از فلكه آب كه به سمت حرم
راه بيفتي حتما صداي نواري را ميشنوي كه ساليان سال است با آن لهجه شيرين مشهدي
ميخواند: «آقا جون قربونتم، آخه من حيرونتم، ضامن آهو رضا (ع)، لاله خوشبو رضا
(ع) به باب الجواد (ع) كه ميرسي ديگر مال خودت نيستي. دستت را ميگذاري روي سينهات
و السلام عليكمي ميگويي به آقايي كه هر لحظه آرزوي زيارتش را داشتي و حالا دعوت
شدهاي به پا بوسش.
كمي جلوتر جمعيت در حال خواندن
اذن دخول است. آخر ورود بدون اذن در خانه رسول خدا و اهل بيتش بياحترامي است. اما
يك نگراني گوشه ذهنت، تو را آزار ميدهد. نكند ...، نكند كه راهت ندهد. ميگويي ميدانم
من لايق ورود به حرم نيستم، اما آقا تو كريمي و رئوف، «عقده گشا، در بگشا، راهم
بده به خونه.»
ناخودآگاه قطره اشكي از گوشه
چشمت بر صورتت ميلغزد و روي زمين ميافتد و اين يعني وارد شو!صحن را با قدمهاي
آهسته طي ميكني، از ميان زن، مرد، پير، جوان، شهري و روستايي، همه و همه ميگذري
تا به ضريح نزديكتر شوي.
بوي مشك و عطر حرم ديوانهات
كرده كه صداي خسته پيرمردي را ميشنوي: «سرازيري قبر آقا علي بن موسي الرضا به
فريادت برسد بلند صلوات بفرست» نزديك خاطره انگيزهترين جاي حرم شدهاي، جايي كه
هنوز خيليها آن را به اسم صحن «اسماعيل طلا» ميشناسند. گوشه گوشه حرم چراغاني
شده و حالا اينجا شب دست كمي از روز ندارد، ميروي در هياهوي جمعيت تا جرعهاي از
آب سقاخانه، سينهات را جلا بدهد. پشت پنجره فولاد هم براي خود غلغلهاي است. همه
دارند با امام خود نجوا ميكنند. امام محرم دل همه است و سنگ صبور جمعيتي كه پشت
پنجره فولاد جمع شدهاند و يكصدا ميخوانند: «دلم رو گره زدم به پنجرهات دارم ميرم،
دوست دارم تا من ميام اين گرهها را وا كني.»
كودكي هم كمي اين طرفتر پشت
پنجره فولاد نگاهت ميكند و ميگويد: مادرم گفته قرار است يكي از فرشتهها بيايد
طناب من رو از پنجره فولاد باز كند. بعد هم بزند روي شانههايم كه ديدي بالاخره
... مادرم ميگويد فكر كردي الكي اسمت را رضا گذاشتم!
راستي اسم تو چيست؟ تو فكر
ميكني اون فرشته بيايد؟!
روزنامه کارگزاران که همواره ادعای روشنفکری دینی را یدک می کشد و مکررا با
چاپ آثار حسین حاج فرج دباغ(عبدالکریم سروش) به وی لقب بزرگ نواندیش دینی!!! را می
دهد ، امروز پنج شنبه در خبر صفحه 1 خود بیش از پیش بی سوادی و درک ضعیف خود از
مسایل دینی را به نمایش گذاشت.
این روزنامه حزبی در خبر صفحه 1 خود مربوط به نقل قول از حجت الاسلام و
المسلمین هاشمی رفسنجانی ملا محسن فیض کاشانی را از علمای حوزه علمیه قم خواند!!!
این در حالیست که ملا محسن فیض کاشانی (درگذشت: ۱۰۹۰)، از حکماء و فیلسوفان و محدثین و
عرفاء نامدار دوره صفوی ، شاگرد و داماد بزرگ او ملاصدرا بودهاست.
این گاف
تاریخی بیش از هرچیز نشان از سطح پایین معلومات دینی در نویسنده، دبیر سرویس،
مصحح، ویراستار و تاییدکننده نهایی روزنامه کارگزاران است چنانچه حتی دانش آموزان
سال سوم دبیرستان هم می دانند که ملا محسن فیض کاشانی بسار قبل از تولد بنیان گذار
حوزه علمیه قم وفات یافته است.!!!
