|
درست است که در به خاک و خون کشیده شدن غزه خیلیها نقش دارند.
خیلی ها از داخل همین نظام مقدس جمهوری اسلامی چه آنان که در دولت قبل نوای
گفتگوی تمدنها سردادند و چه اینها که مردم اسرائیل!!! را دوست خواندند.
در داخل کشورهای اسلامی و عربی ، همانانکه با بوش به رقص شمشیر رفتند و با شیمون
پرز بر یک میز بر سر ادیان گفتگو کردند.
خیلی نزدیک تر، همان فلسطینی های سلفی که وقتی کفش نو می خرند نام مبارک علی
را بر زیر آن حک می کنند تا ثواب ببرند! همان محمود عباس! ساف! سازمان آزادی بخش
فلسطین!!! همان یاسر عرفات که علیه ما علیه!
همه اینها باعث شده تا امروز غزه به خاک و خون کشیده شود.
اما هیچ کدام اینها باعث نمی شود تا تکلیفی از ما ساقط شود.
مگر برادر فلسطینی که زیر آتش رژیم غاصب به شهادت میرسد چه کم دارد از منی که
اینجا در آسایشم و مدام به زمین و زمان گیر میدهم؟
به راستی مگر جز این است که به جرم اسلام کشته می شوند و برای دفاع از بیت
المقدس، قبله اول مسلمین؟
واقعا وقت آن نشده که هرکدام یک سطل آب برداریم و اسرائیل را با سیل نابود
کنیم؟!!
به راستی چشم آن کودک فلسطینی مگر به دست من و تو در ایران، خانه مسلمین
آزادیخواه جهان نیست؟
آیا وقت آن نشده که کمی به خود بیاییم!؟
آیا نرسیده آن زمان که ملت ما به خروش آید؟
به خدا قسم!
همین ابراز همدردی ها کمترین کاریست که می توانیم انجام دهیم، پس هرکه ننوشته،
بسم الله!
|