تبليغاتX
بيا تا برويم
 

 

حکایت خشم سایت یک آقازاده از عملکرد مردم

حکایت این روزها و مطبوعات ما حکایت غریبی شده است. برخی که تا دو سال پیش تنها درآمدشان از راه رپرتاژ آگهی و  تطمیع از شرکت های مختلف تجاری و انعکاس مثبت خبری برای آنها می گذشت، این روزها دم از استقلال می زنند و مدعی حرفه ای گری دارند.

البته قبول دارم کلمه "حرفه ای " خیلی دوست داشتنی است و بالاخره باکلاس است درست مثل بعضی اسم ها؛ دوستی می گفت بالاخره از اسم هم معلوم است که لوریس چکناواریان بهتر از حسین انتظامی است! حالا حتما فواد هم حرفه ای تر از حسن و ... باید باشد دیگر!

سایتی در فضای انتخابات به نفع یکی از آقازاده ها شکل گرفت که آنقدر محفلی و مرموز و مخوف عمل می کند که حتی غرفه ای در نمایشگاه مطبوعات نگرفت تا ببینیم بالاخره عوامل این سایت چه کسانی هستند. به خدا هر سال کلی حال می کنم با این غرفه بوشهرنیوز که یک عدد روحانی خوش تیپ آن را اداره می کند و می آید و به مخاطبش جواب می دهد.

یک اصلی وجود دارد که باید ببینی اگر کار درستی انجام شد، داد چه کسانی بلند می شود؟ چه کسانی اعتراض می کنند؟ اینکه سایت آینده به حرکت دیروز مردم در بیرون کردن کروبی از نمایشگاه حمله کرده ، جای خوشحالی است.

آینده ای که بارها به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حمله کرده است و از هیچ تلاشی برای هتک حرمت سپاه دریغ نکرده در حالی دلسوز بچه های حفاظت سپاه شد، که اصلا محافظت از شیخ ساده لوح اصلاحات به عهده نیروی انتظامی است نه سپاه!

آینده در حالی مدعی شده که عوامل رسانه‌های حامی دولت عوامل اصلی خشونت‌های دیروز بوده‌اند که عکس بنده و آقای روزی طلب و یکی از دوستان را منتشر کرده و دورش هم خط قرمزی کشیده است!

در این که دیروز من و این دو دوست آنجا بودیم که شکی نیست، وظیفه دینی مان را انجام دادیم. بالاخره یک جایی مرد باید از نامرد شناخته شود، اگر مهدی کروبی برداشت هر مزخرفی از دهانش در آمد بار کشور و مسئولین و انقلاب کرد بعد هم به منتظری مطرود امام نامه نوشت، دیگر یار امام نیست و اعتراض به وی واجب است.

اما نکته اینجاست خبرنگاران آینده همه را به کیش خود پندارند و گمان می کنند همه مانند آنها دستور بگیره آقازاده آشوبگری هستند؛ نخیر ما قطره ای از دریای بیکران ملت در مصلی بودیم که همانند آنها به حضور یک منافق معترض بودیم. و جالب تر اینجاست که صدای اعتراض و مرگ بر منافق مردم ما را از غرفه هامان به میان مردم کشید.

اما چه کنیم که آینده ای ها نمی خواهند بفهمد یک رسانه ای، یک حامی دولت ، قبل از اینها آدم است، جرو همین مردم است و مردم هم این خبرنگار و رسانه هاشان را از خودشان می دانند.

درسي كه مردم به كروبي دادند+ فیلم

امروز نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري ها شاهد حضور نفر پنجم انتخابات بود، فردي كه آراي او از آراي باطله هم كمتر بود.

مهدي كروبي كه به عنوان پيش قراول و پيش مرگ خاتمي و موسوي در نمايشگاه حاضر شده بود،‌ بايد درس هاي بزرگي از اين ديدار 30 دقيقه اي بگيرد.

از همان ابتداي حضور كروبي در نمايشگاه مردم توجه چنداني به وي نداشتند، مثل انتخابات. اما خب اينكه يك نفر چقدر مي تواند اعتماد به نفس باشد و در هر صحنه اي بازنده شود و باز هم با اقتدار كامل! بيايد،‌چيزي است كه مردم را دور او بيشتر جمع كرد.

البته منكر اين نمي شوم كه بالاخره درصدي از مردم هم به عنوان هوادار كروبي در صحنه حاضر بودند،‌ اما درصد هواداران كروبي حتي به نيروهاي حراست و محافظين كلت به دستش درصد ناچيزي بود.

سواي اين  شعار يا حسين، ميرحسين سبزهاي لجني نيز حكايت از استفاده ابزاري از كروبي داشت.

مردم شعار مرگ بر منافق را به كروبي دادند، چون وي را لايق اين كلمه مي دانستند و چه قدر خوب به وي گفتند "حروم خور برو بيرون" تا متوجه شود كه شكمش از حرام پر شده كه اينگونه عمل مي كند.

اگر در اين بين عمامه اي هم از سرش افتاد، مردم خواستند كه بيفتد و قبل از مردم خود او باعث شد وي را كه قبل تز ها مورد تكريم مردم بود، اكنون مورد نفرين قرار دهد. البته انتظار بود قبل از مردم دادگاه ويژه روحانيت اين كار را مي كرد و وي را خلع لباس مي نمود.

به هر حال مهدي كروبي،‌اين شيخ ساده لوح كه بي شك بدل منتظري است امروز بايد فهميده باشد كه مردم مي فهمند كه چه كساني از مسير منحرف شده اند و جواب آنها را مي دهند.

هر چند با ذوق زدگي كه در كروبي ديدم و دستي كه بعد از آن همه مرگ بر منافق و لنگه كفش،‌تكان مي داد بعيد مي دانم فهميده باشد و هنوز هم در خواب غفلت است و بناي بيدار شدن هم ندارد.


برای دختران!

به مناسبت روز ملی دختران، فارغ از هر بحث سیاسی و اجتماعی دو حدیث از پیامبر نقل می کنم، و تفکر در آن را به خود خوانندگان وا می گذارم.

پيامبر اكرم(ص):


خير اولادكم البنات; (1)


دختران، بهترين فرزندان شما هستند.


نعم الولد، البنات; ملطفات مجهزات، مؤنسات، مباركات،مفليات(2)

دختران چه فرزندان خوبى هستند! چرا كه گرم و با لطافتند، آماده ‏به خدمتند، انس‏گير و با الفتند، با بركتند، و پاكيزه‏اند.





1) مستدرك الوسائل، ج‏15، ص‏116.
2) وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏100.

گزارش تولد کودکی که 66 ساله شد!

تولد تولد تولدت مبارک!

فردا تولد نی نی محمد خاتمیه. به همین مناسبت دوستانش امروز با همدیگه رفتند سراغش تا جشن تولدش رو برگزار کنند.

صدای بازی و هیاهو و جیغ بنفش از سر ذوق به گوش می رسید که کیک تولد هم رسید.

بعد حاضران همه با هم سرود تولدت مبارک را با هم همخوانی نموده و به یاد دوستان در بندشان آب خنک میل کردند.

البته همگی خوشحال و شاد بودند و گل رز قرمزهم آورده بودند و فضا هم خیلی رمانتیک بود و همگی لبخندی بر لب داشتند با این مضمون که خوب شد ابطحی نیست وگرنه کیکی به ما نمی رسید.

در آخر هم کادوها باز شد و دیده و شد و پسندیده هم شد. یکی دوتا عبای شکلاتی، تعدادی گفتگوی با تمدنها از جمله سورس از جمله مهمترین هدایا بود.

در ضمن به پاس زنده نگه داشتن جنبش سبز دسته چاقو و حاشیه کیک سبز بود تا ماهیت جنبش سبز در اذهان باقی بماند.

در پایان از دوستان دعوت شد تا در مراسم حمام چهل روزه کودک نیز شرکت کنند و از کادوهای سیسمونی هم تشکر شد.

به امید 666 سالگی این کودک که با شیطان قرین شود!

گاوهای آمریکایی بعد از 30 سال وارد بوشهر شدند!

مديركل بنادر و دريانوردي استان بوشهر گفت‏:‏براي نخستين بار پس پيروزي انقلاب اسلامي كشتي اقيانوس پيماي حامل گاو زنده بطور مستقيم از مبدا آمريكا در بندر بوشهر پهلوگرفت‏.‏  

مهندس محمد راستاد  افزود‏: اين كشتي حامل دو هزار ‏300‏راس گاو به سفارش مسوولان شركت پگاه فارس است‏.‏

* پی نوشت: این گاوها که آمدند، تا ببینیم خود گاوشان را چه کسی می آورد!!!

بازخوانی یک وبلاگ: آقاي رئيس جمهور، چرا رحيمي؟!
محمدرضا رحيمي، متولد روستاي سريش آباد شهر قروه و از شيعه هاي کردستان است. وي 59 ساله است و از رشته حقوق در دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده و مدتي در شهرهاي قروه و سنندج دادستان بود.


رحيمي در دهه هفتاد مدتي رئيس انجمن شهر سنندج شد و سپس به عنوان استاد درس حقوق دانشگاه آزاد مشغول به کار شد. پس از آن براي مدتي کوتاه مسوول بخش حقوق دانشگاه آزاد در تهران و در سال 1372 استاندار کردستان شد كه در اين استان درگير يک پرونده مالي در مورد زمين هاي دانشگاه آزاد بود که اين پرونده تا مدتها همچنان گشوده ماند. در انتخابات دوم خرداد، محمدرضا رحيمي که حامي ناطق نوري بود، تلاش بسياري براي راي آوردن ناطق كرد و مي گويند تخلفاتي نيز براي اين هدفش انجام داد.

در زماني كه وي استاندار دولت رفسنجاني در كردستان بود، رئيس جمهور وقت به اين استان سفر كرد. رحيمي كشاورزان را مجبور كرد كه دهها تراكتور خود را به گونه اي پارك كنند كه از بالا، جمله "درود بر هاشمي" را شكل بدهند.

علاوه بر اينكه ظاهرا در همين سفر، رحيمي بوسه اي جانانه نيز بر دستان هاشمي رفسنجاني زده است.
وي از 4 شهريور 72 تا 6 شهريور 76 استاندار کردستان بود.


پس از روي کار آمدن مجلس هفتم، او رييس ديوان محاسبات شده و گفته شد که دکترايش از يکي از موسسات فرانسه گرفته شده است!

رحيمي يک روز آقاي بهرامعلي ذيحساب نهاد رياست جمهوري در زمان خاتمي را خواسته بود و درباره مراقبت هاي خود از بيت المال گفته بود که يک روز مسئول دفتر من چند برگ کاغذ از بيت المال به دخترم داده بود و من او را برکنار کردم.

استاندار سابق کردستان، در انتخابات رياست جمهوري سال 84 از هاشمي حمايت کرد، اما بعد از انتخاب دكتر احمدي نژاد با وي رابطه حسنه اي برقرار کرد.

محمدرضا رحيمي در ديوان محاسبات کشور اقدامات مختلفي انجام داد.

* وي يکي از مسوولان اخراج شده شرکت بيمه ايران را که با توصيه يک نهاد امنيتي اخراج شده بود، به عنوان بازرس همان شرکت بيمه تعيين کرد، در نتيجه، گزارشي که از عملكرد بيمه ايران به دست دكتر احمدي نژاد رسيد، حاوي اطلاعات غلطي درباره اين شرکت بود که باعث شد رئيس جمهور دستور برکناري مديرعامل و تمام اعضاي شرکت بيمه ايران را بدهد. در حالي که بسياري از اتهاماتي که از سوي اين بازرس وارد شده بود، مربوط به مديرعامل سابق و يا اسبق اين موسسه بود.

* رحيمي با اعلام اسامي 119 شرکت و تاجر ايراني به عنوان بدهکاران نظام بانکي، با واکنش منفي مجلس مواجه شد چون تقريبا تمام اسامي و اطلاعات مخدوش بود.

* رحيمي يك بار در جمع خبرنگاران با افشاي ضرر 21 ميليارد دلاري کشور در قرارداد صادرات گاز ايران به امارات معروف به «كرسنت»، ظرف 25 سال آينده، مسوولان و مقامات پيشين وزارت نفت را متهم کرد. به مدتي کوتاه مشخص شد که اساس محاسبات و داده ها و آمارهاي وي غلط است.

* محمدرضا رحيمي در زماني كه در همايش مديران ديوان محاسبات در حضور رئيس جمهور گزارشي از يكي از سفرهايش مي داد، گفت: "در سوريه در شهر تاريخي بصرا که اسم آن را بعضا ممکن است نشنيده باشيد، يکي از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است. در حلب ما افتخار مي‌کرديم؛ چرا که در اين شهر وقتي راه مي‌رفتيم همه به ما احترام مي‌گذاشتند و به برکت وجود شما (احمدي نژاد)، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت مي‌کردند و مي‌گفتند دکتر احمدي‌نژاد رييس‌جمهور ماست. در اين کشورها حال و هواي ديگري حاکم بود."

رحيمي سپس بر غلظت تملقگويي هايش افزود و گفت: "در سال گذشته همايش اين ديوان با حضور دكتر حدادعادل برگزار شد و من در همان همايش عرض كردم كه در سال آينده در دولت جديد با تخلفات كمتري مواجه هستيم. در آن همايش، گزارش مشروحي از تخلفاتي كه در سال‌هاي گذشته صورت گرفته بود، به دكتر حدادعادل دادم، ولي در خدمت شما آماري ارايه نمي‌دهم؛ چرا كه مطمئن هستم دولت جناب‌عالي مملو از وزيران كارآمد، كاردان و پاكدامن است كه تخلفات در آن به شدت كاهش پيدا مي‌كند".

رحيمي به دكتر احمدي نژاد گفت: "ديوان محاسبات از تمام مديران كل، معاونان، مستشاران و دادياران كه در آن حضور دارند از پايين به بالا و از بالا به پايين معتقدند كه دولت شما يك دولت خدمتگذار است و بايد به آن كمك كرد."

وي در بخش ديگري از سخنانش در اين همايش ، اظهار داشت: "در دولت جديد با مديراني پاک دامن تخلفات کاهش مي يابد. در دو ماه گذشته بيش از 800 ميليارد ريال از دستگاههاي اجرايي گره گشايي شد و رقمي که بايد به خزانه باز گردانده مي شد، براي کارهاي عمراني در اختيارشان باقي ماند."