مطهری، فاکر،دستغیب، عثمانی، و
خیلی های دیگر در موافقت استیضاح سخنان به حقی را گفتند. هنوز مخالفین شروع به
صحبت نکرده اند.خیلی نگرانم. رای به استیضاح کردان یعنی حیات مجدد اصولگرایی و رای
به عدم استیضاح کردان یعنی مرگ اصولگرایی.
باید منتظر باشیم و ببینیم
خانه ملت چه تصمیمی خواهد گرفت؟ مرگ یا حیات؟
______________________________________
بعد نوشت: مجلس شوراي اسلامي بار ديگر به اصولگرايي حيات مجدد بخشيد. مبارك باشد
صبح
زود با همه خستگي كه از چاپ اعلاميههاي ديشب به تن دارد، به هزار زحمت ميرود
چهار تا نان سنگك ميخرد. اين چندماهي كه پدرش را گرفتهاند بدجوري كارهاي مختلف،
سرش را شلوغ كرده است.
درس
و مدرسه از يك طرف، كارها و خريد خانه هم يكطرف، به همه اينها تظاهرات و
ديوارنويسي و چاپ و توزيع اعلاميه را هم اضافه كن.
صبحانه
را ميخورد، لقمهاي هم براي زنگ تفريح ميگيرد و در كيف دستهدارش ميگذارد.
زنگ
اول ادبيات فارسي است. آقا معلم طبق معمول شنبهها غزلي از حافظ ميخواند و بعد
شروع ميكند به گفتن از خوبيهاي آزادي و عدالت. زنگ تفريح كه ميخورد چند تا از
بچهها ميروند روي مخ باباي مدرسه كه در را باز كند تا به تظاهرات برسند. فراش
بينوا كه ديگر طاقت سروصدا و بيتابي دانشآموزان را ندارد در را باز ميكند به
بچهها يادآوري ميكند، فقط يادتان باشد كه از روي ديوار رفتيد، نه در!
نزديكي
ميدان 24 اسفند، جمعيت دانشآموزان زيادتر ميشود. دانشآموزان همراه مردم گروه
گروه داخل دانشگاه ميشوند و به سمت زمين چمن ميروند. زمين چمن دانشگاه تهران در
محاصره كامل گارديهاست. جمعيت 7هزارنفري بدون هراس فرياد ميزنند: اللهاكبر،
خميني رهبر. ديگر ساعت 11 شده است كه گارديها چند تا گلوله گاز اشكآور به ميان
دانشآموزان و دانشجويان پرتاب ميكنند. عدهاي سراسيمه به سوي در خروجي ميروند.
صداي مهيب شليك پياپي گلولهها شنيده ميشود. فرياد شنيده ميشود: نترسيد
تيراندازي هوايي است اما دانشآموزان يكي پس از ديگري نقش زمين ميشوند. 56 دانشآموز
انقلابي به جاي ميز و نيمكت مدرسه، به سينه گورستان فرستاده ميشوند. اين حادثه
همه را متاثر ميكند. امامخميني (ره) از پاريس به مناسبت اين اتفاق پيامي ميفرستند«عزيزان
من! صبور باشيد كه پيروزي نهايي نزديك است و خدا با صابران است. ايران امروز
جايگاه آزادگان است. من از اين راه دور چشم اميد به شما دوختهام. صداي آزاديخواهي
و استقلالطلبي شما را به گوش جهانيان ميرسانم.
با صلام از كلیه آموضگاران و صوادآموضان نحزت صوات آموضی سمیمانه اصطدعا دارم با هظور خود و ادای شحادت در سهن مجلص مانع از اصطیضاه من شوید . با تشكرعلی كردان
تجمع اعتراض آميز دانشجويان به كودتاي فرهنگي در بهشت زهرا(س) ساعت 12 ظهر يكشنبه 5 آبان 87 ضلع جنوبي پارك شهر، خيابان بهشت شهرداري تهران
قسمتي از بند ميم وصيت نامه امام راحل(ره):
اكنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در
حال و آینده و رئیس جمهورو روسای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت
در هرزمان ، آن است كه نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله ها ازاسلام و مصالح
كشور منحرف شوند. و باید همه بدانیم كه آزادی به شكل غربی آن ، كه موجب تباهی جوانان
و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محكوم است . و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها
و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح كشور حرام است . و بر همه ما و همه
مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است . و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود. و ازآنچه
در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و كشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی
است به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند. و مردم و جوانان حزب اللهی
اگر برخورد به یكی از امور مذكورنمودند به دستگاههای مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهی
نمودند، خودشان مكلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددكار همه باشد.
