنبش دانشجويي و وكيل و وصي قشر فهيم دانشجو معرفي مي كنند، نه در عرصه فراگيري علم و تحقيق مصداق دانشجو هستند و نه در وظيفه آگاه سازي جامعه به رسالت دانشجويي خود عمل مي كنند. اينان دو گروه اند: يكي جمعي سياست باز و عامل گروه هاي فشار خارج از دانشگاه كه مي دانيد چه مي كنند و ديگري گروهي از جوانان پاك و صادق كه فريب شعارهاي گروه اول را خورده و نمي دانند چه مي كنند. اينان نه در ميان جامعه دانشجويي جايگاهي دارند و نه با اقبال عمومي مواجهند. نفرت مردم از حركات زننده شان در هفته هاي اخير بهترين شاهد اين مدعاست. اما هرچه هست نقش گروه هاي فشار خارج از دانشگاه و لانه كرده در وزارت علوم غيرقابل انكار است

6- ما هم همانند شما معتقديم كه داستان غم انگيز صلح امام حسن عليه السلام دوباره تكرار نخواهد شد نه در مواجهه با كاخ سبزنشينان شام و نه كوفيان مذبذب كه در برابر كاخ سفيدنشينان سركش و نه كوفي صفتان داخلي! عاشورايي ديگر را انتظار مي كشي كه اين بار مسلم بن عقيل تنها نمي ماند، هاني به مسلخ نمي رود وحسين عليه السلام هيچ گاه بر تيغ خنجر بوسه نمي زند. اين بار سرهاي ديگري بر بالاي نيزه مي رود!
                            بر بلنداي سپهر روم و ري         مي رود سرهاي ديگر روي ني

7- اگر چه اين جماعت مي پندارند كه شما هم اكنون مضطرب و نگران قافيه را باخته ايد اما با شناختي كه ما داريم خوب مي دانيم كه در آرامش هميشگي تان هدايت اين جماعت كج فهم را از خدا طلب مي كنيد و گندابه جسارت هايشان را همچون مالك اشتر با دعاهاي هدايت پاسخ مي گوييد و شايد اين هم از بركات عام خداوند بر اين جماعت است كه بنابر احساس خودشان، دشمنشان شما و ماييم! شمائي كه بر خطايشان چشم فرو مي بنديد و مائي كه از تنبيه شان دست كشيده ايم. شايد كه متنبه گردند!


(1- انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه ها و مجتمع علوم پزشكي ايلام 2-علوم پزشكي رفسنجان 3-علوم پزشكي سبزوار 4-تربيت معلم تهران 5-دانشگاه اروميه 6-علوم پزشكي شاهد 7-پرستاري آبادان 8-علوم پزشكي قزوين 9-يزد 10-تربيت معلم كرج 11-علوم پزشكي اهواز 12-معماري شهيدبهشتي 13-كشاورزي رامسر 14-بندرعباس 15-دانشگاه شاهد 16-مركز آموزش عالي اميركبير اراك 17-علوم پزشكي همدان 18-پرستاري مامايي رامسر 19-آموزش عالي قم 20-دانشگاه سمنان 21-پرستاري آمل 22-علوم قضايي تهران 23-شهيد صدوقي يزد 24- دانشگاه كاشان 25-علوم پزشكي بابل 26-پيام نور گرمسار 27-علوم پزشكي شهيدبهشتي 28-شهيد چمران اهواز)

حاشیه های دیدار دانشجویان و رهبری//همه از محاکمه جاسبی و مهدی هاشمی گفتند

شب گذشته دیدار مقام معظم رهبری و دانشجویان برگزار شد که حتما صحبت های آقا را از تلویزیون و اخبار و روزنامه ها و سایت ها خوانده اید.

اما جلسه حاشیه هایی داشت که بعید می دانم جایی غیر از وبلاگ بشود آن ها را مطرح کرد.

* در این جلسه پر شور و نشاط، همه نوع دانشجویی بود، نخبه علمی، آدم فرهنگی، بچه های سیاسی تشکل ها، بعضی دانشجوهای قدیم مثل فرید حدادعادل، و برخی آقازاده ها مثل علیرضا احمدی نژاد!

*مجری که شروع می کند به آغاز برنامه بی مقدمه خودش شعر حجت‌الاسلام جواد محمدزماني را می خواند، به اینجا می رسد که  جان ايران! چه شد كه جانت را ، جان ناقابلي گمان كردي؟! ، آبروي همه مسلمانان ،اشك ما را چرا درآوردي؟! و صدای گریه های دانشجویان بلند می شود.

* علیرضا آرامی نژاد – نماینده اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان از دانشگاه بوعلی سینا همدان نفر اولی است که سخنان خود را آغاز می کند و خیلی زود می رود سر اصل موضوع و می گوید: این روزها در زندان نام بسیاری علی و فاطمه است خیلی ها هم یاسر و فائزه اند! اما به سبب این که آقازاده نیستند رها نشده اند.

* آرامی نژاد گذر کوتاهی هم می زند به حلقه های تنگ مدیریتی حول احمدی نژاد و از این بابت ابراز نگرانی می کند.

*علی پیران نژاد – رتبه اول کارشناسی ارشد و برنده جایزه علمی بنیاد ملی نخبگان از دانشگاه تهران نفر دومی است که در پشت تریبون جای می گیرد، خیلی شفاف و تابلو شروع می کند از بنیاد نخبگان و جوری صحبت می کند که انگار همه چیز نخبگان گل و بلبل است. تقدیر ئ تشکر ویژه ای هم از اهالی بنیاد می کند، که لبخند رضایت و تایید واعظ زاده را به دنبال دارد.