رحيمي خطاب به رئيس جمهور گفت: "من سابقه ديرينه‌اي با شما دارم و قصد داريم با شما همكاري همه‌جانبه‌اي داشته باشيم. ديوان جايي است كه به هيچ دستگاهي نياز ندارد اما ما در كنار شما خواهيم بود."

حال مي گويند آقاي رئيس جمهور مي خواهد محمد رضا رحيمي را سرپرست و شايد هم وزير كشور كند. نمي دانم چرا. واقعا چرا آقاي رئيس جمهور؟

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اینها نوشته های دلسوزانه برادر خوبم حامد طالبی در شنبه  1387/02/07است ، آن هنگام که رحیمی قرار بود سرپرست وزارت کشور بشود، حال بعد از ماجرای مشایی، رحیمی معاون اول رییس جمهور شد، اینک دوباره  باید پرسید: آقاي رئيس جمهور، چرا رحيمي؟!

حاشیه های دیدار دانشجویان و رهبری//همه از محاکمه جاسبی و مهدی هاشمی گفتند

شب گذشته دیدار مقام معظم رهبری و دانشجویان برگزار شد که حتما صحبت های آقا را از تلویزیون و اخبار و روزنامه ها و سایت ها خوانده اید.

اما جلسه حاشیه هایی داشت که بعید می دانم جایی غیر از وبلاگ بشود آن ها را مطرح کرد.

* در این جلسه پر شور و نشاط، همه نوع دانشجویی بود، نخبه علمی، آدم فرهنگی، بچه های سیاسی تشکل ها، بعضی دانشجوهای قدیم مثل فرید حدادعادل، و برخی آقازاده ها مثل علیرضا احمدی نژاد!

*مجری که شروع می کند به آغاز برنامه بی مقدمه خودش شعر حجت‌الاسلام جواد محمدزماني را می خواند، به اینجا می رسد که  جان ايران! چه شد كه جانت را ، جان ناقابلي گمان كردي؟! ، آبروي همه مسلمانان ،اشك ما را چرا درآوردي؟! و صدای گریه های دانشجویان بلند می شود.

* علیرضا آرامی نژاد – نماینده اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان از دانشگاه بوعلی سینا همدان نفر اولی است که سخنان خود را آغاز می کند و خیلی زود می رود سر اصل موضوع و می گوید: این روزها در زندان نام بسیاری علی و فاطمه است خیلی ها هم یاسر و فائزه اند! اما به سبب این که آقازاده نیستند رها نشده اند.

* آرامی نژاد گذر کوتاهی هم می زند به حلقه های تنگ مدیریتی حول احمدی نژاد و از این بابت ابراز نگرانی می کند.

*علی پیران نژاد – رتبه اول کارشناسی ارشد و برنده جایزه علمی بنیاد ملی نخبگان از دانشگاه تهران نفر دومی است که در پشت تریبون جای می گیرد، خیلی شفاف و تابلو شروع می کند از بنیاد نخبگان و جوری صحبت می کند که انگار همه چیز نخبگان گل و بلبل است. تقدیر ئ تشکر ویژه ای هم از اهالی بنیاد می کند، که لبخند رضایت و تایید واعظ زاده را به دنبال دارد.

*زهرا احمدی – عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت از دانشگاه الزهرا(س) که می رود برای سخنرانی می گوید: عليرغم رويکرد انقلابي و عدالتخواهانه دانشجويان و قاطبه مردم در 30 سال گذشته متاسفانه بي­توجهي مسئولين به اين پتانسيل بي­نظير موجب شد تا عده­اي از عتيقه­ هاي سياسي در کشور جاي دلسوزان واقعي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را گرفته و دانشگاه و جامعه را بستري براي رفتارهاي ليبرالي خود قرار دهند.

* خانم احمدی گرم صحبت شده و می گوید: دفتر تحکيم وحدت نظر به اعترافات صريح عوامل دستگير شده مبني بر نقش افرادي مانند مهدي هاشمي و عبدالله جاسبي در ساماندهي آشوب­ها و پشتيباني مالي از آن و با توجه به تخلفات بي­شمار رياست غيرقانوني دانشگاه آزاد كه شهره خاص و عام است خواستار رسيدگي قضايي به اتهامات اين عوامل اصلي و برخورد قاطع و بي­مسامحه با آنان است. که صدای تکبیر دانشجویان در حسینیه طنین افکن می شود

* نماینده بسیج دانشجویی هم در مورد الزامات و موانع پیشرفت در دهه چهارم انقلاب مطالبی را تئوریک می گوید و در آخر خطاب به آقا می گوید: چون تیم حفاظت شما نمی گذارند ما برای دستبوسی بیاییم، اجازه می خواهیم که بنده به عنوان نماینده دوستان خدمت برسم، آقا هم لبخندی می زند و سلیمانی نزد آقا می رود.

* نماینده بسیج دانشجویی در آخر صحبتش در مورد نقش دانشجویان در تخریب مسجد ضرار هم می پرسد که بعدا آقا در سخنانشان می گویند: این را هم من باید بگویم؟ خب خودتان بروید بگردید ببینید نقشتان چیست!

*مهدی اجرایی طوسی که از اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل می رود خیلی کوبنده شروع می کند، و می گوید: جنبش دانشجويي مسلمان عميقاً معتقد است که موسوي ها و خاتمي ها صرفاً تابلو و ويترين اين جريان در صحنه هستند و تکبیر بار دیگر در فضا پر می شود.

* طوسی رساتر از گذشته ادامه می دهد: همين جا صراحتاً اعلام مي کنيم که ماهيت و هويت فرماندهان آشوب براي جريان دانشجويي مسلمان، کاملاً عيان و آشکار است و در صورت لزوم پس از رسوا نمودن ايشان در نزد ملت، با تكرا واقعه 13 آبان اين بار لانه جاسوسي براندازان و ايادي داخلي امريکا و اسرائيل را تسخير خواهد كرد. که این بار تکبیر بلند تر از گذشته فضا را می گیرد و آقا هم لبخندی بر لبانشان می نشیند.

*طوسی در مورد کابینه هم قسمتی را می گوید که از توجیهات احمدی نژاد برای کنار گذاشتن نیروهای ولایی و کارآند تعجب کردیم و این طرد نیروهای ارزشی را از حلقه بسته کردان- رحیمی- مشایی می دانیم. و اعتراضی هم به انتخاب کامران دانشجو برای وزارت علوم می کند و می گوید: تا کنون تمام تلاش جريان دانشجويي بر آن بوده که دانشگاه آزاد را از چنگال مافياي زر و زور و تزوير خارج نمايد اما متأسفانه شاهد آن هستيم که از سوي رئيس جمهور محترم فردي براي تصدي وزارت علوم معرفي شده است که مافياي مذکور تمام قامت براي رأي آوري آن تلاش مي کند.

* صحبت های طوسی درحالی تمام می شود،که دانشجوها 7 بار حرفش را با تکبیر قطع کرده اند.

* نماینده دانشگاه آزادی ها هم در صحبت هایش در اقدامی انتخاری به جاسبی حمله می کند و می گوید: 56 درصد دانشجویان در دانشگاه آزاد هستند اما به سبب فضای سیاسی که ریاست دانشگاه بوجود آورده آسایش در دانشگاه نیست!

* چند نفری از بچه های دانشگاه آزاد در لابلای صحبت های منتظری می گویند: کارش تمام است، سه ترم مشرطش می کنند  و بعدش هم اخراج!

*حرف های آقا که تمام می شود نماز را می خوانیم و افطار می کنیم. بعد افطار چند نفر از عوامل جاسبی ، یا همان شعبان بی مخ ها را می بینم.

* فردی که تازه فهمیدم فامیلیش طلایی است می آید و کلی جر و بحث می کند که شما اخلاق ندارید!

* یکی دیگر از همین دانشگاه آزادی ها به من می گوید: تمام صفحات وبلاگت را پرینت گرفتیم و با عکست دادیم جاسبی هم خوانده!!، می گویم الحمدلله پس دید آنکه باید می دیدید!

_____________________________-______________

بعد نوشت: سایت پارسینه همین مطلب رو کار کرده و منبع رو هم البته ذکر کرده اما نمی دانم چرا نام جاسبی رو از تیتر حذف کرده، شما می دونید چرا؟


آقای احمدی نژاد، خداحافظ!

خط قرمزم همیشه رهبری بوده، حالا چه موسوی چه خاتمی چه هاشمی چه احمدی نژاد و هر منافق دیگری دستور رهبری رو اجرا نکنه، لزومی نمی بینم که بخواهم از او حمایت کنم.هر چند تنها شود و به او ظلم کنند.

آقای احمدی نژاد!

دست مریزاد!

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس

گویا ولی شناسان رفتند از این ولایت

اما در آخر؛

ای سید و مولای ما

ما تا آخرین نفس در راه ولایت ایستاده ایم.

یا علی!

____________________________________________________________

بعدالتحریر: بسیاری از دوستان گفتند و نظر دادند که من تند رفتم

نمی گویم معصومم و خطا نمی کنم، اگر امر ثابت شود که من اشتباه کرده ام،- که خوشحال می شوم اینگونه باشد- عذرخواهی می کنم و به رویه سابق ادامه می دهم، والا فلا.

____________________________________________________________

بعد از بعدالتحریر:

خیلی دوست داشتم اشتباه کنم، اما نشد

ایسنا : احمدي‌نژاد:‌ متاسفانه برخي مشايي را نمي‌شناسند /به هزار دليل به آقاي مشايي علاقه‌مندم

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1374423&Lang=P

آقای طباطبایی! احمدی‌نژاد سیادت را مسخره کرد یا موسوی و سبزها؟

حجت‌الاسلام سیدمهدی طباطبایی بااشاره به استفاده احمدی‌نژاد از شال سبز  ادامه داد: متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد.

این جملات خنده دار (و البته گریه دار ) را سید مهدی طباطبایی زده  و سایت خوشحال خبرآنلاین هم کلی ذوق کرده است.



تصویر زیر هم صحنه استهزای شال سبز و سیادت ! توسط احمدی نژاد است.


اما شاید آسید مهدی طباطبایی که البته بیشتر استاد اخلاق خاواده و ازدواج و طلاق است تا سیاست، و حتی عرصه تفکر این تصاویر و هزاران بلکه میلیون ها بی احترامی به شال سبز را ندیده باشد، و شاید هم دلخوری اش از احمدی نژاد به مسئله دیگری بر گردد:







این هم سگ با سبز سیادت، آقای طباطبایی اون موقع دچار مشکل حنجره بودی که نمی تونستی به این ها اعتراض کنی؟

انشالله که بترسند از خدا و این طور بی مهابا حمله نکنند به دولت.
احمدی نژاد سال گذشته هم در روز شهادت حضرت زهرا(س) شال سبز بر دوش انداخته بود و امسال نیز برای ایجاد وحدت و همدلی از شال سبز که نماد هواداران مهندس موسوی بود در جشن پیروزی انتخابات که مقارن با سالروز ولادت حضرت زهرا(س) بود استفاده کرد.

احمدی نژاد در جمع حامیان خود در میدان ولی‌عصر(عج) تهران با بیان اینکه رنگ سبز نماد معنویت و رنگ اهل بیت است، گفته بود: مادر من سیده است و من خاک پای تمامی سیدهای عالم هستم و به همین دلیل به نشانه احترام، شال سبز را بر گردنم می‌اندازم.

نوری که هادی غفاری می خواست با فوت خاموش کند!

"خواندن تاریخ خیلی چیز ها را روشن می کند"، این را بارها شنیده ایم، اما اکنون نیاز به مطالعه تاریخ بیش از هر زمان دیگری است.

تاریخ صدر اسلام را که می خوانی می بینی عده ای آمدند و با پیامبر همراه شدند، خواسته و ناخواسته بعد از وی، حق وصی او را غصب کردند و به وی افترا بستند. شاید اگر شهادت روشنگرانه مولایمان نبود هنوز هم بودند کسانی که امیرالمومنین را در قنوت نمازشان لعن می کردند تا ثواب بیشتری ببرند!

حرف و حدیث پیامبر را ابوهریره می زد و ابراز می داشت که نبی خدا فرموده هر که علی را دشنام دهد با من در بهشت قرین خواهد بود.

این ها را شنیده ایم. و چه بسا برایمان سخت تمام شده و باور هم نکرده ایم.

اما امروز بعد از 1400 سال دوباره وقایع دارد تکرار می شود ؛ 14 قرن بعد از نبی مکرم اسلام، فرزند صالح او امام روح الله درصدد تشکیل حکومت اسلامی بر می آید. تا زمان حیات او نفاق ها در پس پرده است، اما بعد از رحلتش نفاق از پس پرده برون می آید.

مخالفان نظریه شریف"ولایت فقیه" که همان استمرار ولایت انبیا و ولایت علی بن ابیطالب(علیهم السلام) است، برنامه های شوم خود را برای مقابله با آن شروع می کنند.

این گروه هم در حرکتی شبیه سازانه، ابوهریره هایی را درست می کنند تا حرف امام را جعل کنند و نسبت های خود را به یاران صدیق امام روا سازند.

سخنان سخیف و هتاکانه هادی غفاری را حتما شنیده اید و یا خوانده اید، هر چند اگر تا کنون نخوانده اید به دلیل اشاعه فحشا توصیه می کنم سراغش نروید.

غفاری در سخنانش می گوید: آقای خامنه ای! امام به من نگفت ولایت فقیه را نمی فهمی، اما به تو گفت! به تو گفت ولایت فقیه را نمی فهمی!!

بسیاری کنجکاو شدند که ببیند جریان از چه قرار است، شاید اگر صدر اسلام بود و سخنان امام مکتوب و جمع آوری و حراست نمی شد، حرف ابوهریره ها باور می شد، اما مراجعه به صحیفه نور سیه روی می کند آن را که در او غش است؛ امام خمینی خطاب به امام خامنه ای می فرمایند:شما را چون برادرى كه از مبانى فقهى مـربـوط بـه ولايت مطلقه فقيه جدا جانبدارى مى كنيد، مى دانم.

