تبليغاتX
بيا تا برويم
 

 

چرا از اعتبار یک خبرگزاری دانشجویی علیه دانشجویان خرج می کنید؟
"شما كه مسئول اداره يك خبرگزاري با اعتبار جريان دانشجويي مي باشيد چطور با بي توجهي به تاريخ جنبش دانشجويي، هر خبري را نقل مي كنيد و لطمه به اعتبار تشكيلات مقدسي مي زنيد كه از سال هاي دور خون شهيدان راه حق، علم هدايت آن را استوار داشته است؟"

 جملات بالا قسمتی از نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشجویان پردیس قم دانشگاه تهران به رحیمیان مدیر عامل خبرگزاری ایسنا می باشد.

به گزارش سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل متن کامل این نامه به شرح زیر است

 

جناب آقاي رحيميان

مديرعامل خبرگزاري ايسنا

هنگامي كه رسانه‌ها به نقش خود در اطلاع‌رساني مي‌پردازند اصل عينيت و بي‌طرفي رسانه در قبال اخبار منتشر شده اهميت فراواني پيدا مي‌كند، اين مهم تا آنجاست كه رعايت چنين اصلي در درازمدت مي‌تواند اعتبار و اعتماد ويژه‌اي براي رسانه به همراه آورد.

با توجه به اين كه در دنياي حاضر رسانه هاي گسترده‌اي در دسترس مردم قرار گرفته است كه با اندك تلاشي قادرند در جريان محتواي آنها واقع شوند درك اين واقعيت را كه در رسانه‌ها ناگزير هستند واقعيت‌هاي خبري پيرامون را بدون سوگيري منعكس كنند بيش از پيش الزامي مي‌سازد.

گرچه به اعتقاد بسياري از دانشمندان علوم‌ارتباطات، رعايت اصل عينيت و بي‌طرفي به طور كامل امكان‌پذير نيست و حتي معتبرترين شبكه‌هاي خبري جهان نيز در دام سوگيري دچارند، اما واقعيت در اين است كه مي‌توان شدت آن را به نحو فزاينده‌اي كاهش داد.

از اين‌رو، مسئله سوگيري خبري يكي از اشكالات ناموجهي است كه ساختار يك رسانه را دچار پيامدهاي ناگواري ساخته و از آن، پديده‌اي ناميمون، ‌كم‌اعتبار و حراف در اذهان عمومي مي‌سازد و به تدريج مخاطبان خود را از دست مي‌دهد.

 

مديرعامل خبرگزاري دانشجويان ايران

با كمال تأسف بايد بگوئيم خبرگزاري ايسنا از آن دسته از رسانه هايي است كه در پوشش اخبار و مواضع دانشجويان و دانشگاهيان اصل بي طرفي را رعايت ننموده و در اقداماتي سئوال برانگيز برخي از اخبار را مورد سانسور و برخي را نيز مورد تحريف قرار مي دهد.

كه البته اين روند در طول دوران فعاليت اين رسانه دولتي بر عليه جريانات مذهبي شكل گرفته است و همچنان نيز ادامه دارد.

 

آقاي رحيميان

ما ميراث داران انجمن اسلامي دانشجوياني هستيم كه از سال 1363 شروع به فعاليت كرده است و كساني همچون شهيد مجتبي نافه از اعضاي مؤسس آن بوده اند و مفتخر است كه در طول 8 سال دفاع مقدس 13 شهيد سرافراز همچون شهيدان زماني ثاني و جلاليان را تقدیم انقلاب کرده كه با جان و دل از مرزهاي عقيدتي و جغرافيايي اين سرزمين عزيز دفاع كردند. و به عنوان قديمي ترين تشكل اسلامي مشغول به فعاليت مي باشد. و متأسفانه در سال 1382 طي حمايت رئيس وقت دانشگاه آقاي دكتر رهامي انجمني غير قانوني در پرديس قم كه آن روزها مجتمع آموزش عالي نام داشت به راه افتاد و اگر شما به آرشيو اخبار رسانه ها و روزنامه هاي آن روزها مراجعه نمائيد به خوبي خواهيد ديد كه دانشجويان بيدار در آن زمان كاشت اين تخم نافرجام را هشدار دادند و اما در آن روز مسئولين كه حضور جريان مستقل و منتقد دانشجويي را كه به حلقه هاي قدرت و ثروت متصل نبود را برنمي تابيدند، هيچ اقدامي نكردند.