*زهرا احمدی – عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت از دانشگاه الزهرا(س) که می رود برای سخنرانی می گوید: عليرغم رويکرد انقلابي و عدالتخواهانه دانشجويان و قاطبه مردم در 30 سال گذشته متاسفانه بي­توجهي مسئولين به اين پتانسيل بي­نظير موجب شد تا عده­اي از عتيقه­ هاي سياسي در کشور جاي دلسوزان واقعي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را گرفته و دانشگاه و جامعه را بستري براي رفتارهاي ليبرالي خود قرار دهند.

* خانم احمدی گرم صحبت شده و می گوید: دفتر تحکيم وحدت نظر به اعترافات صريح عوامل دستگير شده مبني بر نقش افرادي مانند مهدي هاشمي و عبدالله جاسبي در ساماندهي آشوب­ها و پشتيباني مالي از آن و با توجه به تخلفات بي­شمار رياست غيرقانوني دانشگاه آزاد كه شهره خاص و عام است خواستار رسيدگي قضايي به اتهامات اين عوامل اصلي و برخورد قاطع و بي­مسامحه با آنان است. که صدای تکبیر دانشجویان در حسینیه طنین افکن می شود

* نماینده بسیج دانشجویی هم در مورد الزامات و موانع پیشرفت در دهه چهارم انقلاب مطالبی را تئوریک می گوید و در آخر خطاب به آقا می گوید: چون تیم حفاظت شما نمی گذارند ما برای دستبوسی بیاییم، اجازه می خواهیم که بنده به عنوان نماینده دوستان خدمت برسم، آقا هم لبخندی می زند و سلیمانی نزد آقا می رود.

* نماینده بسیج دانشجویی در آخر صحبتش در مورد نقش دانشجویان در تخریب مسجد ضرار هم می پرسد که بعدا آقا در سخنانشان می گویند: این را هم من باید بگویم؟ خب خودتان بروید بگردید ببینید نقشتان چیست!

*مهدی اجرایی طوسی که از اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل می رود خیلی کوبنده شروع می کند، و می گوید: جنبش دانشجويي مسلمان عميقاً معتقد است که موسوي ها و خاتمي ها صرفاً تابلو و ويترين اين جريان در صحنه هستند و تکبیر بار دیگر در فضا پر می شود.

* طوسی رساتر از گذشته ادامه می دهد: همين جا صراحتاً اعلام مي کنيم که ماهيت و هويت فرماندهان آشوب براي جريان دانشجويي مسلمان، کاملاً عيان و آشکار است و در صورت لزوم پس از رسوا نمودن ايشان در نزد ملت، با تكرا واقعه 13 آبان اين بار لانه جاسوسي براندازان و ايادي داخلي امريکا و اسرائيل را تسخير خواهد كرد. که این بار تکبیر بلند تر از گذشته فضا را می گیرد و آقا هم لبخندی بر لبانشان می نشیند.

*طوسی در مورد کابینه هم قسمتی را می گوید که از توجیهات احمدی نژاد برای کنار گذاشتن نیروهای ولایی و کارآند تعجب کردیم و این طرد نیروهای ارزشی را از حلقه بسته کردان- رحیمی- مشایی می دانیم. و اعتراضی هم به انتخاب کامران دانشجو برای وزارت علوم می کند و می گوید: تا کنون تمام تلاش جريان دانشجويي بر آن بوده که دانشگاه آزاد را از چنگال مافياي زر و زور و تزوير خارج نمايد اما متأسفانه شاهد آن هستيم که از سوي رئيس جمهور محترم فردي براي تصدي وزارت علوم معرفي شده است که مافياي مذکور تمام قامت براي رأي آوري آن تلاش مي کند.

* صحبت های طوسی درحالی تمام می شود،که دانشجوها 7 بار حرفش را با تکبیر قطع کرده اند.

* نماینده دانشگاه آزادی ها هم در صحبت هایش در اقدامی انتخاری به جاسبی حمله می کند و می گوید: 56 درصد دانشجویان در دانشگاه آزاد هستند اما به سبب فضای سیاسی که ریاست دانشگاه بوجود آورده آسایش در دانشگاه نیست!

* چند نفری از بچه های دانشگاه آزاد در لابلای صحبت های منتظری می گویند: کارش تمام است، سه ترم مشرطش می کنند  و بعدش هم اخراج!

*حرف های آقا که تمام می شود نماز را می خوانیم و افطار می کنیم. بعد افطار چند نفر از عوامل جاسبی ، یا همان شعبان بی مخ ها را می بینم.

* فردی که تازه فهمیدم فامیلیش طلایی است می آید و کلی جر و بحث می کند که شما اخلاق ندارید!

* یکی دیگر از همین دانشگاه آزادی ها به من می گوید: تمام صفحات وبلاگت را پرینت گرفتیم و با عکست دادیم جاسبی هم خوانده!!، می گویم الحمدلله پس دید آنکه باید می دیدید!

_____________________________-______________

بعد نوشت: سایت پارسینه همین مطلب رو کار کرده و منبع رو هم البته ذکر کرده اما نمی دانم چرا نام جاسبی رو از تیتر حذف کرده، شما می دونید چرا؟


آقای خرمشاد؛ واقعا خیابان های ما شبیه تئاتر دانشگاهی لجن آلود است؟

مطلب روز گذشته وبلاگ  سر و صدای زیادی به پا کرد.

خیلی از وبلاگ و سایتهای خبری هم آن را منتشر کردند، بگذریم که بعضی هم اندکی پس از انتشار با تلفن و درخواستی مطلب را از روی خروجی حذف کردند.