متن کامل نامه امام به آقا

بسم الله الرحمن الرحيم

جـنـاب حـجـت الاسـلام آقـاى خـامـنـه اى رئيس جمهور محترم جمهورى اسلامى دامت افاضاته ، مـرقـوم شـريـف جـنـاب عـالى واصـل و مـوجـب خـرسـنـدى گـرديـد. ايـن جـانـب كـه از سـال هـاى قـبـل از انـقلاب با جناب عالى ارتباط نزديك داشته ام و همان ارتباط بحمدالله تـعالى تاكنون باقى است ، جناب عالى را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى دانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقهى مـربـوط بـه ولايت مطلقه فقيه جدا جانبدارى مى كنيد، مى دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستيد كه چون خورشيد روشنى مى دهيد.

مع الاسـف جـمـهورى اسلامى و سران محترم آن به جرم اسلام خواهى و بسط عدالت اسلامى در جـهـان مـورد تاخت و تاز تبليغاتى جهانخواران شده اند و مثلا اگر بگويند آفتاب روشن اسـت ، فـردا تـبـليـغـات جـهـانـى بـه شـرح و تـفـصـيـل و تـوجـيـه و تحليل پرداخته و جمهورى اسلامى و ياران آن را به طورى محكوم مى كنند و چون آشنا به فـقـه اسـلامـى و بـه مـلت فـداكـار اسـلام و ايـمـان راسخ آنان نيستند، بسيارى از اوقات تبليغات آنان به نفع جمهورى اسلامى تمام مى شود.

و البـته ما متوقع نيستيم كه با قيامى كه بر پايه اسلام عزيز نموديم و (نه ) به شـرق و غـرب و عـمـال آنها گفته ايم ، آنان به ما و شماها و به ملت عزيز جان بر كف ما بـارك الله بـگـويند. و خوشبختانه اخيرا در همين موضوع حدود ولايت فقيه نويسندگان و گـويـنـدگان متعهد و آگاه به مسائل اسلامى ، مساءله را در مجالس و روزنامه ها تا آن جا كـه ديـدم مـورد بحث قرار داده كه من از تمامى آنان تشكر مى كنم و اميد است ائمه ى محترم جـمـعه و بويژه امثال جناب عالى كه در ميان مسائل دست توانا داريد، مساءله را تعقيب و در خـطـبـه هـاى نماز جمعه اذهان ناآگاهان را روشن و زبان دشمنان اسلام را قطع فرماييد. و جـنـاب عـالى و مـلت بـزرگـوار خـواهـنـد ديـد كـه در اطـراف هـمـيـن نـامـه چـه شـيـطنت ها و تـحـليـل ها در رسانه هاى گروهى مخالفين اسلام و همدستان آنان خواهد صورت گرفت . در خـاتـمـه سـلامـت و سـعـادت جـنـاب عـالى را از خـداونـد خـواسـتـار و امـيـد اسـت امثال جناب عالى در مقاصد عاليه خود پيروز و سر بلند گرديد.
والسلام عليكم و رحمة الله
روح الله الموسوى الخمينى
تاريخ : 23/10/66    ///    صحیفه نور - جلد 20


اما در آخر پیامبر حدیثی دارند خطاب به امیرالمومنین؛ لولاک یاعلي لم یعرف المومنین بعدي ای علی اگر تو نبودی مومنین بعد از من شناخته نمی شدند.

امروز هم اگر نبود پیشوای ما حضرت آیت الله خامنه ای - که جانم فدای او باد-  یقینا قافله ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه از پاکان جدا نمی شد.

مولایمان سید علی در محضر امام روح الله

شیخ هادی غفاری در نزد شیخ ساده لوح منتظری

بدون شرح// پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به آقای خاتمی قبل از تایید شورای نگهبان


پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به آقای خاتمی قبل از تایید شورای نگهبان(12 سال پیش)این پیام ساعت 14 ظهر سوم خرداد و در حالیکه شمارش آرا پایان نیافته بود ،اعلام شد


بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

ملت عزيز ايران،

صحنه‏ى زيبا و پرشورى كه در روز جمعه‏ى دوم خرداد و در پاى صندوقهاى رأى آفريديد، حقيقتاً يك حماسه‏ى تاريخى بود. آگاهى و هوشيارى سياسى شما يك بار ديگر به كمك خداوند، درست در لحظه‏ى مقتضى، كار خود را كرد و از ايران اسلامى چهره‏يى با نشاط، مصمم، و سرشار از ايمان و آگاهى به دنيا نشان داد و بحمداللَّه كشور را در برابر توطئه‏ى دشمنان و وسوسه‏ى بدخواهان تا مدتها بيمه كرد. شركت شما در يك مسابقه‏ى سالم و مسؤولانه براى انتخاب رئيس جمهور، با امنيت و انضباط تمام، و با رعايت بيشتر ملاحظاتى كه در چنين حركت عظيمى با ابعاد يك ملت بزرگ، در دنيا كمياب و كم‏نظير است، براى دوست و دشمن ثابت كرد كه ملت ما به بركت عمل به اسلام ناب محمّدى (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله) در صحنه‏ى جهاد سياسى نيز مانند صحنه‏ى جهاد نظامى، از انسجام و ابتكار و نظم و قاعده‏ى درست برخوردار است و نَفَس زهرآگين دشمنان كه از ماهها پيش به قصد دلسرد كردن مردم، صورى بودن و جدى نبودن انتخابات را با زبانهاى مختلف در همه‏ى تبليغات فرامرزى خود تكرار مى‏كردند، در او كمترين تأثير را ندارند. اكنون با حضور بسيار گسترده‏ى شما ملت عزيز در اين آزمايش الهى، و با اختصاص اكثريت قاطع آراء به رئيس جمهور منتخب مردم، ايران اسلامى از آزمايشى ديگر، موفق و سرافراز بيرون آمده و دوران تازه‏يى در تاريخ درخشان جمهورى اسلامى آغاز شده است. ملت عزيز ما بايد در دل از خداوند متعال شاكر باشد كه او را به اين حركت افتخار آميز هدايت كرد و دشمنان او را ناكام ساخت.

اين‏جانب پس از سپاس خاضعانه از ساحت مقدس پروردگار كه در لحظه لحظه‏ى اين آزمايش بزرگ، شما ملت انقلابى و مؤمن و اين بنده‏ى ناتوان را از هدايت و كمك و دستگيرى خود محروم نساخت، از همه‏ى آحاد ملت كه در اين حماسه‏ى بزرگ شركت كردند، همچنين از مراجع عظام و علماى اعلام و شخصيتهاى سياسى و فرهنگى و برجستگان حوزه و دانشگاه كه در تشويق قشرهاى گوناگون مردم به اين امر اثر بارز داشتند، و بخصوص از صدا و سيما كه با تلاش بى‏سابقه و فراهم ساختن گفتگوها و فرصتهاى مناسب براى آشنايى مردم با نامزدهاى انتخابات، انگيزه و امكان گزينش آزاد را به مردم دادند، و نيز از شوراى محترم نگهبان و وزارت كشور كه با صدق و امانت و كوشش خستگى ناپذير خود، ميدان را براى اين مسابقه‏ى عمومى مهيا ساختند، و از همه‏ى كسانى كه به نحوى در اين امر كمك كردند، صميمانه و با همه‏ى وجود تشكر مى‏كنم و نكاتى را يادآور مى‏شوم:

1 - به رئيس جمهور منتخب مردم، جناب حجةالاسلام آقاى حاج سيّد محمّد خاتمى، توفيق خدمتگزارى ملت عظيم‏الشأن ايران و تحمل اين امانت بزرگ را صميمانه تبريك مى‏گويم و ايشان را به وظيفه‏ى شكر و اهتمام و آمادگى متذكر مى‏گردم. و همچنين از ساير نامزدهاى محترم رياست جمهورى كه با آمادگى و حضور خود در ميدان اين آزمايش الهى، بزرگترين كمك را به ايجاد رقابت انتخاباتى و انگيزه بخشيدن به مردم كردند، صميمانه تشكر مى‏كنم. بى‏شك بدون حضور افكار و سليقه‏ها و منشهاى متنوع در صحنه‏ى نامزدى رياست جمهورى، اين موج عظيم حضور ملى پديدار نمى‏گشت و اين افتخار براى ملت ايران به ثبت نمى‏رسيد.

2 - از طرفداران انتخاباتى رئيس جمهور محترم مى‏خواهم كه موفقيت خود را از كمك و هدايت الهى بدانند و در آينده نيز در همه‏ى عرصه‏هاى زندگى از خداى متعال كمك بخواهند. از طرفداران انتخاباتى ساير نامزدهاى محترم نيز مى‏خواهم كه خدا را بر توفيقى كه به آنان داد تا بتوانند در پديد آوردن اين فصل درخشان سهيم باشند، شكرگزارى كنند و خود را براى كمك به رئيس جمهور منتخب آماده سازند.

3 - به همه‏ى ملت عزيز عرض مى‏كنم كه در انتخاباتى با اين درخشندگى و زيبايى، همه‏ى عناصر دست‏اندركار بَرَنده‏اند؛ هم كسى كه بار مسؤوليت را با افتخار بر دوش گرفته، و هم همه‏ى كسانى كه با ورود در ميدان رقابت انتخاباتى، در اين آزمايشِ پرشور نقش آفريده‏اند. و بديهى است كه برنده‏ى اصلى در اين پديده‏ى تابناك، ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى است.

4 - در پايان، با پشتگرمى به فضل و رحمت و هدايت الهى، متضرعانه از خداوند متعال مسألت مى‏كنم كه مسؤولان امور را به آنچه رضاى او و صلاح ملت در آن است، رهنمون گردد و رئيس جمهور منتخب ملت را مشمول هدايت و كمك خود فرمايد و همگان را مشمول دعاى حضرت ولى اللَّه الأعظم (روحى‏فداه) سازد و بندگان مخلص و دلهاى پاك و سرشار از نور و صفاى انسانهاى مؤمن و دلسوز را در سايه‏ى حمايت و هدايت و امنيت معنوى خويش قرار و آرام بخشد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته - سيّد على خامنه‏اى - سوم خرداد سال 1376 شمسى
ضرورت یک دوره فشرده آموزش عربی برای اصلاح طلبان

مناظره شیخ مهدی کروبی با محمود احمدی نژاد بود که کروبی با تفاخر خاصی بحث دول الخلیج العربیه را مطرح کرد.

تعجب کردم از شیخ، او حتما می دانست که ترجمه این عبارت می شود: دولت های عربی خلیج، چه آنکه این نکته صفت و موصوف درس دانشگاه که هیچ درس عربی عمومی دبیرستان است.

اما آقای مهندس موسوی، و یاران سبز لجنیشان در سایت کلمه، حدیثی بر لوگو نوشته اند که از این همه بی دقتی و کم سوادی خنده ام گرفت:

بنی الا اسلام! که حتما منظورش بنی الاسلام بوده است.

با وجود غلط های مکرر عزیزان اصلاح طلب، توصیه می کنم یک دوره اکابر عربی را مجددا بگذارنند

body of lies/ آن مرد هرگز دروغ نمی گفت!
  آن مرد رسانه نداشت!

آن مرد هزینه پوستر و تبلیغات نداشت!

 هواداران آن مرد بدحجاب نبودند!

آن مرد مستقل آمده بود

 آن مرد دکتر نبود

 آن مرد به ناموسش حساس بود!

آن مرد هرگز دروغ نمی گفت!

تصاویر را در ادامه ببینید
وقتی عکس ها سخن می گویند/نقش جدید شعبون بی مخ های جاسبی: حمایت از موسوی

روز گذشته مهندس میرحسین خان موسوی و یاران(؟!) سبزپوشش در دانشگاه آزاد جمع شده بودند و سخن می راند. طبق معمول کمی به دولت فحش داد ، به نظارت استصوابی بد و بیراه گفت و دست آخر هم دستی با همسرش برای جمع تکان داد.

اما آنچه برای من مهم و جالب بود حضور شعبون بی مخ های جاسبی و اعضای تشکل های دست ساز جاسبی و رضا جلالی(مشاور ریاست عالیه دانشگاه از هفت دولت آزاد) در پشت سر موسوی بود:

عکس ها خودشان باقی ماجرا و نتیجه گیری شما را روایت می کند:

این هم گوشه ای از تصاویر گذشته ، برای اطلاع بیشتر به موضوع دانشگاه آزاد هم می توانید مراجعه کنید:

اما یک عکس جالب دیگر هم هست که حضور یک تازه شعبون بی مخ را در کنار جاسبی و هاشمی نمایش می دهد:

_____________________________________________________________________________

پي نوشت:  همين عزيز يار غار  جاسبي و هاشمي و موسوي در برنامه رضايي در رودهن!

لطفا پيدا كنيد پرتقال فروش را!!!!!!


تئاتر دانشگاهی ما با کدام معیار دانشگاه تمدن ساز ایرانی- اسلامی همخوانی دارد؟

جناب آقای دکتر خرمشاد

جناب آقای دکتر اسلامی

بسی مسرور گشتیم که در راستای دانشگاه تمدن ساز ایرانی - اسلامی شاهد برگزاری جشنواره مستهجنات تئاتر دانشگاهی بودیم!

درست است که قلم توان نوشتن در وصف این موضوع ندارد و عکس ها هم تا قسمتی شاید مبهم باشد، و فیلمی هم از گفتارهای زیبای هنرپیشگان آن در دست نیست.

اما بعد از برگزاری این جشنواره فهمیدم هنوز در وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران هستند کسانی که تیشه را محکم به ریشه اسلام و ایران می زنند

متولیان محترم فرهنگ دانشجویان

شما که فریاد "ما اینکاره ایم"تان گوش فلک را کر کرده دیگر چرا؟

امیدواریم که تمام این فجایع تنها از سر عدم نظارت باشد که البته آن هم گناهی نابخشودنی است!

ناز و عشوه دخترکان و بی حجابی و گفتارهای ضد دین در این جشنواره با چه هدفی بوده است؟

ای کاش تنها تکه ای از موی سر و ناز و افاده و اختلاط بود


اینکه دختر و پسر جوان با هم با لباس راحت و تقریبا بی حجاب والیبال بازی کنند، چه توجیهی دارد؟

اینکه پسر جوان رقص کنان شیرجه برود بقل خانم چه معنی دارد؟

حتما بی فرهنگی و املی است اگر بگویم چرا اکثر بازیگران زن حداقل تا آرنجشان پیداست؟!