پنجشنبه گذشته، قطعه 40 گلزار
شهداي بهشتزهراي تهران شاهد تجمع و اعتراض خانوادههاي شهدا به طرحي بود كه از آن
با عنوان ساماندهي گلزار شهدا ياد ميشود.
پس از اجراي فاز اول طرح
ساماندهي گلزار شهدا كه طي آن قبور قطعه 44 بهشتزهرا كه محل دفن شهداي گمنام بود،
با هزينهاي حدود يكونيم ميليارد تومان همسانسازي شد، اعتراضهاي فراواني نسبت
به اين طرح از سوي خانوادههاي شهدا، شهروندان، جنبش دانشجويي، بنياد حفظ آثار و
نشر ارزشهاي دفاع مقدس و شوراي ترويج فرهنگ ايثار انجام شد.
بسياري از خانوادههاي شهدا با
بيان اينكه «مخالف حرمت و بهسازي قطعه شهدا نيستند»، ميگويند: تمام خواسته ما اين
است كه به سنگ مزار و حجلههاي بالاي سر شهدا دست نزنند وگرنه با بهسازي پيادهرو
و خيابان كه مشكلي نداريم. در ضمن اين حق ماست كه از جزئيات اين طرح مطلع باشيم،
بايد قبل از هر كاري از ما رضايت ميگرفتند.
يكي از پدران شهدا كه ميگويد
3 فرزند خود را تقديم انقلاب كرده است با ناراحتي خاصي اعلام ميكند: به هيچوجه
اين سنگ قبر را هر چند كه قديمي است، با بهترين سنگها عوض نميكنم. اين سنگ براي
من خاطره 20سال حضور در اين مكان است.
با وجود مخالفت صريح خانواده
شهدا با هرگونه تغيير در وضعيت سنگ مزار و حجله قبور، رضائيان، مديرعامل سازمان
بهشتزهرا ميگويد:
هدف ما از انجام اين طرح اين
است كه قطعات شهدا از اين حالت بيغوله و دخمهاي به شكلي در شأن نظام و شهدا
دربيايد.
رضائيان با انتقاد از مخالفان
اين طرح ادامه ميدهد: عدهاي به علت عدم آگاهي، برخي هم به علت نداشتن مسئوليت در
اجراي اين امر مهم شبهه ايجاد ميكنند. ما بايد اين فضا را به نسل آينده انتقال
دهيم و اين بدون انجام بهسازي ممكن نيست.
رضائيان در مورد رضايت
خانواده شهدا براي يكسانسازي ميگويد: اين وظيفه برعهده ما نيست و بنياد شهيد
بايد جلب رضايت خانواده شهدا را انجام دهد.
هرچند اين اقدام كه به گفته
مسئولان با هماهنگي دهقان، رئيس بنياد شهيد و قاليباف، شهردار تهران صورت ميگيرد،
به دنبال ماندگار كردن قبور با استفاده از مصالح بهتر و يكسانسازي و شكيل كردن
گلزار شهدا بهمنظور القاي بيشتر فضاي معنوي به زائران و جلوگيري از امحاء عكسها
و مدارك شخصي شهيدان است، اما به صورت كلي ريشهها و محكمات فرهنگي – محيطي گلزار
شهدا را دستخوش تغيير و تحول قرار ميدهد.
بيترديد اين يكسانسازي،
هرچند در تلاش است كه با رگههايي از معماري اسلامي – ايراني باشد، ليكن در يك
صورت كلي و يكسان تداعيگر قبور كشتهشدگان فرا مرزهاست.
گلزار شهدا به تنهايي بخشي از
موزه و تاريخ بزرگ دوران دفاع مقدس است كه به هيچوجه قابل بازسازي با هيچ
امكاناتي نيست و هر سنگ قبر، سندي گويا از انديشههاي شهيدان و تنوع در شكل آنها
نماد مردمي بودن دفاع است يكسانسازي قبور و انتقال آثار شخصي شهدا به يك موزه
متمركز به شدت از تاثيرگذاري و معرفي چهره معنوي شهدا كم ميكند.
به نظر ميرسد مسئولان اين
طرح در راس آن شهرداري تهران بايد با اعمال نظرات خانوادههاي شهدا و قبول كردن
هشدارهاي دلسوزان تغييرات اساسي را در اجراي اين طرح در دستور كار خود قرار دهند.