دیروز تماس های زیادی داشتم مبنی بر اینکه مطلب را تعدیل کنم، اما چه کنم که "دانشجو آرمانخواه هست و هرجا اشتباهی ببیند فریاد می زند، حتی اگر این فریاد گوش برخی را پاره کند!"و از مصلحت اندیشی خیالی به دور است.

باید بگویم این عکس ها با کار اطلاعاتی یا استفاده خاصی تهیه نشده بود، این عکس ها روی خروجی سایت رسمی جشنواره تئاتر دانشگاهی قرار داشت، که البته پس از یکروز با اندکی شرم از سوی مسئولین مربوطه عکس ها از روی این سایت برداشته شد.

خب این می توانست اولین گام برای عذرخواهی مسئولان وزارت علوم از جامعه دانشگاهی باشد، اما دکتر خرمشاد، معاون شادِ فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم در مصاحبه ای عجیب و غریب با خبرگزاری فارس  در خصوص برخي اخبار و تصاوير منتشر شده در خصوص تئاتر دانشجويي گفته" ادعاهاي صورت گرفته در خصوص تئاتر دانشجويي بي‌اساس است"

خرم شاد اضافه کره است که اگر اين عكس‌ها نامناسب است، بايد از كل كشور عكس بگيريد و منتشر كنيد و بگوئيد مورد دارد.

البته معاون شاد فرهنگی وزارت علوم عنوان نکرده  کل کشور یعنی کجا؟ چون ما در خیابان و پارک هم این مسایل را نمی بینیم!

خرمشاد به خبرنگار فارس گفته که: شما از فارس بياييد بيرون، در خيابان‌ها بگرديد، اگر غير از اين را ديديد، به من هم بگوئيد.

آقای خرمشاد عزیز!

من بسیار در خیابان های تهران  گشته ام، اما هیچ کجا این لجن بازی ها را ندیده ام، کجای خیابان های ما اینقدر لجن آلود است، نکند منظور شما از خارج ار فارس، خارج از ایران بوده؟

آقای خرمشاد

من با تاتر بیگانه نیستم، اما این دیگه نوبر وزارت علوم بود در این سال! یعنی کل کشور ما اینطوری است؟ قصد بی احترامی ندارم ، ببخشید اما شما یک طوری می گویید کل کشور کهع انگار خانواده خود شما هم همینطوری می گردند!!

آقای خرمشاد

ما شما را به عنوان دغدغه مند فرهنگی می شناختیم، به عنوان کسیی که دلش برای دانشگاه می سوزد،

شما را چه شده ؟ چه خوب بود به جای بافتن آسمان و ریسمان، عذرخواهی می کردید، یک عذرخواهی ساده!


تئاتر دانشگاهی ما با کدام معیار دانشگاه تمدن ساز ایرانی- اسلامی همخوانی دارد؟

جناب آقای دکتر خرمشاد

جناب آقای دکتر اسلامی

بسی مسرور گشتیم که در راستای دانشگاه تمدن ساز ایرانی - اسلامی شاهد برگزاری جشنواره مستهجنات تئاتر دانشگاهی بودیم!

درست است که قلم توان نوشتن در وصف این موضوع ندارد و عکس ها هم تا قسمتی شاید مبهم باشد، و فیلمی هم از گفتارهای زیبای هنرپیشگان آن در دست نیست.

اما بعد از برگزاری این جشنواره فهمیدم هنوز در وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران هستند کسانی که تیشه را محکم به ریشه اسلام و ایران می زنند

متولیان محترم فرهنگ دانشجویان

شما که فریاد "ما اینکاره ایم"تان گوش فلک را کر کرده دیگر چرا؟

امیدواریم که تمام این فجایع تنها از سر عدم نظارت باشد که البته آن هم گناهی نابخشودنی است!

ناز و عشوه دخترکان و بی حجابی و گفتارهای ضد دین در این جشنواره با چه هدفی بوده است؟

ای کاش تنها تکه ای از موی سر و ناز و افاده و اختلاط بود


اینکه دختر و پسر جوان با هم با لباس راحت و تقریبا بی حجاب والیبال بازی کنند، چه توجیهی دارد؟

اینکه پسر جوان رقص کنان شیرجه برود بقل خانم چه معنی دارد؟

حتما بی فرهنگی و املی است اگر بگویم چرا اکثر بازیگران زن حداقل تا آرنجشان پیداست؟!

این که دختر بخواند و دختری دیگر در مقابل دیدگان تماشاگران برقصد ، آن هم با این همه ناز و عشوه!، اینها سوغات شما برای اسلامی کردن دانشگاه ها بود؟

آقایان

ما از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید



وقتی که حامیان میر حسین جریان دانشجویی را تحریف می کنند

سالها بود که دفتر تحکیم وحدت دو شاخه شده بود. طیف تندرو و ساختارشکن و هنجارشکن علامه و طیف معتدل شیراز. بماند که چه گذشت و چه اتفاقاتی افتاد. تا همین حوادث اخیر غزه که طیف جعلی علامه گفت حماس مقصر اصلی در کشتار فلسطینیان است!

این روند برای غیر قانونی بودن و اعلام این مسئله در شورای عالی انقلاب فرهنگی که اتفاقا میرحسین موسوی هم عضو حقیقی آن است، کافی بود.

اما با کمال تعجب مشاهده کردم بعد از آنکه در دانشگاه چمران اهواز عده ای اعلام کردند که عضو طیف علامه ایم و میرحسین هم دم بر نیاورد، سایت خبری قلم نیوز که حامیان ایسنایی میرحسین هستند، در اقدامی به تحریف مصاحبه شبکه خبر دانشجو با عباسی مهر دست زده است.