این که دختر بخواند و دختری دیگر در مقابل دیدگان تماشاگران برقصد ، آن هم با این همه ناز و عشوه!، اینها سوغات شما برای اسلامی کردن دانشگاه ها بود؟

آقایان

ما از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید



گویا متوکل دوباره زنده شده است/ و قبر آنها در قلوب دوستدارانشان است!

تاریخچه هتك حرمت و جسارت به حرم شریف حسینی در كربلا نشان دهنده آن است كه ستمگران و حكام‏جور و پیروان باطل، وقتى با فكر و ایمان و گرایش معنوى‏ نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و سمبلهاى آن تفكر و باور حمله مى‏كنند.

اوج این سختگیریها نسبت به زائران و تخریب و اهانت نسبت به قبور ائمه به ویژه حضرت سیدالشهدا(ع) در زمان خلیفه سفاك متوكل عباسى بود.متوكل، پاسگاهى را براى سپاه‏خود در نزدیكى كربلا قرار داده و به افراد خود فرمان اكید داده بود كه: هر كس را یافتید كه قصد زیارت امام حسین(ع) را داشت، او را بكشید این دستور قتل نسبت به زائران حسین (ع) اوج خباثت و كینه توزى ‏متوكل را مى‏رساند. به امر متوكل هفده مرتبه مزار حضرت امام حسین (ع) را خراب كردند.

در اواخر سال‏1216 صباح روز هجدهم ذى حجه، عید غدیر خم نیز ،‌ سعود و همراهانش ناگاه به كربلاى معلى، حمله ور شدند و شهر را بى‏خبر به تصرف درآوردند .در جریان این حمله ضمن تخریب حرم و ضریح امام حسین ،‌ مقبره را آتش زدند و بر سر ویرانه های حرم نشستند و با ذغال مانده از آتش زدن حرم قهوه خوردند.

اما چند روزی است گویا متوكل دوباره زنده شده است ، به تازگی قبور ائمه بقیع  از دید زائران پنهان شد و بعد از چندی مجددا به حالت اولیه برگشت. چند روزی است خبر از ترور و شهادت زائران عتبات عالیات در عراق می دهند.

راستى قدرتمندان غاصبى كه با درخشش خیره كننده شخصیت اهل بیت علیهم السلام ، حناى خود را رنگ باخته مى‏دیدند ، چه مى‏اندیشیدند ؟! آیا مى‏پندارند كه عاشقان اهل بیت  با کشته شدن در این راه محبت ایشان را از دلها بیرون می كنند؟

آیا با حمله و هجوم به‏ زائران این تربت های پاک، عقیده و ایمان به آنان از مردم سلب می شود؟

آنها از مهر محبت اهل بیت خبر ندارند، در دل آنها نور معرفت تابیده نشده است.

آنها نمی دانند ارادت شیعیان به ائمه بسته به گنبد و ضریح نیست كه قلب هر شیعه ای حرم اوست:"و قبره فی قلوب من والاه"

 

وقتی که حامیان میر حسین جریان دانشجویی را تحریف می کنند

سالها بود که دفتر تحکیم وحدت دو شاخه شده بود. طیف تندرو و ساختارشکن و هنجارشکن علامه و طیف معتدل شیراز. بماند که چه گذشت و چه اتفاقاتی افتاد. تا همین حوادث اخیر غزه که طیف جعلی علامه گفت حماس مقصر اصلی در کشتار فلسطینیان است!

این روند برای غیر قانونی بودن و اعلام این مسئله در شورای عالی انقلاب فرهنگی که اتفاقا میرحسین موسوی هم عضو حقیقی آن است، کافی بود.

اما با کمال تعجب مشاهده کردم بعد از آنکه در دانشگاه چمران اهواز عده ای اعلام کردند که عضو طیف علامه ایم و میرحسین هم دم بر نیاورد، سایت خبری قلم نیوز که حامیان ایسنایی میرحسین هستند، در اقدامی به تحریف مصاحبه شبکه خبر دانشجو با عباسی مهر دست زده است.

از اینکه بعد از رییس ستاد دانشجویی شدن وفقی(گروهک غیرقانونی علامه) ، این اتفاقات زنجیره ای تکرار می شود، تعجب نمی کنم. بالاخره تحکیم ارث پدری آقایان است دیگر!!!

تصویر سایت قلم


تصویر نامه غیرقانونی بودن طیف علامه

اقدام جديد دانشگاه آزاد در توجيه سهل انگاري؛ جبري گرايي به جاي پاسخگويي

دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز، در پي حادثه فوت دو تن از دانشجويان بر اثر واژگوني سرويس اياب و ذهاب ، در اقدامي قابل تامل بجاي پيگيري مسئله، آن را خواست خدا و سرنوشت محتوم خواند.

در بخشي از اعلاميه دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز،  که بيشتر به متون جبريون صدر اسلام شباهت دارد، آمده است:

"ماهمه مي دانيم که مهمانان چندروزه اين دنيا وبه تعبيري اين عروس هزارچهره ورنگ هستيم و دراين چندصباح که نفسي برمي آيد و دمي بازدم مي شود تمام تلاشمان براين است که جامعه اي سالم وپويا وعاقبتي ختم به خير داشته باشيم."

اين نامه در ادامه اتفاق رخ داده را مشيت الهي دانسته و مي افزايد:"اما چه کسي مي داندو مي تواند ازآنچه که نمي دانيم ونمي داند خبردهد و آنچه را که درآينده مي خواهد اتفاق بيافتد پيش بيني کند."

در بخش ديگري از اين اعلاميه، بدون هيچ گونه عذرخواهي بابت اين حادثه، تاکيد شده که  خدا هرچه بخواهد، ما به همان راضي هستيم!"اين عزيزان ازدست رفته نيز مثل هزاران نفرازما تاديروز درانتظار رسيدن به خانه هاي خودوفردايي ديگر بودند که مع الاسف اجل امان ازاين نوگلان وغنچه هاي گلستان علم ودانش بريد والبته خداوندهرچه بخواهد همان مي شودوماراضي هستيم به رضاي الهي"

حاشیه های جشن بزرگ هسته ای در ucf اصفهان

روز بيستم فروردين از سال 85 روزملي فناوري هسته اي است، روز غرور ملي است، روز افتخار ايرانيان است به ايستادگي و استقامتشان، روز عيد بزرگ ملت است. امسال نيز همزمان با بيستم فروردين رييس جمهوري اسلامي ايران با انتشار دو خبر خوش هسته اي بر شادي ملت ايران افزود. دستاورد اول بسته بندي سوخت و آماده كردن آن براي قرار گرفتن در راكتورها و توليد نيرو و دستاورد دوم آزمايش دو نوع سانتريفيوژ جديد با ظرفيت چند برابراست كه حاصل تلاش و نوآوري و سازندگي دانشمندان و جوانان عزيز اين سرزمين است.

حضور صدها خبرنگار براي پوشش موفقيت دانشمندان جوان ايراني

خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي همه آمده بودند تا از نزديک شاهد اعلام خبر خوش هسته اي توسط رييس جمهور باشند. آغاز بهره برداري از مجتمع FMP که توليد ميله سوخت هسته اي – آخرين و حساسترين حلقه چرخه توليد سوخت هسته اي- خبري بود که همه منتظر تحقق آن بودند. وقتي از خبرنگار فرانس پرس نظرش را پرسيدم، گفت: به قول شما جوان‌هاي ايراني خيلي خفنه!

تعبير قرآن از فعاليت هسته اي ايران، شجره طيبه بود

احمدي نژاد براي رونمايي از اولين ميله سوخت هسته اي، طبق معمول حاضر نشد که روبان را خودش قيچي کند و از دانشمند جوان خواست که اين کار را انجام دهد. امام جمعه اصفهان و نماينده ولي فقيه در استان قبل از رونمايي تفالي به قرآن مي زند و اين آيه مويد راه مي شود: الَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ آيا نديدى چگونه خداوند «كلمه طيبه‏» (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزه‏اى تشبيه كرده كه ريشه آن ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى‏دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى‏زند، شايد متذكر شوند. روبان که قيچي مي شود و پرده از روي ميله سوخت به پايين مي افتد، در بين خبرنگاران ناگهان چند نفري از سر شوق صلواتي مي فرستيم. اشک در چشمانم حدقه زده است. حاصل رشادت شهدا و مقاومت دولت اسلامي اکنون به ثمر نشسته است. عصبانيت را در چشمان خبرنگاران خارجي و غرور را در بين ايرانيان هميشه سرافراز به راحتي مي توان ديد.

قصه غصه که در دولت يار آخر شد

نوبت به مراسم جشن روز ملي فناوري هسته اي مي رسد. شعري در جايگاه نوشته شده است که: ما رسيديم به خورشيد ، رسيديم به نور! اينجاست که فرهنگ و ادبيات ايراني با دانش و فناوري جمع مي شود. مجري برنامه هم شعري از حافظ مي خواند که انگار حضرت خواجه براي اين روز سروده اند: روز هجران و شب فرقت يار آخر شد زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان مي?فرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد باورم نيست ز بدعهدي ايام هنوز قصه غصه که در دولت يار آخر شد بعد از اين نور به آفاق دهيم از دل خويش كه به خورشيد رسيديم و غبار آخر شد

اره برقي را هم پلمب کرده بودند!

احمدي نژاد در سخنانش خاطره اي گفت از آغاز فعاليت هسته اي و شکستن تعليق: در سال 84 بعد از انتخابات، به اتفاق جمعي از دوستان هم به اصفهان سفر كرديم هم به نطنز. گرد و غبار گرفته بود، سايه غم هم بر او سنگيني مي كرد، وقتي كه با اين جوانان و متخصصين مواجه شديم چهره غمگين و افسرده آنها همه وجود انسان را به درد مي آورد. نگاه كرديم ديديم همه جا پلمپ شده است. در نطنز حتي اره برقي هم پلمپ شده بود!

ما به وجود شما افتخار مي کنيم

سخنراني احمدي نژاد که تمام مي شود من و يکي ديگر از خبرنگاران حلقه محافظين را مي شکنيم و نزد احمدي نژاد مي رويم. تبريک مي گويم و خداقوت و ياعلي و دست احمدي نژاد را محکم مي فشارم. خبرنگار ديگر هم تبريک مي گويد و مي گويد: آقاي دکتر! ما به وجود شما افتخار مي کنيم. احمدي نژاد هم لبخندي مي زند و مي گويد: ان شالله که بر همه ملت ايران مبارک است!

در انتهاي مراسم وقتي به يو سي اف اصفهان نگاه مي کنم، در بين آن همه خبرنگار خارجي به خودم مي بالم که ايراني‌ام. افتخار مي کنم باتمام فشارها و تحريم هايي که دولتهاي غربي برايمان ايجاد کرده اند، به اين نقطه رسيديم. ان شالله که بر همه مبارک باشد!
18سال تلاش رهبری برای اصلاح الگوی مصرف
شاید شما هم با نامگذاری امسال به عنوان "اصلاح الگوی مصرف" گمان کردید این بحث تازه ای است که رهبر معظم انقلاب پیش روی ملت گشوده اند، اما با کمی بررسی متوجه خواهید شد، اصلاح الگوی مصرف و تصحیح رفتاراسراف گرایانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبری است.

ایشان از روزهای نخستین سال 1370، همزمان با شروع نبرد زو و تزویر در بین مسئولان ، نسبت به این قضیه هشدار دادند.همان روزهایی که"دیگر نوبت رفاه مسئولان" رسید و کوخ نشینی رجایی به کاخ نشینی ها تبدیل شد.

این هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت های گوناگون به این نکته اشاره می کردند که باید فرهنگ قناعت و شیوه صحیح مصرف جایگزین شیرفه مصرف مسرفانه ای شود که دامنگیر جامعه شده است.

در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئات وزیران خواستند تا در جهت اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبیلغ های مصرف گرایانه بپردازند، که متاسفانه با بی توجهی مسئولین نتیجه ای در برنداشت.

اینک در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی که به شعار پیشرفت و عدالت مزین گشته است، بیش از پیش به اصلاح الگوی مصرف برای ایجاد عدالت و پیشرفت نیازمندیم. اصلاحی که اگر صورت گیرد می تواند نقش اساسی در ایجاد عدالت در بین طبقات جامعه و پیشرفت برای کشور داشته باشد.

سخنان گهربار رهبری در این 18 سال خود بیش از همه تحلیل ها موید این نکته است.

در اینجا نکاتی که در لابلای سخنان رهبری  در این 18 سال راجع به اصلاح الگوی مصرف آورده اند، جمع آوری کرده ام:

ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان)

26/1/1370

برادران! اميرالمؤمنين مى‏گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‏رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجمل‏گرايى بكنند. اين‏طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريه‏هاى گران‏قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گويم حرام است، اما پديده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد.

 

ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و «روز زن»

25/9/1371

من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانه‏دار عرض مى‏كنم: سراغ اين مصرف‏گرايى كه غرب مثل خوره به‏جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمى‏خواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مى‏خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‏آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.

 

خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر

4/1/1372

در اين روز مبارك و در اين محشر عظيم مردمى، طبق رويّه‏اى كه در سالهاى گذشته در مثل چنين روزى داشته‏ايم، با استفاده از اين فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مى‏تواند مطرح شود، مطرح مى‏كنم و آن، اجتناب از اسراف و زياده‏روى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مى‏كنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‏مند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زياده‏روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‏كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‏رسد. نه به خاطر اين‏كه كم داريم. به خاطر اين‏كه بسيارى به خودشان حق مى‏دهند كه نعمتهاى الهى را بى‏حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‏اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‏اى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‏شود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مى‏شود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مى‏شود و از خانه‏ها بيرون ريخته مى‏شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مى‏شود و در خانه‏ها و صندوقها مى‏ماند، براى اين‏كه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.