از اینکه بعد از رییس ستاد دانشجویی شدن وفقی(گروهک غیرقانونی علامه) ، این اتفاقات زنجیره ای تکرار می شود، تعجب نمی کنم. بالاخره تحکیم ارث پدری آقایان است دیگر!!!

تصویر سایت قلم


تصویر نامه غیرقانونی بودن طیف علامه

بازرگان، پدر معنوي منافقين

*قابل توجه تمامي فرزندان بازرگان كه مدعي پيروي خط امام هستند!!!

________________________________________________________


زمانی که حضرت امام (ره) بالاخره در سال 1360 و در پاسخ به نامه حجت الاسلام محتشمی، وزیر وقت کشور در خصوص فعالیت نهضت آزادی آوردند: «نهضت به اصطلاح آزادی، صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانون گذاری یا قضایی را ندارد و ضرر آنها به اعتبار اینکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوان های عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویل های جاهلانه، ممکن است موجب فساد عظیم شوند که از ضرر گروهک های دیگر حتی منافقین -این فرزندان عزیز مهندس بازرگان بیشتر و بالاتر است (1)» اینجا بود که مردم دریافتند نهضت آزادی که فردی چون بازرگان سردمدار آن است و داعیه انقلابی عمل کردن و پیروی از خط امام را دارد، در مسیری برخلاف انقلاب و خط امام گام برمی دارد و حتی علناً بر ضد منافع نظام اسلامی می کوشد و دست در دست دشمنان داخلی و خارجی دارد. بازرگان که در اوایل کار، خود را حتی فردی حزب اللهی عنوان می کرد، بعدها به«پدر معنوی منافقین » ملقب و از جمله بزرگ ترین حامیان ایدئولوژیکی این دشمنان ملت و مملکت شد تا جایی که حتی خود وی در تاریخ 12/2/1360 طی سرمقاله ای در روزنامه «میزان»، منافقین را با عنوان فرزندان مجاهد و مکتبی عزیزم! مورد خطاب قرار داد.(2) گذشته از این، مرشد فکری این نهضت و مؤسس آن، چون در اندیشه ای جدای از اندیشه اسلام ناب محمدی(ص) که مروج آن حضرت امام خمینی (ره) بود، سیر می کرد، با دیدگاه های التقاطی خود، خصوصاً با تألیف کتاب «راه طی شده»، چنان تأثیر شگرفی در فکر محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان که اتفاقاً از اعضای نهضت آزادی بودند گذاشت که آنان با همین اندیشه التقاطی برگرفته از تفکر و اندیشه بازرگان، سازمان منافقین را پایه گذاری کردند و کتاب «راه انبیاء، راه بشر » را بر اساس همان کتاب «راه طی شده» نوشتند.(3)  سازمانی که در طول سال های پس از انقلاب و به ویژه در ایام 8 سال دفاع مقدس، جوی هایی از خون فرزندان پاک ملت را در جای جای ایران عزیز جاری و با ترورهای ناجوانمردانه خود که به نام جهاد برای خلق انجام می شد، ده ها و صدها خانواده بی گناه و مسلمان را عزادار کردند.

جالب این جاست، همین «بازرگان» که خود را سرباز کوچک ملت خطاب می کرد، در بحبوحه ای که آحاد ملت علیه منافقین کوردل شعار می دادند و خواستار برچیده شدن بساط آنها از صحنه سیاسی ایران بودند، در گفتاری کاملاً متناقض و برای فباحت زدایی از کار زشت و غیر انسانی منافقین، در تاریخ دوازدهم شهریور سال 1360 چنین برزبان آورد که: «وقتی هر کدام برادر دیگری را منافق، مرتجع، مزدور امپریالیسم یا توطئه گر می خوانید، اشتباه می کنید و نسبت بیجا می دهید.»

اما حال که از دو تشکل «نهضت آزادی» و «سازمان منافقین» سخن به میان آمد، خوب است تاریخچه ای هرچند مختصر از نحوه شکل گیری و فعالیت آنها ارائه شود تا به روشن شدن ابعاد این مباحث به ویژه برای نسل جوان کمک کند.


نهضت آزادی

نهضت آزادی ایران در اوایل دهه 40 با تکیه بر اندیشه های کسانی چون «آیت الله طالقانی »، « مهندس بازرگان » و » «دکتر یدالله سحابی » تأسیس شد.

وجود خاطرات مثبت از مصدق که نهضت در اولین موضع گیری ها خود را پیرو وی اعلام کرد در اندیشه گروهی از روشنفکران، حضور آیت الله طالقانی به عنوان یک روحانی موجه و دکتر سحابی و مهندس بازرگان به عنوان دو متخصص مذهبی، جذابیت ویژه و مشروعیتی انحصاری نزد گروه های بعضاً مخالف برای این حزب به وجود آورد. خود بازرگان در مورخ 9/12/1359 می گوید: « ما در بیانیه تأسیس نهضت اعلام کرده بودیم اولاً مسلمانیم و دین را از سیاست جدا نمی دانیم... ثانیاً ایرانی هستیم...ثالثاً تابع قانون اساسی هستیم.... رابعاً مصدقی هستیم (4)، اما بعدها ورق های تاریخ ایران نشان داد آن طور که او می گوید، فاقد برخی از این شروط اساسنامه است.