مى‏خواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانواده‏هاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانواده‏هاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانواده‏هاى متوسّط، متأسفانه اسراف مى‏كنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مى‏كنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعى‏شان بر اسراف نكردن باشد.

 

خطبه‏هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415

14/11/1373

بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد.

 

اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏

1/1/1376

من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند

 

در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع)

1/1/1377

ببينيد اسراف چه كار مى‏كند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مى‏كند كه دشمن مى‏خواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، به‏وسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‏ها بر ملت ايران ضربه وارد مى‏كند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفه‏جويى نكردن، ضربه او را تكميل مى‏كنيم! حرف من اين است.

من در پيام گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمى‏كنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفه‏جويى و به اسراف نكردن دعوت مى‏كنم. اسراف، حرام است. اين هم نمى‏شود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.

من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مى‏كنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. ان‏شاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.

 

خطبه‏هاى نمازجمعه تهران‏

23/2/1379

ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.

 

در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران‏

25/9/1379

منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛

 

در خطبه‏هاى نماز عيد فطر

15/9/1381

مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.

 

ديدار معلّمان و كارگران‏

10/2/1382

توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند

 

ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت

6/6/1385

«اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش»  جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست

 

ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان

18/8/1385

آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت.

 

ديدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏

30/11/1385

اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى‏كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى‏شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ بايد مى‏داديم. بايد مالكيت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كرديم. اين‏طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده‏تر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسراف‏آميز، ساختمان‏سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد.

 

خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر

21/7/1386

ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ى فرآورده‏ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‏آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‏روى؛ ميانه‏روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: «و الّذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف ميكنند - زياده‏روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند. اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‏بينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‏به‏ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‏اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‏روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‏شاءاللَّه عمل كنيم.

 

ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسنی

15/2/1387

 من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، می‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكی از چيزهايی كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئلهی اسراف است

 

ديدار رئيس‏جمهوری و اعضاى هيئت دولت

2/6/1387

ساده‏زيستى - بخصوص در خود آقاى رئيس‏جمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. ساده‏زيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.

همین مطلب در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

 

وزراي دولت نهم پشت نيمکت مدرسه/رعایت سیره علوی از سوی دولت نهم
در جريان بازديد رييس جمهور از منطقه 17 بودم. هرچند کسی مار ا دعوت نکرده ، اما ديدار مسئولان با ولي نعمتانشان كه ديگر دعوت نمي خواهد، ديدار مردمي است و ماهم مردم!

به خيابان ابوذر كه مي رسيم تابلويي را مي بينم كه در آن اعلام شده در ادامه دور دوم سفرهاي استاني به منظور رسيدگي به مشكلات و شكايات مردمي، رييس جمهور با مردم منطقه 17 ملاقات مي كند.

به ميدان ابوذر نرسيده ام كه ازدحام جمعيت ديگر اجازه حركت به ماشين نمي دهد. از تراكم مردم حاضر، محل ورود را پيدا مي كنم، به محض ورود نامه ها و درخواست و شكايات را مي گيرند و بعد روي آنها كارشناسي مي شود و به ضميمه يك فرم به فرد اعلام مي كنند كه به اتاق كدام وزارتخانه برود.
وارد حياط مدرسه كه مي شوم، ‌سعيدلو معاون اجرايي رييس جمهور را مي بينم كه مردم دورش را گرفتند و با او صحبت مي كنند.

هر وزارتخانه در يكي از كلاسها مستقر شده و وزرا و معاونانشان هم پاسخگوي مردم هستند، همه وزارتخانه ها وسازمان هاي دولتي هم اينجا اتاق دارند از آموزش پرورش و وزارت كشور گرفته تا وزارت اطلاعات و دفاع و حتي سازمان ميراث فرهنگي. حالا بگذريم كه برخي وزارتخانه ها مثل نفت اتاق شيك و تر تميزي دارند كه احتمالاً براي مدير مدرسه است.

 

وزارت بهداشت و وزير جوان و كارآمد آن اولين اتاقي است كه به سراغ آن مي روم. باقري لنكراني نشسته و با سعه صدر به مراجعين پاسخ مي دهد و نامه هايشان را پاراف مي كند.پيرزني مي نشيند و با وزير از مشكلات فرزند هموفيلي اش مي گويد،‌ وزير زير نامه در خواستش "مساعدت شود"ي مي نويسد و پيرزن شروع مي كند به دعا "در پناه خدا باشيد،‌ انشالله كه خدا بهتان ياري بده" وزير لبخندي مي زند و شكلاتي به او تعارف مي كند.
وزرات ارتباطات مراجعات مردمي زيادي ندارد،‌ نفت هم همينطور، وزارت دفاع و اطلاعات و سازمان ميراث فرهنگي هم خلوت است. رحيم مشايي مي گويد: خب كار ماطوري است كه زياد مراجعات مردمي نداريم.

وزارت مسكن و صندوق مهر امام رضا از شلوغ‌ترين اتاق هاي مدرسه هستند. وزير مسكن حضور ندارد اما معاونانش از صبح اينجا هستند تا به مشكلات و درخواست ها رسيدگي كنند.

وام وديعه مسكن هم بيشترين متقاضي و مراجعه كننده را دارد.بيرون در لابلاي صف يكي مي گويد آقا وام نمي دهند اينها كه،‌ همش پارتي بازيه! يكي ديگه مي گويد اگر مي داني نمي دهند چرا صف رو شلوغ كردي؟ بي‌جواب مي ماند بنده خدا. پيرمردي هم به اين حرف اعتراض مي كند و مي گويد از اول اين دولت هر چي به ما گفتند بهمان دادند هم حقوق من بازنشسته رو زياد كردند هم سهام عدالتمان را دادند. شما هم به قيافت مي خوره تا حالا نرفتي دنبال وام كه بگيري وگرنه مي دونستي كه وام مي دهند پسرجان!
به سمت تعدادي ديگر از وزرا كه در مدرسه مجاور هستند، مي روم. وزيركشاورزي دارد راجع به قباله اي كه در دست زني است اما زمينش حالا جز اموال دولت شده، دستوري را صادر مي كند. وزير مي گويد بيشتر مراجعات مربوط به مجوز دامپروري و بحث زمين بوده است.

زن لابلاي صحبت وزير مي آيد و تشكر مي كند مي گويد: آخه وقتي شما اينجا هستيد كه مشكل ما نبايد اينقدر دير حل ميشد. وزير معذرت‌خواهي مي كند و زن را راهي مي كند.وزير علوم هم در حال پاسخگويي به دو دانشجوي پيام نور است و به گلايه‌هاي دختر دانشجوي يك مؤسسه غيرانتفاعي هم گوش مي دهد و قول مي دهد رسيدگي بيشتري شود. بيشترين مراجعات هم مربوط به درخواست انتقال دانشجوهاست.
وزير آموزش و پرورش هم بيشتر به مسايل فرهنگيان منطقه رسيدگي مي كند و دستورات لازم را ابلاغ مي كند.

اما باشكوه ترين قسمت مراسم، ورود و بازديد رييس جمهور است محمود احمدي نژاد بعد از ملاقات كوتاه با مردم بدون نوبت ملاقات در پشت ميله هاي مدرسه، سه ساعت با مردم منطقه 17 ملاقات و دستورات لازم را براي رفع مشکلات وخواسته‌هاي آنان صادر کرد.احمدي نژاد در اين ديدارها دستوراتي درمورد حمايت از تأسيس کارگاه‌هاي صنعتي و بنگاه‌هاي اشتغال‌زايي، کمک‌ هزينه درماني و برخي مشکلات شخصي ملاقات‌شوندگان صادر کرد.رييس جمهور قبل از آمدن به مدرسه هم از از سامانه انتقال خط آهن تهران- تبريز به تونل زيرزميني و مراحل پيشرفت طرح بازديد كرد.ديگر نزديك غروب است و حداقل 10 ساعتي هست كه در يك روز از نوروز 88 ميهمان مردم جنوب تهران بوديم. پاستوري‌ها امروز در دو مدرسه گرد آمدند تا بگويند دولت بايد به مردم توجه كند و مستقيم و بي پرده با مشكلات آنان روبرو باشد، همانگونه كه مولاي متقيان فرمود: "بين تو و مردم بايد واسطه و سفيري جز زبانت و حاجب و پرده اي جز چهره ات نباشد"
انصراف خاتمی، خبری که دوست دارم تکذیب شود

خاتمی باید بماند و خود ببیند که همانگونه که مردم به یارانش رای ندادند و اعتماد نکردند، وی را نیز انتخاب نخواهند کرد.

خاتمی باید بماند تا واقعیت را ببنید، تا  سیه روی شود هر که در او غش باشد.

دوست دارم این خبر تکذیب شود، خیلی.

یادگار دوران اصلاحات تعطیل باید گردد

 

محمد خاتمی و دوست عزیزش حسنی نامبارک

تداوم تغییرات اصلاح طلبانه در خورشید
در حالیکه روزنامه خورشید با بودجه سازمان تامین اجتماعی منتشر می شود، خبرهای رسیده از تشدید فشارها بر روزنامه نگاران اصولگرا و متعهد جهت کناره گیری اجباری و استعفا حکایت می کند.
 پس از فشارهای مکرر بر نیروهای اصولگرا در روزنامه خورشید، رییس شورای سیاستگذاری، ابراهیم باقری دبیر تحریریه و هادی کافی دبیر سرویس اجتماعی این روزنامه استعفا کردند. با حضور مهران بهروزفغانی، از امضاکنندگان بیانیه علیه احمدی نژاد در سوم تیر84، در سمت دبیری تحریریه روزنامه خورشید،خبرهایی از سردبیری مهرداد خلیلی و حضور چهره های اصلاح طلب تندروی دیگر در این روزنامه به گوش می رسد. این در حالی است که تیم اخراجی پژمان راهبر به سرپرستی اکبر هاشمی در این روزنامه مشغول به کار شده اند. جلسه هایی با حضور اکبر هاشمی، مجید سعیدی، مهران بهروزفغانی، مهرداد خلیلی و محسن احمدی برای تعیین خط مشی جدید روزنامه و حذف خبرنگاران اصولگرا تشکیل شده و ادامه دارد. همچنین خبرهای رسیده از برگشتی90درصدی تیراژ 80 هزار نسخه ای این روزنامه بعد از خداحافظی پاریاب از این جریده، حکایت دارد.
تجمع اعتراض آميز دانشجويان به كودتاي فرهنگي در بهشت زهرا(س)

تجمع اعتراض آميز دانشجويان به كودتاي فرهنگي در بهشت زهرا(س)
ساعت 12 ظهر يكشنبه 5 آبان 87
ضلع جنوبي پارك شهر، خيابان بهشت
شهرداري تهران

قسمتي از بند ميم وصيت نامه امام راحل(ره):

اكنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهورو روسای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هرزمان ، آن است كه نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله ها ازاسلام و مصالح كشور منحرف شوند. و باید همه بدانیم كه آزادی به شكل غربی آن ، كه موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محكوم است . و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح كشور حرام است . و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است . و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود. و ازآنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و كشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند. و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یكی از امور مذكورنمودند به دستگاههای مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهی نمودند، خودشان مكلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددكار همه باشد.


اهل سنت از آمدن خاتمی خوشحال نشوند، شيعيان خوشحال بشوند؟
ديروز خبري را ديدم در لجن گاه "ياري نيوز" با اين تيتر كه "استقبال اهل سنت از نامزدی خاتمی"
ماجرا از آن قرار است كه جناب مولوی عبدالحمید ضمن ابراز خوشحالی از دیدار جوانان مشاركت  گفته:«اصلاح‌طلبان مایه نگذاشتند و روند حركت‌شان بسیار كند است. گرچه اكنون شرایط موجود تمایل به اصلاح‌طلبان را در بین مردم احیا كرده است.» 
و در پاسخ به سوال جوانان مشاركت درخصوص آمدن یا نیامدن خاتمی گفت:«اهل سنت از آمدن خاتمی خوشحال خواهد شد.»
يادم است جناب مولوي عبدالحميد پس از سخنراني خاتمي در زاهدان، از شادي در پوست خود نمي‏گنجيد! چرا كه خاتمي در آن ديدار مردمي، ماجراي غدير و "حديث من كنت مولاه" را به دوستي مردم با علي بن ابيطالب سلام الله علیهم تفسير كرده بودند! به قول جناب مولوي:«آقاي خاتمي با بيان اين تفسير بزرگترين خدمت را به ما كرده‏اند!»
مواردي ديگري هم هست كه اهل سنت كنوني زير بار آن نمي رود و سعي در تحريف حقيقت دارد
شايد يكي از دلايل خوشي و بهتر است بگويم سرخوشي جناب مولوي اين است كه باز از اين روزنامه ها چاپ شود و اين وبلاگ ها نوشته شود:


آمدن یک دوست قدیمی به فضای نت
سایت علی خضریان راه اندازی شد؛ ببینید!
 
نامه جلال آل احمد به امام خمینی(ره)

روز گذشته سالروز درگذشت جلال آل احمد بود

به یاد نامه جلال به امام خمینی افتادم که در سفر حج به ایشان نوشته بود.شاید این نامه را خیلی ها ندیده و یا چیزی از آن نشنیده باشند.جست و جوی من برای پیدا کردن این نامه خیلی طول نکشید .این نامه را دو بار در کیهان استفاده شده بود که یکی در ویژه نامه جلال بود و یک بار هم در ویژه نامه سالگرد ارتحال امام.

طبیعتا به دلیل سوابق توده ای بودن جلال و احتیاطهایی که اکثر علما بعد از تدین ثانوی افراد به خرج می دهند  خیلی بعید می دانستیم که کسی از جلال  آن هم به نیکی آن هم به آن شدت یاد کنند. اما حضرت آقا در این سخنرانی به نیکی از جلال یاد کرده و شبهه توده ای ماندن او را رد می کند.

بهر حال این نامه از زیباترین نامه هایی است که تاکنون خطاب به امام دیده ام، متن این نامه مریدانه و عاشقانه که در ایام حج سال ۴۳ نوشته شده است را تقدیم می کنم.

----------------------------------------------------------

آیت اللها!