لیبرال ها قدرت را قبضه می کنند

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نهضت آزادی به عنوان تنها تشکیلات سیاسی نسبتاً اسلامی در جریان انقلاب، به لحاظ برخورداری از نیروهای تحصیل کرده، برای احراز سمت های اجرایی و ارتباط با جامعه دانشگاهی در داخل و خارج از کشور و با داشتن وجهه ی ملی مذهبی توانست به قدرت اجرایی و تصدی نخست وزیری دولت موقت دست یابد.

حضرت امام (ره) هرچند شخصاً با نخست وزیری بازرگان مخالف بود و این مخالفت را به صراحت در نامه مورخ 6 فروردین ماه سال 68 خود به آیت الله منتظری یاد آور شده بودند (5)، اما به پیشنهاد شورای انقلاب با شرایطی، بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت به شرط دوری وی از روابط حزبی و گروهی منصوب کردند، اما بازرگان پس ازمدتی، از پذیرش شروط سر باز زد و در کابینه برخلاف نظر امام، بیش از 70 درصد اعضا را از نهضت آزادی و جبهه ملی قرار داد و بدین ترتیب امور حیاتی مملکت در اختیار گروهی لیبرال و ملی گرا همچون حسن نزیه، احمد مدنی، کاظم سامی، حبیب الله پیمان، ابراهیم یزدی، قطب زاده و... قرار گرفت(6) و از این به بعد بود که به تدریج فاصله دولت موقت با آرمان های انقلاب بیشتر و بیشتر شد.

نفی رهبری امام و مبارزه با ایشان و روحانیت تحت بهانه انحصار طلبی، مبارزه با دادگاه های انقلاب تحت عنوان مبارزه با شهید مظلوم دکتر بهشتی و حزب جمهوری اسلامی، مبارزه علنی با اسلام تحت عنوان طرفداری از آزادی قلم و بیان نزدیکی و برقراری ارتباط با آمریکا و ترجیح دادن لیبرالیسم و ملی گرایی برخط اصیل اسلام، از ویژگی های بازرگان در دوران نخست وزیری وی و پس از آن تا زمان مرگش به شمار می رود.


مخالفت با امام (ره)، نزدیکی به آمریکا

رویکرد بازرگان و دوستان نهضت آزادی وی، در جریان نفی رهبری امام راحل بیش از پیش آشکار شد، تا جایی که جدال با رهبری مشروع و مردمی امام امت (ره) که تمام ملت به اتفاق آن را پذیرفته بودند، در کانون اهداف دولت موقت قرار گرفت. بازرگان پس از رسیدن به قدرتی که امام آن را به او تفویض کرده بود، در نطق های تلویزیونی خود تلویحاً یا تصریحاً از امام (ره) می خواست به قم رفته و در اداره کشور دخالتی نکنند.(7)  تلاش بازرگان برای حذف ولایت فقیه و از بین بردن اصالت و استقلال انقلاب اسلامی و تسهیل گرایش و وابستگی به آمریکا موجب شد که دولت موقت به مرور در ورطه ی خطرناکی قرار گیرد. اتخاذ سیاست های غیر منطبق بر ویژگی های اسلامی و انقلابی مردم، وجود افرادی که هنوز انقلاب را در حال انجام می دیدند و به پیروزی قطعی آن اعتقادی نداشتند و در نهایت کشف اسناد لانه جاسوسی و معرفی چند تن از اعضای کابینه به عنوان دوستان طبیعی غرب و افشای چهره ی تعدادی دیگر به عنوان جاسوسان آمریکا، زنگ پایانی بر عمر کابینه خیانت کار بازرگان بود.

اما نقطه اوج مخالفت عمیق نهضت آزادی با امام (ره)، در قضیه جبهه ملی به وقوع پیوست. بازرگان که خود گفته بود نهضت آزادی از درون جبهه ملی به وجود آمد، بارها و بارها از جبهه ملی و مصدق حمایت می کردو حتی خود را مدیون آنها می دانست.


حمایت از ارتداد از سوی مقدس نماها

جبهه ملی که از همان آغاز، وظیفه حمل علم مخالفت با روحانیت و اسلام اصیل را بر دوش خود گرفته بود، سالها بعد و چندی پس از پیروزی انقلاب چهره خود را آشکارتر کرد و در ادامه توطئه های خود برای ضربه به اسلام عزیز، لایحه قصاص را زیر سوال برد. حضرت امام خمینی (ره) در برابر این فتنه با صلابتی الهی فرمودند: « جبهه ملی» از امروز محکوم به ارتداد است.(8)  

در مقابل، نهضت آزادی همچنان بر حمایت از جبهه مرتد ملی تأکید می کرد و در برابر سخنان امام موضع شدیدی می گرفت و این کشمکش ادامه داشت تا اینکه بالاخره امام امت (ره) در سخنرانی تاریخی خود در 25/3/1360 خطاب به نهضت آزادی فرمودند: « اینهایی که پیوند کرده اند با جبهه (ملی) پیوند کرده اند بااین منافقین... پیوند کرده اند با منحرفین، من با این ها کار دارم که شمایی که متدین هستید و مدعی تدین، چه توجیهی از این معنا دارید...

وای به حال ملتی که ملی هایشان این باشد و متدینین که اظهار تدین می کنند آن باشد... با این ها ( نهضت آزادی) ما چه بکنیم؟ با این مقدس هایی که از این ها پشتیبانی می کنند و با هم ائتلاف کردند و نیز با منافقین از اول هم ائتلاف کردند و نیز با منافقین از اول هم ائتلاف کردند چه بکنیم؟... حرفی که جبهه ملی می گوید... آنها حکم قصاص در قرآن را غیر انسانی اعلام کردند. شما (نهضت آزادی ها) بیایید حسابتان را از کسانی که علیه اسلام بیانیه می دهند جدا کنید.(9) »چه زیبا قرآن دربارۀ چهر منافقان گفته که آنان آیات قرآن را مسخره می کنند و به راستی که جبهه ملی که قصاص را انکارمی کرد، منافق بود و نهضت آزادی نیز که از آنها حمایت می کرد دچار نفاق بود و لذا بعید نبود که از دامان این دو جریان ضد اسلامی، امثال منافقین خون آشام به وجود آیند.

خداوند در آیه 10 سوره بقر می فرماید: « منافقان خود را مصلح می دانند حال آنکه مفسدند... منافقان مؤمنان را مسخره می کنند.(10)» و اگر اندکی تأمل کنیم می فهمیم مصداق این آیات همین نهضت آزادی هایی هستند که چه در اوایل انقلاب و چه اکنون نهادهای اصیل انقلابی و انقلابیون پاکدل را مسخره می کردند و می کنند و صد البته که بنابر منطوق آیه 202 همین سوره، منافق نصیحت پذیر نیست. در جریان انقلاب هم، امام (ره) هر چقدر نهضت آزادی ها را ارشاد می کرد، اثری نداشت و آنان در عوض منافقانه اسرار نظام را افشا می کردند که جریان امیر عباس انتظام و لانه جاسوسی از آن جمله است.

هر چند نهضت آزادی و امثال بازرگان خود منافق پرور بودند، اما حقیقاً و براساس آیات قرآن کریم، خود منافق محسوب می شدند و لذا بی جهت نبود که امام خطر آنها را بزرگ تر از خطر منافقین می دانست.


سازمان مجاهدین خلق ایران ( منافقین)

تقریباً اواسط دهه 40 بود که تنی چند از شاگردان جوان مهندس بازرگان همجون؛ حنیف نژاد،سعید محسن و بدیع زادگان، عمدتاً از طیف دانشجویان عدالت طلب مخالف رژیم طاغوتی که در دهه 30 و در قالب جبهه مقاومت ملی و سپس در نهضت آزادی فعالیت کرده و تجربه سیاسی اندوخته بودند، سازمان مجاهدین خلق را پایه گذاری کردند. این سازمان می کوشید اسلام را نه براساس حقایق ناب آن، بلکه مطابق با تفکر حاکم بر محیط روشنفکری و دانشگاه ها آموخته و تبلیغ کند. از این رو یکی از متون ایدئولوژیک آنها که تحت تأثیر تفکرات دکتر شریعتی به رشته تحریر در آمد، کتابی تحت عنوان «راه حسین (ع) » به قلم فردی به نام «احمد رضایی» بود که در آن هدف اسلام تقریباً به طور کامل در قالب مبارزه با سرمایه داری و امپریالیسم ارایه شده بود.(11)


تأثیر فکری و عقیدتی بازرگان بر منافقین

آشنایی نیروهای این سازمان با مذهب، از طریق آثار مهدی بازرگان و در بخش سیاسی از اندیشه چپ و مارکسیسم بود. از آنجا که اعضای آن معارف اسلامی را از سرچشمه ی زلال و متقن فرا نگرفته بودند، کوشیدند با تمسک به نوشته های مارکسیستی و تلفیق آن ها با چند آیه و حدیث، متون ایدئولوژیک خود را تهیه و تدوین کنند.مجاهدین خلق از آنجا که پس از قیام 15 خرداد، روش انقلاب عمومی را شکست خورده می پنداشتند، دست به اسلحه برده و گروهک های چریکی برای نبرد شهری را سامان دهی کردند. آنها در فاصله سالهای 1350 تا 1354 اکثراً یا به زندان افتاده، یا کشته شده و یا به خارج گریختند و پس از پیروزی انقلاب به کشور بازگشته و از زندان آزاد شدند. مجاهدین که از سال 1350 به تدریج به سمت ارتداد گام بر می داشتند، در آستانه پیروزی انقلاب رنگ عوض کرده و در آذر سال 1357، با فرصت طلبی خود را به عنوان « قوی ترین و خشن ترین سازمان معارض با نظام با استراتزی براندازی خشن و انقلابی» نشان دادند. در اوایل دهه 60 و در کوران دفاع مقدس، کم کم خانه های تیمی منافقین به سرکردگی مسعود رجوی رهبر متواری شده سازمان کشف و منهدم شد. اعضای سازمان پس از خروج از کشور و مدتی توقف در کشورهای اروپایی همچون فرانسه و طرح ریزی توطئه هایی علیه نظام، به دنبال بهبود روابط ایران وفرانسه در سال 1364،به عراق رفته و به عنوان واحدهای همراه ارتش عراق و ستون پنجم در خدمت رژیم بعث عراق قرار گرفتند.(12) سازمان مجاهدین خلق که به حق سازمان منافقین لقب یافته است، به دلیل سوابق تاریک خود و عملیات های گسترده تروریستی علیه ملت ایران، امروز یکی از مطرودترین گروه ها، چه در داخل کشور و چه در سطح بین الملی است.


حقیقت تاریخ، انکار ناشدنی نیست

امروزه دیگر از قدرت منافقین خبری نیست. اما در شرایط کنونی می توان دریافت که چه کسانی باعث تشکیل این افراد کوردل و به تبع آن وارد آمدن خسارت های هنگفت به سرمایه های ملت شدند.