وقتی خبر خوش آزادی آن حضرت، تهران را به شادی واداشت، فقرا منتظر الپرواز (!) بودند به سمت بیت الله. این است که فرصت دست بوسی مجدد نشد.

اما این جا دوسه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده که دیدم اگر آنها را وسیله ای کنم برای عرض سلامی بد نیست.

اول این که مردی شیعه جعفری را دیدم از اهالی الاحساء- جنوب غربی خلیج فارس، حوالی کویت و ظهران- می گفت 80 درصد اهالی الاحساء و ضوف و قطیف شیعه اند و از اخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابی خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادی شما شاد شد. خواستم به اطلاعتان رسیده باشد که اگر کسی از حضرات روحانیون به آن سمت ها گسیل بشود هم جا دارد و هم محاسن فراوان.

دیگر این که در این شهر شایع است که قرار بوده آیت الله حکیم امسال مشرف بشود، ولی شرایطی داشته که سعودی ها دو تایش را پذیرفته اند و سومی را نه. دوتایی را که پذیرفته اند داشتن محرابی برای شیعیان در بیت الله و تجدید بنای مقابر بقیع و اما سوم که نپذیرفته اند حق اظهار رأی و عمل در رؤیت هلال. به این مناسبت حضرت ایشان خود نیامده اند و هیئتی را فرستاده اند گویا به ریاست پسر خود.

خواستم این دو خبر را داده باشم.

دیگر این که گویا فقط دو سال است که به شیعه در این ولایت حق تدریس و تعلیم داده اند، پیش از آن حق نداشته اند.

دیگر این که [کتاب] «غرب زدگی» را در تهران قصد تجدید چاپ کرده بودم با اصلاحات فراوان. زیر چاپ جمعش کردند و ناشر محترم متضرر شد. فدای سر شما.

دیگر اینکه طرح دیگری در دست داشتم که تمام شد و آمدم، درباره نقش روشنفکران میان روحانیت و سلطنت. و توضیح این که چرا این حضرات همیشه در آخرین دقایق طرف سلطنت را گرفته اند و نمی بایست. اگر عمری بود و برگشتیم تمامش خواهم کرد و به حضرتتان خواهم فرستاد. علل تاریخی و روحی قضیه را گمان می کنم نشان داده باشم. مقدماتش در «غرب زدگی» ناقص چاپ اول آمده.

دیگر این که امیدوارم موفق باشید والسلام. 

جلال آل احمد

«مکه- روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۴۳- ۸ذی حجه۱۳۸۳»


بعد التحریر:«همچنانکه آن بار در خدمتتان به عرض رساندم فقیر گوش به زنگ هر امر و فرمانی است که از دستش برآید. دیده شد که گاهی اعلامیه ها و نشریاتی به اسم و عنوان حضرات درمی آمد که شایستگی و وقار نداشت. نشانی فقیر را هم حضرت «صدر» می داند و هم این جا می نویسم:

 

تجریش- آخر کوچه فردوسی.

 

والسلام

بيانيه انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله
بسم الله الرحمن الرحيم
و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون

عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.

 

كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.

 

آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!

 

آقاي محتشمي!
 خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.

 

آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.

 

آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»

 

آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.

 انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله
دیگر سازمانی به نام مجاهدین انقلاب وجود ندارد

بیانیه شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل

در رابطه با عملکرد "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب"

 

نظام جمهوری اسلامی که به همت انقلاب عظیم و شکوهمند مردم ایران و به رهبری داهیانه ی حضرت امام خمینی (ره) بر پا شد توانست گفتمانی جدید نه تنها در کشور بلکه در تمام جهان طرح نموده و آن را به عنوان یکی از متغیرهای اصلی معادلات و تحولات بین المللی تثبیت نماید.

این نظام که مبتنی بر آرا و نظریات مردم و براساس قوانین و احکام الهی شرع مقدس اسلام بنا نهاده شده ، از همان ابتدا با مخالفت ها ، کارشکنی ها و سنگ اندازی های عناصر داخلی و خارجی مواجه گردید.

نگارندگان این بیانیه قصد آن را ندارند که به توضیح ، تفصیل و تحلیل این مخالفت ها و کارشکنی ها بپردازند، اما عملکرد و اظهارات برخی جریان های داخلی- خصوصا در ماه های اخیر- ما را بر آن داشت تا بر اساس رسالت جریان دانشجویی که همانا بیدارگری ، شفاف سازی، مقابله با سیاه نمایی و دفاع از کیان انقلاب و خط امام(ره)، است به پاره ای از تناقضات و هجمه های غیرمنطقی و غیراخلاقی "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" علیه مردم شریف کشور و امام خمینی (ره) اشاره نموده و دیدگاه های خود را در این رابطه به اطلاع افکار عمومی و دانشجویان عزیز برسانیم:

 

1) نقش و جایگاه مردم و اصل مردمسالاری

 همگان بر این امر صحه می گذارند که نظام جمهوری اسلامی از ابتدای تشکیل تاکنون ، همواره متکی بر آرای مردم بوده و صحت و سلامت این اتکا را هر عقل سلیم و منصفی تائید می کند. ضمن آنکه نگاهی گذرا به دوره های مختلف دولت ها و مجلس ها ، همگی گویای این حقیقت است که سلایق و دیدگاه های مختلف و بعضا مخالفِ جریان حاکم بر کشور پیروز گشته است.

اما نکته حائز اهمیت ، میزان پایبندی جریانات و گروه های سیاسی به حق آزادانه انتخاب مردم و تن دادن به اراده ملت برای اداره امور کشور است. از این منظر واکاوی موارد ذیل در رابطه با بخش رادیکال جریان اصلاح طلب ، علی الخصوص "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" ضروری است:

1-1)حمله و توهین به مردم

متاسفانه پس از انتخابات سوم تیر سال 84 شاهد شکل گیری روال جدیدی در جامعه از سوی برخی از گروه های سیاسی- به ویژه جریان موسوم به«اصلاح طلب»- هستیم که علیرغم ادعای پر طمطراق جریان مذکور بر تشکیل جبهه دموکراسی خواهی!! و بکارگیری رویکرد مردمسالارانه!! در رفتارها و مناسبات خود ، حاضر به پذیرش واقعیت جامعه امروز ایران مبنی بر رویگردانی مردم از رفتارهای ساختارشکنانه، افراط گرایانه و نامعقول نیستند و هنوز باور ندارند که عملکرد ضعیف، بی برنامه ، سئوال برانگیز و بعضا خلاف امنیت ملی این جریان در دولت آقای خاتمی و مجلس ششم موجب عدم اقبال مردم به این جریان گشته است.

جریان یادشده به جای پایبندی به قواعد مردمسالاری، دچار توهم و فرافکنی شده و دائم در صدد است شکست خود در 5 انتخابات گذشته(شورای شهر دوره دوم، مجلس هفتم، ریاست جمهوری نهم، شورای شهر دوره سوم و مجلس هشتم) را با طرح ادعاهای غیرمستند و نخ نماشده تبلیغاتی، به گردن برگزار کنندگان و دست اندرکاران انتخابات و تقلب و دستکاری رقیب در نتیجه انتخابات بیاندازد.

سوال مهمی که این روند در ذهن ما دانشجویان ایجاد نموده آن است که شکست خوردگان انتخابات و در راس آن "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" بهتر نیست بجای «فحاشی و اهانت به مردم» تحت عناوینی همچون«مردم دچار فقر تحلیل شده اند»، «برنده فعلی انتخابات حاصل آرای مردم ساکن پایین خیابان انقلاب تهران است»،«دولت فعلی حاصل یک رویکرد پوپولیستی است»،«انتخابات فرمایشی است» و صدها مورد دیگر که هر روز در بیانیه ها ، مقالات و مصاحبه های خود می آورند، به فکر اصلاح رویکرد و ابراز ندامت و پشیمانی از گذشته غیرشفاف خود و عذرخواهی از مردم باشند؟ یا شاید بهتر نیست اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" بجای آنکه در تاریکخانه های خود به تحلیل انتخابات و شرایط کشور بپردازند، قدری هم به میان همین مردم که به اعتقاد و گفته آنان «توده»،«عوام»،«دارای رویکردهای پوپولیستی» هستند و «اگر دولت مرگ موش هم پخش کند، در صف توزیع آن خواهند ایستاد» بیایند و از نزدیک با حقایق آشنا شوند ؟

مگر همین آقایان نبودند که شعار«حاکمیت از آن مردم و حق مردم است» و «ایران برای همه ایرانیان» سر می دادند، حال چه اتفاقی رخ داده که حاکمیت نه تنها از آنِ مردم و حق مردم نیست و ایران برای همه ایرانیان نمی باشد بلکه حاکمیت و ایران تنها از آنِ احزاب و گروه های سیاسی و خصوصا اصلاح طلبان رادیکال و بویژه یاران گرمابه و گلستان "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" می باشد.

آری، ادعای دموکراسی و آزادی بیان و عقیده ، آنجا ارزشمند است که در رفتار افراد و جریانات ظهور و بروز یابد وگرنه تجربه نشان داده همواره کسانی که در حق مردم جفا کردند و خفقان ، وحشت و انحصارگرایی را بر جامعه حاکم نموده اند، داعیه مردم داری شان گوش فلک را کر نموده است؛ چه اینکه ذهن تاریخی ما دانشجویان انسداد و خفقان سیاسی موجود در دانشگاه ها را در زمان مدیریت همین مدعیان تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" بر وزارت علوم دولت های پیشین از یاد نبرده است. آنجا که با ناجوانمردی تمام ، انجمن های اسلامی دانشجویانی که حاضر به پیاده نظام شدن مدیران وقت دانشگاه نبودند را به تعطیلی کشانده، درب دفاتر انجمن های اسلامی را پلمپ و اعضای فعال آن را تعلیق ، اخراج و بعضا حتی مورد ضرب و شتم قرار دادند.

1-2)تقلب پیشگان، نگران سلامت انتخابات!

"سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" در حالی در بیانیه خود تحت عنوان "تحلیل انتخابات مجلس هشتم" به بررسی چگونگی برگزاری انتخابات پرداخته که تنظیم کنندگان این بیانیه ، تمام سعی خود را در القای وجود تقلب گسترده و تشکیلاتی در روند انتخابات مجلس به کار بسته اند. صرف نظر از صحت و سقم آمار و ارقام ارائه شده در بیانیه مذکور- که البته دستکاری در حقایق توسط  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" مسبوق به سابقه است- نویسندگان بیانیه به این سئوال پاسخ نداده اند که اساسا چرا آن روز که آقای تاج زاده(رییس وقت ستاد انتخابات کشور و عضو شورای مرکزی  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب") اقدام به تقلب گسترده و دستکاری آرای مردم نمود ، نه تنها سکوت کردند و به تقلب و عدم صیانت از آرای ملت هیچ اعتراضی ننمودند ، بلکه با تمام توان از عضو مرکزیت  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" -که در دادگاه به خاطر جرایمش در ستاد انتخابات کشور مجرم شناخته شده و از کلیه سمت ها ومسئولیت های دولتی محروم گردید- دفاع نمودند؟ راستی این سئوال را بایستی از نویسندگان بیانیه مذکور پرسید که ایشان چطور تمامی ادوار انتخابات در جمهوری اسلامی را زیر سئوال می برند، در حالی که لااقل بخش مهمی از این انتخابات را دوستان و همفکران ایشان برگزار نموده اند؟بایستی از ایشان سئوال کرد اگر در همه دوره های انتخابات تقلب ، کارشکنی، بسیج نیروها توسط جناح اقتدارگرا!، استفاده از امکانات دولتی، فقدان شرایط رقابتی و ... صورت گرفته ، پس چرا هر بار با حرص و ولع بیشتری در انتخابات شرکت می کنند و تا آنجا پیش می روند که حتی آقای سید محمد خاتمی-که به زعم ایشان سرمایه ملی اصلاح طلبان است- را نیز قربانی لیست کاندیداهای خود می نمایند؟

1-3) ساختار "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" چه نسبتی با مردم دارد؟

بررسی ساختار و رویه حاکم بر "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب"حاکی از وجود یک سیستم سانتریالیستی و مرکزگرا در این سازمان است که منجر به متصلب و بسته بودن این حزب و عدم امکان ورود اشخاص و چهره های جدید به این جریان گشته است. همگی شاهدیم که سالهاست تعداد انگشت شمار افرادی که به عنوان  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب"  فعالیت می کنند-که البته به گفته آقای حجاریان نفراتشان حداکثر به اندازه ظرفیت یک اتومبیل فولکس است- هیچ تغییری نکرده و عملا گردش نخبگان ، ولو بطور حداقلی، طی این سالها در این مجموعه اتفاق نیافتاده است.

از طرف دیگر مناسبات غیرشفاف، مخفی و غیر علنی  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" موجب شده ضمن آن که نحوه تصمیم گیری و تصمیم سازی و جو حاکم بر تحولات درونی این حزب از منظر افکار عمومی و نخبگان پوشیده و در هاله ای از ابهام قرار گیرد ، میزان پایگاه اجتماعی و مقبولیت مردمی این سازمان نیز نامعلوم و نامشخص باشد.

به این معنا واضح است که یکی از موارد مهم تحلیل چگونگی تعامل و نسبت  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" با مردم ، همین ساختار معیوب است که بیشتر شبیه یک گروه شبه نظامی و امنیتی می نماید تا یک حزب؛لذا نمی توان یک جایگاه اجتماعی مشخص برای  "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" متصور بود و اعضای این سازمان نمی توانند مدعی نمایندگی افکار عمومی باشند.

2) خط امام(ره) ، منشور فکری و سیره عملی  بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی

آنچه لازم است در این مقطع زمانی مورد توجه و تامل نخبگان و دلسوزان جامعه قرار گیرد ، تلاش بی سابقه عده ای از سیاسیون در تحریف و وارونه نشان دادن خط امام خمینی(ره) از یکطرف و مصادره نمودن بنیانگذار جمهوری اسلامی به نفع خود و جریان خود از طرف دیگر است.