امروز بر همگان این حقیقت آشکار شده است که بازرگان به عنوان پدر معنوی منافقین و نهضت به اصطلاح آزادی او، چه خیانت هایی به ملت آن هم از کیسه ملت کردند. حال اگر افراد معلوم الحال در حال حاضر و در نشریات وابسته می کوشند اعضای جبهه ملی و نهضت آزادی را مدافعان ملت و قهرمانان ایران جا بزنند، سابقه آنها بزرگ ترین ضربه را به کیان آنها می زند و این حقیقت در دل تاریخ همچنان باقی خواهد ماند.


پی نوشت ها:

1. صحیفه نور، ج 22،ص384.

2. دشمن شناسی، علی شیرازی، ص53.

3. همان.

4. گونه شناسی بحران ها و راهبردهای مقابله با آنها،،ص 39.

5. صحیفه نور،جلد 21،ج 21،صص330 تا332.

6. گونه شناسی بحران ها و راهبردهای مقابله با آنهاص34.

7. همان،ص35.

8. صحیفه نور،ج 15،ص 19.

9. خط سازش،جلد اول،مجتبی سلطانی، صص54 تا57.

10. سیمای منافقین در قرآن و نهج البلاغه، محمد باقر حسینی زفره ای.

11. گونه شناسی بحران ها و راهبردهای مقابله با آنها،ص44.

12. همان،ص46.

 

انتظارات دانشگاهيان از مجلس هشتم

 هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، هفتم خردادماه رسماً كار خود را آغاز كرد؛ اينكه چرا سطح توقعات و انتظارات از مجلس هشتم نسبت به ساير ادوار متفاوت و كاملاً متمايز است، خود بحث جداگانه‌اي را مي‌طلبد اما واقعيت آن است كه مجلس نماد مشاركت مردم و نمايندگان آنان كه از خاستگاه ‌هاي فكري و سياسي مختلفي هستند، با رأي مستقيم مردم به مجلس راه يافته‌اند و بايد بيش از همه احساس تعلق و مشاركت جدي در امور داشته باشند.

 

امام خميني(ره) كه از میان مردم برخاسته بود در توصیف مجلس چنین می گوید: "مجلس تنها ملجأیی است كه برای یك ملت است. مجلس قوه مجتمع یك ملت است در یك گروه، تمام قوای یك ملت در یك مجتمع است و مجلس از همه مقاماتی كه در یك كشور هست بالاتر است. بنابراین یك همچو مقامی را نشكنید."

 

براين اساس بايد تأكيد كرد جمهوری اسلامي بدون مجلس و یا با مجلس ضعیف، از اساسی ترین پایه های خود محروم می شود و اگر جمهوری اسلامي را مترقی ترین شیوه حكومت مردمی بدانیم پس باید مجلس را هم پاس داشت و در جهت تقويت آن براي اجراي مطالبات مردم تلاش نمود.

 

البته امام(ره) وقتی مردم را ولی نعمتان این حكومت می خواندند درصدد تعارف یا خلق جملات زیبا برای تحریك احساسات مردم نبودند و حقيقتاً مطالبات و انتظارات آنها را در رأس امور مسئولان خصوصاً وكلاي مجلس مي دانستند.

 

در اين ميان دانشگاه به دليل دارا بودن خاصيتي پويا، جوان و علمي همراه با روحيه مطالبه گري انتظار دارد تا نمايندگان مجلس با نگاهي دقيق و تخصصي به مسائل، رويكردي صحيح را در دستور كار خود قرار دهند و در اين ميان تعلقات حزبي و گروهي آنها مانع از به ثمر نشستن طعم شيرين خدمتگزاري در كام ملت نگردد.

 

دانشگاهيان جداي از بدنه مردم نيستند اما در كنار دغدغه هاي عمومي جامعه همچون حفظ ارزش ها و ارتقاء شاخص هاي فرهنگ غني اسلامي در كشور، مقابله با مشكلات معيشتي و رفاهي مردم، حفظ و تقويت گفتمان انقلاب اسلامي در حضور مقتدرانه و ديپلماسي فعال، پيگيري اجرايي شدن عدالت در تمام ابعاد جامعه و...  انتظارات ديگري را نيز از مجلس هشتم دارا مي باشند.

 

از آنجا كه مجلس داراي 2 وظيفه مهم نظارت و قانونگذاري است قطعاً ارتباط صحيح و اصولي ميان مجلس و دانشگاه باعث بالابردن كارآمدي، حاكم كردن قانون و قانون گرايي و در يك كلام انجام صحيح وظايف محوله توسط نمايندگان مجلس شوراي اسلامي خواهد شد.

 

ارتباط مجلس با دانشگاه مي تواند مجلس را با يك حوزه مشاوره علمي و در عين حال مردمي متصل نموده و نمايندگان را با دغدغه ها و مطالبات جامعه بيشتر آشنا سازد و نتيجه چنين رويكردي باعث خواهد شد تا مجلس تبديل به ماشين امضاء قانون نشود و به گونه اي محصول چنين ارتباط صحيحي امتداد تصميم گيري هاي مجلس را به دانشگاه وصل خواهد نمود.

 

البته دانشگاه در بُعد نظارت نيز بهترين حلقه واسط ميان جامعه و مجلس مي باشد و بايد گفت از آنجا كه نظارت مجلس با هدف اصلاح روندها و جلوگيري از نفوذ فساد در دستگاه هاي كشور انجام مي پذيرد هيچ جايي همچون دانشگاه نمي تواند در امر نظارت يار و ياور مجلسيان باشد و دانشگاهيان به دليل جايگاه پرسش گري، نقادي و مطالبه گري  همراه با استقلال از جريان هاي قدرت و ثروت بهترين گزينه به عنوان ناظران امين در سطوح و بخش هاي مختلف مي باشند كه البته بايد گفت اين روابط بايد با حفظ شأن و جايگاه مجلس و دانشگاه به صورت متقابل و فعال تعريف شود.