جریان مذکور که در بین سالهای 76 تا 84 چشم و دهان خود را بر توهین ها، افتراها ، هجمه ها و حمله های همه جانبه دوستان و هم حزبی هایشان به امام (ره) و انقلاب و اسلام بسته بودند ، در چرخشی عجیب و تامل برانگیز ناگاه به یاد امام(ره) و خط امام(ره) افتاده و با انتساب خاطرات و جملات جدید به حضرت امام(ره)-که البته معلوم نیست چرا پس از 20 سال به خاطرشان آمده است!- افکار و عقاید خود را به بنیانگذار جمهوری اسلامی نسبت می دهند و از این منظر جریان پیچیده ای با هدف تحریف خط امام(ره) و سیره فکری و عملی ایشان در کشور شکل گرفته و همه توان رسانه ای و تبلیغاتی خود را در راه انحراف جامعه از مسیر اصیل امام (ره) به کار بسته است.

جالب این جاست که جریان مذکور در این راه از هیچ حربه ای فروگذار نکرده و کمترین فرصت ها- اگر چه مراسم تدفین ، ترحیم و ختم و ... افراد - را هم از دست نمی دهد.

صرف نظر از مواضع افراد مختلف حاضر در این جریان و تفاوت معنادار ادعای فعلی آنها در پیروی از خط امام(ره) با مواضع و دیدگاهایشان در 10 سال گذشته ، آنچه در رابطه با "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" قابل توجه است ، تناقضات و تضادهای موجود در عملکرد ، رفتارها و مناسبات سازمان مذکور و همفکرانش با خط امام(ره) و منشور فکری و عملی ایشان می باشد. با توجه به مجال کم ، به برخی از این تناقضات اشاره می نماییم:

2-1) نحوه تعامل با آقای حسینعلی منتظری

استمرار رابطه و اظهار ارادت اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" به آقای منتظری تا آنجا برای این سازمان و اعضای آن عادی گردیده که در چند سال اخیر نه تنها علنا به حمایت، انجام ملاقات و تشکیل جلسه با نامبرده می پردازند، بلکه با افتخار به رسانه ای نمودن و انتشار مطالب طرح شده در جلسات و انعکاس رهنمودها!! و نصایح!! مراد خویش اقدام می نمایند که به عنوان نمونه می توان به آخرین جلسه "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" با آقای منتظری در مورخ 22/1/87 اشاره نمود. آنجا که آقای منتظری ضمن تقدیر و سپاس و تشکر از اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" به خاطر انجام وظیفه! در مقاطع مختلف ، از این سازمان خواست «به واسطه وجود موانع از انجام وظیفه شانه خالی نکرده و در این راه صبر و تحمل داشته باشند»

آقایان عضو "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" که هم اکنون به دایه ی دلسوز تر از مادر برای انقلاب و خط امام(ره) تبدیل شده اند، مگر به یاد ندارند نامه حضرت امام(ره) مورخ 6/1/68 (مندرج در صحیفه نور جلد 21 صفحه 330)را که در آن «با دلی پر خون و قلبی شکسته» به آقای منتظری نوشتند؟

آنجا که «از سر درد و رنج و بادلی شکسته و پر از غم و اندوه»با مردم سخن گفتند و از «خیانت دوستان» گلایه کردند؟مگر حضرت امام(ره) خطاب به آقای منتظری نگفتند« از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد»؟ مگر همین آقای منتظری نبودکه به فرموده امام(ره) «مهدی هاشمی قاتل را از همه متدینین ، متدین تر می دانست» ؟

و باز مگر همین آقای منتظری نبود که به فرموده امام(ره) «با پخش نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين از رسانه‌هاي گروهي ؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد»؟

آیا تعامل اینچنینی باآقای حسینعلی منتظری هیچ سنخیت و تناسبی با خط امام(ره) دارد یا خیر؟ به امید آنکه آقایان مدعی خط امام(ره) شاید از خواب غفلت بیدار شوند و قدری هم به فکر خط امام(ره) باشند و نه ... .

 

2-2)تعامل با گروهک غیرقانونی نهضت آزادی

یکی از مسایلی که شاید برای آگاهان امر ، جزء غیرشفاف ترین نقاط عملکرد بخش رادیکال جبهه اصلاح طلبان است، بی تردید نحوه تعامل این جریان با گروهک غیرقانونی نهضت آزادی و فراتر از آن حرکت مضحک جریان مذکور در زیر سوال بردن پایه و اساس نظر حضرت امام(ره) در رابطه با نهضت آزادی است.

دعوت "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" از اعضای شاخص نهضت آزادی و حضور ایشان در کنگره یازدهم این سازمان و مانور رسانه ای و بازتاب این حضور از یک سو و از سوی دیگر اقدام مصطفی معین(کاندیدای مورد حمایت "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" در انتخابات ریاست جمهوری نهم) در ایجاد تشکیک نسبت به انتساب نامه معروف غیرقانونی بودن نهضت آزادی به حضرت امام(ره) و به تبع آن وعده حضور عناصر وابسته به نهضت آزادی در دولت در صورت پیروزی در انتخابات ، تنها قسمتی کوتاه از عملکرد "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" در تقابل و حمله به خط امام(ره) و انقلاب اسلامی است. مگر نه اینکه حضرت امام(ره) در نامه معروفشان به وزیر وقت کشور(آقای علی اکبر محتشمی پور) «نهضت به اصطلاح آزادی را طرفدار جدی وابستگی کشور به امریکا» دانسته اند؟ مگر ایشان در رابطه با نهضت آزادی نفرمودند :«اگر اینها در دولت باقی می ماندند اسلام عزیز چنان سیلی ای از این ستمگران می خورد که قرن ها سر بلند نمی کرد»؟ آیا این مطالب خط امام(ره) نیست؟ مگر امام(ره) صراحتا در نامه نیاوردند که «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند»؟ و از همه مهمتر مگر ایشان نگفته اند که«ضرر آنها(نهضت آزادی) به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند، از ضرر گروهک های دیگر حتی منافقین بیشتر و بالاتر است»؟ حال اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" چطور حمایتهای سیاسی و رسانه ای خویش و پیوند ناگسستنی شان با نهضت آزادی را با خط امام(ره) توجیه می کنند؟

 

3) دیگر سازمانی به نام مجاهدین انقلاب وجود ندارد

نگاهی اجمالی به مرامنامه سازمان مجاهدین انقلاب ، به عنوان سند فکری-عقیدتی این سازمان، و مقایسه و تطبیق عملکرد اعضای "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" با مرامنامه ، به وضوح گویای تخلف، انحراف و حرکت نکردن بر مسیر اعلام شده در بدو تشکیل این سازمان است.

در مرامنامه سازمان مجاهدین انقلاب صراحتا از «اعتقاد و پذیرش اصل مترقی ولایت فقیه توسط اعضا» و «پاسداری از اصول، ارزشها، آرمانها و دستاوردهای انقلاب اسلامی» نام برده شده و همچنین در تبصره 3 بند 1 این مرامنامه «هر گونه تغییر و انحراف از ماهیت اسلامی و اصیل سازمان به منزله خیانت به بنیانگذاران و موجب انحلال خود بخود سازمان» آورده شده است. به این معنا ، با توجه به آنچه در قسمت های قبل بیانیه آورده شده و دهها مورد دیگر از تلاش "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" در راستای سکولاریزه نمودن ایران اسلامی، استحاله فرهنگی، مقابله با عنصر جمهوریت و اسلامیت نظام، کمک به بیگانگان جهت فشارآوردن بر مردم ایران ، دادن بهانه به دست رسانه های بیگانه با هدف جو سازی علیه جمهوری اسلامی ایران در رابطه با مفاهیمی همچون صدور انقلاب و ... ، تحصن مجلس ششم ، نامه پراکنی های توهین آمیز به مقامات عالیرتبه نظام، استراتژی فشار از پایین چانه زنی در بالا، ایراد اتهام به شهروندان و همچنین نهادهای قانونی کشور،حمله به ارکان اسلام و زیر سوال بردن و تمسخر و استهزای اعتقادات اصیل اسلامی همچون عصمت ائمه و اصل عقلانی تقلید از مرجعیت و ... خود مؤید نقض اصول اساسی مرامنامه و در نتیجه انحلال خود بخود "سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب" است و از اینرو قاطعانه باید گفت دیگر سازمانی به نام مجاهدین انقلاب وجود خارجی ندارد.

 

درآخر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور ضمن تقدیر و تشکر از ملت شریف ایران ودانشجویان آگاه به خاطر حضور در عرصه های مختلف و تلاش برای پیشرفت همه جانبه کشور تاکید می نماید، همانگونه که اقدامات متعدد بدخواهان داخلی و خارجی از ابتدای انقلاب تا کنون نتوانسته است در عزم و اراده مردم کشورمان در دستیابی به قله های رفیع توسعه خللی ایجاد نماید، تلاش امروز و آینده آنان نیز بی اثر و مَثَل «پاشیدن شن به خورشید» خواهد بود.

 

والعاقبه للمتقین

شورای مرکزی

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل

دانشگاه های سراسر کشور

شهادت از آن شهید و خجالت از آن استانداری دروغگو!
از ساعت 22:15 شب گذشته اخباری در سایتهای خبری از قول وزیر کشور و وزیر اطلاعات بیان شد مبنی بر اینکه عامل بمبگذاری- (که البته تا چندی پیش مین خنثی نشده بود)- در شمال کشور دستگیر شده و الی آخر
بله طبیعی است که خوشحال می شویم که آقایان فرمانداری فارس فرق مین خنثی و بمب را درک می کنند، اما به چه قیمت؟
برای موجه جلوه دادن خود نزد رهبر عظیم الشان انقلاب گفتند کارشناس ما گفته که بقایای نمایشگاه دفاع مقدس بوده!
خون شهدا را داشتند پایمال می کردند و ...
اما خب زمستون رفت ، روسیاهی به فرماندار و استاندار و شورای تامین ماند.
آقایان خدا خود پاسدار خون شهیدان است
الحمدلله که با قدوم مبارک رهبر انقلاب به فارس ، خون شهیدان اثر کرد و حقیقت رو شد.

به روی شانه نعش دوستان است
زبان عدلخواهان در دهان است
به قرآن بین بمب و مین خنثی
تفاوت از زمین تا آسمان است

به بهانه انتشار بیوتن امیرخانی/ بیوطن حتی در خانه خودش هم نمازش شکسته است

دست نگه دارید ، اگر می خواهید "بیوتن" آخرین رمان رضا امیرخانی - که همین الان در نشر علم واقع در راهروی پانزدهم غرفه ناشران عمومی نمایشگاه کتاب موجود است- را بخوانید، این یادداشت تا تا اتمام کار خواندن آن نخوانید بهتر است ، البته بگم که من حق ورود به پرای وسی شما را ندارم و خودتان مختارید.

 
امیر خانی را خیلی ها با منِ او می شناسند همان کتابی که وقتی آن را دادند برای ویراستاری، ویراستار بعد از چند صفحه ویراستاری، در جایی نوشت، من در عمرم چنین اثر مبتذل و غیراخلاقی ای را به دست نگرفته ام، من را از ادامه كار معذور بدارید!

 
برخی اعتقاد دارند بیوتن به نوعی ادامه ارمیا است که البته شخصیت های حاضر در داستان این نظریه را تقویت می کند هرچند نویسنده زیربار این مسئله نمی رود . به هر حال ارمیا شخصیتی آرمانگراست
 كه امروز هم جا دارد به حیات خود ادامه بدهد. داستان ارمیا نقد دوران سازندگی است، منتهی قبل از وقوع آن دوران. 

 
در دوران سازندگی ناگهان شماری از مسئولان تصمیم ساز و تصمیم گیر به این نتیجه رسیدند كه دوره آرمانگرایی به سر آمده است. در مملكتی با این جمعیت جوان، چنین تصمیمی به شدت غیراصولی بود. این عقیده- یعنی پایان دوره آرمان گرایی- نسلی از جوانان ما را از ورود به عرصه‌های ‌مختلف حكومت و شئون متفاوت زندگی محروم كرد. گناه استحاله بعدی این جوانان بر گردن مسئولانی است كه به عملی كردن این عقیده آرمان زدایی اهتمام داشتند. دوره سازندگی كه گذشت، تازه بعد از دادن آن همه تلفات، حضرات فهمیدند كه نخیر! ما به جوان آرمانگرا هم نیاز داریم. نكته ای كه در امیرخانی در بیوتن به آن اشاره می کند این است كه در این دوره جدید بعد از 76 نیز برخی آرمان‌هایی ‌كه به جوانان داده شد، «توخالی» بود. خطر جوانی كه آرمانگرا نباشد، بسیار كمتر از جوانی است كه آرمان‌های ‌توخالی داشته باشد. یعنی ما هشت سال گرسنگی آرمانی داشتیم، بعد آمدیم به این خیل گرسنگان پفك نمكی دادیم. غذایی كه مغذی نبود! به هر ترتیب هرچند كه كمی دیر شده است و ممكن است اتفاقات ارمیایی دوران بعد از سازندگی كمتر پیشگویانه باشد، اما قدر مسلم قصه ارمیا در این دوران هم می‏تواند جذاب و خواندنی باشد
.

 
حتما برایتان جالب است بدانید که امیرخانی برای نوشتن این رمان یک‌سال تحقیق کرده و برای تکمیل اطلاعاتش، حدود یک سال با یک خودرو، سراسر ایالات متحده امریکا را برای آشنایی با شرایط اجتماعی مهاجران ایرانی زیر پا گذاشته است.و بعد از تهیه 600 صفحه فیش ، طی 6سال و 6 ماه ، 480 صفحه بیوتن را نوشته است.

 
امیرخانی در «بی و تن» دنبال هویت ایرانی است در مواجهه با تمدن غرب. او به جای این که بیاید هویت ایرانی را در خیابان‌های ‌مرکزی تهران دنبال کند، رفته هویت ایران را در ایالات متحده دنبال کرده تا خانه در کنار آتشفشان بنا کرده باشد. به نظرنویسنده برای شناخت هویت ایرانی باید به جایی برویم که بیشترین فشار و هجمه از آنجا نثار هویت ایرانی می‏شود. اگر بخواهیم هویت ایرانی را در مسجد و حسینیه پیدا کنیم، مشکل این است که معلوم نیست در مواجهه چه جوری جواب می‏دهد، ولی اگر رفتیم در بطن تمدن غرب و در متن مدعی این تمدن، در پایتخت تمدن غرب، دنبال هویت ایرانی گشتیم، کار سنگین‌تری را انجام داده ایم
.

امیرخانی خود در این باره می گوید: در روزگاری كه برای اروپایی‌ها ‌هم، آمریكا تصمیم می‏گیرد، من ترجیح دادم به جای استخر برای شنا به دریا بروم.

 
در مورد نام رمان هم هرچند همان بی وطن بیشتر به رمان می خورد اما نویسنده در متن کتاب با شکل نوشتاری عبارت "بی وتن" بارها بازی کرده است.

 
"مهمترین شاهرگ گردن در عربی «وتین» است. «وتن» یعنی آن رگ را زدن، قطع الوتین! "

 
گاهی شخصیت داستان اصطلاح بی وطن را در نامه‌هایش به غلط "بی وتَن" می‌نویسد؛ در جایی از شباهت ظاهری این عبارت با کلمه‌ی "بی‌وتِن" - ماده‌ای شیمیایی‌ای که در زیر ناخن‌ها به‌وجوه می‌آید- بهره برداری شده و درچهارمین نوع آن هم از آیه‌ی "بُیُوتُن من زجاج" - خانه‌هایشان از شیشه است- الهام گرفته شده است
.

 
عناوین فصول هفت‌گانه‌ی این رمان هم عبارتند از: فصل اول: معنا، فصل دوم: فصل پنجم(!)، فصل سوم: مسکن، فصل چهارم: پیشه، فصل پنجم: زبان، فصل ششم: ژنتیک و فصل هفتم: مراثی.

 
خوب نوشتن از یک رمان چهارصد و هشتاد صفحه ای آنهم از امیرخانی با آنهمه ریزه کاری و ظرافت برای من که روز اول نمایشگاه این کتاب را خریده و به صورت اکسپرس در کمتر از 14 ساعت خوانده ام، خیلی بیش از اینها می خواهد اما خب هم جا کم است و هم به قول معروف: حلوای لن ترانی تا نخوری ندانی!!!

فرمان 8 ماده اي مقام معظم رهبري درباره مبارزه با مفاسد اقتصادي

بسم الله الرحمن الرحيم

حضرات آقايان رؤساي محترم قواي سه گانه دامت تاييدائهم

تشكيل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي طرح مبارزه با فساد كه دو قوه ي مجريه و قضاييه بدان همت گماشته اند عزم جدي مسئولان را به اقدام در اين امر اساسي و حياتي نويد مي دهد . حكومتي كه مفتخر به الگو ساختن نظام علوي است بايد در همه حال تكليف بزرگ خود را كم كردن فاصله ي طولاني خويش با نظام آرماني علوي و اسلامي بداند و اين جهادي از سر اخلاص و همتي سست ناپذير مي طلبد . جمهوري اسلامي كه جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامي هدفي ندارد نبايد در اين راه دچار غفلت شود . رفتار قاطع و منصفانه ي علوي را بايد در مد نظر داشته باشد و به كمك الهي و حمايت مردمي كه عدالت و انصاف را قدر مي دانند تكيه كند

نامگذاري امسال به نام مبارك ((رفتار علوي)) فرصت مناسبي است كه شما برادران عزيز مراقبت از سلامت نظام را كه بحمدالله در سالهاي گذشته همواره در كار بوده فعاليتي تازه نفس و سازمان يافته ببخشيد و با همكاري و اتحاد افق ها را در برابر چشم اين ملت نجيب و مؤمن روشنتر و شفاف تر سازيد . امروز كشور ما تشنه ي فعاليت اقتصادي سالم و ايجاد اشتغال براي جوانان و سرمايه گذاري مطمئن است و اين همه به فضايي نيازمند است كه در آن سرمايه گذار و صنعت گر و عنصر فعال در كشاورزي و مبتكر علمي و جوينده ي كار و همه ي قشر ها از صحت و سلامت ارتباطات حكومتي و امانت و صداقت متصديان امور مالي و اقتصادي مطمئن بوده و احساس امنيت و آرامش كنند . اگر دست مفسدان و سوء استفاده كنندگان از امكانات حكومتي قطع نشود و اگر امتيازطلبان و زياده خواهان پر مدعا و انحصار جو طرد نشوند سرمايه گذار و توليد كننده و اشتغال طلب همه احساس ناامني و نوميدي خواهند كرد و كساني از آن به استفاده از راه هاي نامشروع و غير قانوني تشويق خواهند شد .

خشكانيدن ريشه ي فساد مالي و اقتصادي و عمل قاطع و گره گشا در اين باره مستلزم اقدام همه جانبه به وسيله ي قواي سه گانه مخصوصا دو قوه ي مجريه و قضاييه است . قوه ي مجريه با نظارتي سازمان يافته و بي اغماض از بروز و رشد فساد مالي در دستگاه ها پيشگيري كند و قوه ي قضاييه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالي كشور بردارد . بديهي است كه نقش قوه ي مقننه در وضع قوانين كه موجب تسهيل راه كارهاي قانوني است و نيز در ايفاء وظيفه ي نظارت بسيار مهم و كار ساز است .

لازم است نكاتي را به حضرات آقايان و ديگر دست اندركاران كشور كه مي توانند در مبارزه بافساد نقش ايفا كنند تذكر دهم

1- با آغاز مبارزه جدي با فساد اقتصادي و مالي يقينا زمزمه ها و به تدريج فريادها و نعره هاي مخالفت با آن بلند خواهد شد . اين مخالفت ها عمدتا از سوي كساني خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر مي شوند و طبيعي است بددلاني كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده دلاني كه از القايات آنان تاثير پذيرفته اند با آنان هم صدا شوند . اين مخالفت ها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند! به مسئولان خير خواه در قواي سه گانه بياموزيد كه تسامح در مبارزه با فساد به نوعي هم دستي با فاسدان و مفسدان است . اعتماد عمومي به دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهد

2- ممكن است كساني به خطا تصور كنند كه مبارزه با مفسدان و سوء استفاده كنندگان از ثروت هاي ملي موجب ناامني اقتصادي و فرار سرمايه ها است . به اين اشخاص تفهيم كنند كه به عكس اين مبارزه موجب امنيت فضاي اقتصادي و اطمينان كساني كه مي خواهند فعاليت سالم اقتصادي داشته باشند توليد كنندگان اين كشور خود نخستين قربانيان فساد مالي و اقتصاد ناسالمند

3- كار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه ي قضاييه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپاريد . دستي كه مي خواهد با ناپاكي دربيفتد بايد خود پاك باشد و كساني كه مي خواهند در راه اصلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند

4- ضربه ي عدالت بايد قاطع ولي در عين حال دقيق و ظريف باشد . متهم كردن بي گناهان يا معامله ي يكسان ميان خيانت و اشتباه يا يكسان گرفتن گناهان كوچك با گناهان بزرگ جايز نيست . مديران درستكار و صالح و خدمتگزار كه بي گمان اكثريت كارگزاران در قواي سه گانه كشور را تشكيل مي دهند نبايد مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گيرند و يا احساس ناامني كنند چه نيكو است كه تشويق صالحان و خدمتگزاران نيز در كنار مقابله با فساد و مفسد وظيفه اي مهم شناخته شود

 

5- بخش هاي مختلف نظارتي در سه قوه از قبيل سازمان بازرسي كل كشور ديوان محاسبات و وزارت اطلاعات بايد با همكاري صميمانه نقاط دچار آسيب در گردش مالي و اقتصادي كشور را به درستي شناسايي كنند و محاكم قضايي و نيز مسئولان آسيب زدايي در هر مورد را ياري رسانند

 

6- وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظايف قانوني خود نقاط آسيب پذير در فعاليت هاي اقتصادي دولتي كلان مانند معاملات و قراردادهاي خارجي و سرمايه گذاري هاي بزرگ طرح هاي ملي و نيز مراكز مهم تصميم گيري اقتصادي و پولي كشور را پوشش اطلاعاتي دهد و به دولت و دستگاه قضايي در تحقق سلامت اقتصادي ياري رسانند و به طور منظم به رييس جمهور گزارش دهد

 

7- در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود . هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود . هيچ شخص يا نهاد نمي تواند با عذر انتساب به اين جانب يا ديگر مسئولان كشور خود را از حساب كشي معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد

 

8- با اين امر مهم وحياتي نبايد به گونه ي شعاري تبليغاتي و تظاهر گونه رفتار شود . به جاي تبليغات بايد آثار و بركات عمل مشهود گردد به دست اندركاران اين مهم تاكيد كنيد كه به جاي پرداختن به ريشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاي كوچك نروند و نقاط اصلي را رها نكنند . هر گونه اطلاع رساني به افكار عمومي كه البته در جاي خود لازم است بايد به دور از اظهارات نسنجيده و تبليغات گونه بوده و حفظ آرامش و اطمينان افكار عمومي را در نظر داشته باشد . از خداوند متعال اخلاص و جد و توفيق را براي خود و شما و همه ي مسئولان اين امور مسالت مي كنم و اميدوارم اين اقدام مورد رضاي حضرت بقيه الله الاعظم روحي فداه قرار گرفته گام بلندي به سوي رفاه و آسايش عمومي را تدارك كند

والسلام عليكم

سيد علي خامنه اي

10 ارديبهشت ماه 1380

گاف هاي جديد از اصلاح طلبان
روزنامه اعتماد(!) رزو پنج شنبه ويژه نامه انتخاباتي را منتشر كرده بود كه روي جلد آن عكسي از شناسنامه هاي افراد شركت گننده در انتخابات را بر روي صفحه اول آن به نمايش گذاشته بود.


دو نكته در اين تصوير وجود داشت
يك - صف آقايون و خانمها در صفوف اخذ راي جداست. لذا يكي جواب بده عكس اين خانم بين اين شناسنامه ها چه كار مي كنه؟
دو - شناسنامه سمت راست همون خانم يه آقا پسر متولد 71 كه بادقت مي تونيد تاريخ تولد با حروف : هزارو سيصد و هفتاد و يك را ببينيد. يعني 16 ساله ها هم مي تونن راي بدن؟؟؟

اما نكته ديگه يه صوتي از خانم الهه كولايي - همان سخنگوي خيالي معين براي رياست جمهوري - شنيدم كه خالي از لظف نيست شما هم از اينجا بشنويدش
سركار خانم كولايي پس از اعتراض به رد صلاحيت(كدوم صلاحيت؟) ميفرمايند كه : اگه مارا نمي خواهند بگن نمي خوايم چرا تهمت مي زنن؟
اسلامي كه ما ياد گرفتيم چي مي گه؟ مي گه التهمت اشد من الزنا!!!
بله بنده ورود اين خانم را به جمع جاعلان حديث تبريك مي گم !!!
آخه مجبوري حديث رو نمي دوني افاضات كني؟
همينطوري اسلام ياد گرفتيد كه الان شديد ايني كه هستيد.!
الللهم اجعل عاقبه امورنا خيرا...
شهید برای خدا شهید است نه شورای تامین استانداری فارس!!!

به روی شانه نعش دوستان است
زبان عدلخواهان در دهان است
به قرآن بین بمب و مین خنثی
تفاوت از زمین تا آسمان است

علي ولي الله
همانطور كه مي دانيد عيد غدير روز اعلان ولايت امير المومنين توسط رسول خدا بدستور خداست(يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك)
غدير هميشه در دلها جاريست و هرسال اين اعلان اتفاق مي افتد ،‌ همانطور كه طبق فرمايشات علامه اميني صاحب كتاب گرانسنگ الغدير برداشت مي شود غدير مكمل دين و متمم نعمت است.
طبق احاديث معتبر ساعت اعلان اين امر يك ساعت قبل از اذان ظهر بوده كه الان مي شود 11 صبح
 و چه نيكوست اقرار به ولايت حضرت در اين ساعت توسط ذكر شريف علي ولي الله

بياييد غدير را زنده كنيم و امام را بر فراز قله ي منبر شتران عالم حيوان دريابيم و نداي جاوداني علي ولي الله سر دهيم وهنوز نداي علي ولي الله را رساترين نواها بدانيم، در هر كجا كه هستيم و در هر حالي كه هستيم ساعتي به اذان ظهر مانده مقدمات تكبير عبادتمان گردد.

 

علي ولي الله



تحريم ايسنا از سوي تمامي تشكل هاي دانشجويي
نماينده متحصنين در روبروي كاخ دادگستري ساعت 21 امشب بعد از قطعي شدن جهت دار بودن انعكاس خبري ايسنا ، بعد از حضور در پشت تريبون اعلام كرد :
خبرگزاري ايسنا از تحصن بيرون برود و ديگر براي هيچ برنامه اي نيايد/
بالاخره شاهد برخورد قاطع تشكلهاي دانشجويي با اين رسانه  اغوا كننده حقيقت شديم.
گفتني است 6 ماه پيش نيز اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل در جريان تجمع خود در اعترض به چاپ نشريات موهن امير كبير خبرنگار ايسنا را اخراج و اين خبرگزاري را تحريم كرده بودند كه تا كنون نيز ادامه دارد.
همچنين شنيده هاي غير رسمي حاكي از تحريم غير علني اين رسانه توسط بسيج دانشجويي است.

مبارزه با مفاسد اقتصادي جرم است!!!

پس از صدور دستور دستگیری 7 تن از دانشجویان تشکل های اسلامی دانشجویی دانشگاههای شیراز که شش تن از آنان دبیر تشکل های متبوع خود می باشند، در ساعات ابتدایی صبح یکشنبه، یک نفر از این دانشجویان بازداشت و پس از انتقال به بازداشتگاه موقت دادگستری استان فارس، با قید وثیقه آزاد شد.

”مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب“ متشکل از 6 تشکل دانشجویی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و تشکل دانشجویی وصال دانشگاه آزاد اسلامی شیراز در پی صدور بیانیه های مختلف و برگزاری جلسات متعدد پیرامون مفاسداقتصادی و مطالبه از  دستگاههای مسئول جهت پاسخگویی در قبال فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری (مدظله) با برخورد قضایی دادگستری استان فارس روبرو گشت.

 

:: قالب این وبلاگ توسط سید مصطفی آهنگرها طراحی شده است ::