 

دانشگاهيان و مجلسيان همچنين داراي شأن مشترك سياسي- اجتماعي خاصي هستند كه باعث گرديده هرگونه اظهارنظري كه از سوي اين دو نهاد مطرح مي گردد به گونه اي ديگر به آن نگاه شود و مورد توجه و نظر افكار عمومي قرار گيرد كه اين شأن و جايگاه مشترك باعث مي گردد تا بتوان آنها را در سه مؤلفه قانونگذاري، نظارت و شأن سياسي- اجتماعي مرتبط دانست و قطعاً اگر پيوند ميان دانشگاه و مجلس در اين سه حوزه به صورت متقابل و فعال شكل بگيرد باعث كارآمدي بيش از پيش نظام جمهوري اسلامي و رضايتمندي جامعه از نمايندگاني خواهد شد كه وظيفه وكالت ملت را در طول دوران مجلس هشتم بر عهده گرفته اند.

 

از علي خضريان به نقل از سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل

 

هویزه نمونه کامل دانشگاه اسلامی

حرم شهیدان مظلوم هویزه بزرگترین دانشگاه انسان سازی است و در این دانشگاه مردان ‏خدا در کلاس های ایثار حسینی آسمانی شدند.


با سیری در گذشته نه چندان دور دانشگاه و با یادآوری فضای مسموم حاکم بر مرکز آموزش عالی، به هنگام نگاهی بر جدائی عمیق دانشگاه از امت، پرده از بسیاری از مسائل برداشته میشود. آری همان دانشگاه و دانشگاهی تا پاره ای از حرکت انقلاب اسلامی همچنان به راه خویش ادامه داد تا اینکه دانشجوی مسلمان با همیاری اساتید متعهد و معتقد به اسلام و انقلاب اسلامی پروازی را آغاز کردند که فولادین میله های دانشگاهی را که روزی باعث جدائی دانشگاه از کل جامعه بود از بیخ و بن برکندند.

آری اینک سخن از دانشگاهی است که سراسر میهن اسلامی وسعت آن است. دانشگاهی که "هویزه" آزمایشگاه آن بوده و خود گواهی میدهد که چگونه برادران دانشجوی مسلمان در این مسلخ چه بهایی سنگین پرداختند. آری عروج از حضیض فرهنگ وابسته تا اوج قله خونین سرخ شهادت.

راستی اگر دانشگاه در سرزمین به خون نشسته جنوب شهادت نمی خواند، چگونه یارای تطهیر فرهنگ طاغوت را می یافت. و اینک از تقدس روح پاک و مطهر عزیزان ما همانها که درس عشق آموختند و پیام خویش به ما ارزانی داشتند، دانشگاه در عمق میهن اسلامی شکل گرفته است.
عهد و پیمان بندیم که هرگز خط سرخشان را در دانشگاهها به دست فراموشی نخواهیم سپرد.

برای مطالعه شرح کامل محاصره دانشجویان پیرو خط امام در هویزه بر روی ادامه مطالب کلیک کنید
ادامه نوشته

چی بگم والا!!!

دیروز اولین روزی بود که به عنوان عکاس شبکه خبر دانشجو سرکار می رفتم.

همون اول صبح متوجه شدیم که دانشگاه امیر کبیر شلوغه و قرار تریبون آزاد جعلی توسط حامیان توهین کنندگان و هتاکان به ساحت پیامبر و ائمه  باشه.

دبیر شبکه منو واسه ارسال خبر و گرفتن عكس از برنامه جهت پوشش بهتر خبري فرستاد دانشگاه امير كبير

اما با آغاز تجمع چند نفر از دانشجونماهايي كه بودند با حمله ور شدن به سمت من ،‌ دوربين رو بصورت وحشيانه اي از من گرفتن و كارت حافظه اونو شكستند.

جالب طرفداران آزادي و دمكراسي حتي حاضر نشدند كه كارت خبرنگاري منو ببينن!

امشب وقتي داشتم تو سايت ها مي گشتم ،‌ عكس اون آدم مزخرفي كه عامل اين كار بود رو پيدا كردم.

آژیر خطر در نیویورک

برنامه آژیر خطر در نیویورک در دانشگاه شاهد توسط انجمن اسلامی دانشجویان برگزار شد.

من  هم با این که دانشجوی دانشگاه شاهد نیستم ولی همه کاری واسه برنامه کردم  طراحی پوستر و بنر و کلیپ های برنامه دست آخرم مجری برنامه شدم.

برنامه اون  قدر با  استقبال همراه شد که انعکاس گسترده ای بین خبرگزاری ها داشت.

حداقل هر خبرگزاری ۲تا ۸ خبر رو از این مراسم کار کرده بود و بعضی ها هم حاشیه زده بودند.

بگذریم از اینکه بعضی ها اونجوری که دلشون می خواست مراسم رو دیدن و اونجوری که رییساشون یا بهتره بگم ارباباشون دلشون می خواست خبرا رو مخابره کردن.مثل ایسنا  آفتاب فردا

البته دو سه تا روزنامه ه خبر  رو کار کردن صفحه سوم ایران کامل به این برنامه اختصاص داشت و همچنین تیتر ۱ روزنامه اعتماد که البته اعتماد عکس پوستر برنامه رو هم انداخته بود.

خلاصه که برنامه خوبی بود

خبرای فارس از همه کامل تر بود می تونید برای خوندنشون به آرشیو احزاب و تشکل ها مراجعه کنید