 

جناب آقاي رحيميان

اين روزها خبرگزاري متبوع شما اقدام به درج اخباري درخصوص انجمن اسلامي دانشجويان پرديس قم نموده كه داراي صحت و رعايت اصول بي طرفي نمي باشد كه البته بايد تأكيد نمائيم كه اصولاً آن خبرگزاري در نقل اخبار جنبش دانشجويي بسيار پيش آمده كه اقدام به انعكاس اخبار جانبدارانه كرده است، لكن از زماني كه مديريت اين رسانه به شخص شما واگذار شده بود ديگر انتظار نداشتيم خبر دروغين روز سه شنبه 21/12/86 در سرويس سياسي خبرگزاري ايسنا با مفهوم عدم برگزاري مناظره منتشر شود. در حالي كه اين برنامه همچون چهار برنامه ماقبل از آن در راستاي شفاف سازي فضاي انتخابات و كمك در جهت حاكم كردن الگوي صحيح مردم سالاري ديني برگزار شد و تعجب آنكه برنامه اي كه با نام و اعتبار تشكيلات اصيل انجمن اسلامي دانشجويان پرديس قم برگزار شد متهم به جعل نام مي شود و رسانه شما نيز آن را منعكس مي نمايد و در اين ميان كساني با عدم پشتوانه تاريخي مدعي مي شوند كه هيچ اطلاعي از اين برنامه دانشجويي نداشتند و سوال اينجاست كه شما در كجاي اين تشكيلات قرار داشتيد كه مي بايست مطلع مي بوديد؟!

 

مديرعامل خبرگزاري دانشجويان ايران

شما كه مسئول اداره يك خبرگزاري با اعتبار جريان دانشجويي مي باشيد چطور با بي توجهي به تاريخ جنبش دانشجويي، هر خبري را نقل مي كنيد و لطمه به اعتبار تشكيلات مقدسي مي زنيد كه از سال هاي دور خون شهيدان راه حق، علم هدايت آن را استوار داشته است؟

ما اين خطا را در خوشبينانه ترين حالت حاصل بي توجهي كادر اجرايي رسانه تحت مديريت شما مي دانيم كه متأسفانه در چند سال گذشته بسيار زياد بروز و ظهور پيدا كرده است و اميدواريم اين روند نامطلوب هرچه زودتر اصلاح گردد.

 

والعاقبه للمتقين

انجمن اسلامي دانشجويان پرديس قم

منبع سایت mostaghel.ir


انگشتان جوهري ، يك آري ديگر به جمهوري اسلامي
سفر به سرزمين ملائك/ بخش دوم –هويزه

اتوبوس راه هویزه رو گم کرده و مسیر 1ساعته را دو ساعت در راه بودیم ،تو راه تابلوهایی وجود دارد با نوشته هایی مانند ما اهل تسلیم نیستیم ، لشکر 92 زرهی خوزستان همیشه قهرمان .

به مزار حماسه آفرينان هويزه آمديم ، مكاني كه هر چند در سال 62 ساخته شده است اما يادآور جوانمردي حسين علم الهدي و 68 نفر از دانشجويان پيرو خط امام است كه در 16 دي ماه سال 59 با هدف بيرون راندن دشمن بعثي از دشت هويزه به عمليات پرداخته بودند.

اين منطقه پس از شهادت علم الهدي و يارانش تا زمان آزادسازي خرمشهر در دست دشمن بود و پس از فتح خرمشهر در سال 61اجساد مطهر شهدا از ميان ميدان مين شناسايي شده و در همين جا به خاك سپرده شده اند.

با پياده شدن از اتوبوس ، به هر خبرنگار يك چفيه اهدا مي شود كه احساس خوبي را به ما منتقل مي كند ، چند نفري جلوي مزار در حال كارهاي عمراني هستند، قيافه اشان خيلي آشناست ، كمي كه دقت مي كنم متوجه مي شوم دانشجوي دانشگاه امام صادق و تهران هستند ، توي تجمعات دانشجويي ديده بودمشان.

داخل كه مي شويم احسان ياوري مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه علامه را هم مي بينم كه در حال خدمتگزاري به زائران است ، با پرس و جوي نامحسوس متوجه مي شوم كه تمامي كارهاي مربوط به نظافت ، خدمت رساني ، كارهاي عمراني ، اطلاع رساني و هر كاري كه بشود فكرش را كرد در دوره هاي زماني 15 روزه توسط دانشجويان داوطلب انجام مي شود.

قبل از رسيدن به اينجا در اين فكر بودم كه آن روز دانشجويان درس و دانشگاه را رها كردند و به دفاع از وطن خود پرداختند و آماده شهادت شدند اما امروز اگر اين موقعيت بود چه مي كردند؟ با ديدن اين دانشجويان در اينجا كه با تمام اخلاص مشغول به خدمت رساني به زايران هستند جواب سئوال خود را گرفتم ، آري دانشجو هميشه پيرو خط امام و رهبري خواهد ماند.

هر كسي بر سر قبري نشسته و در دل مي كند و بعضا ذكري مي گويند و دعايي هم مي خوانند و برخي هم گريه امانشان را بريده است.

قبر شهيد علم الهدي از همه شلوغ تر است و حال و هواي عجيبي دارد ، مادر حسين علم الهدي هم بنا به وصيت خودش همينجا دفن شده است.

500 نفر از دانشجويان دختر دانشگاه هاي استان كهگيلويه و بوير احمد براي زيارت به اينجا آمده اند ، با يكي دوتا از آنها كه بار اول است آمده اند اينجا صحبت مي كنم ، يكي از آنها مي گويد من قبلا كربلا رفتم و اين سفر را به نيت كربلا آمدم و وقتي به اين مناطق پا گذاشتم دوباره خودم را در كربلا ديدم .ديگري از قرعه كشي و دعوت شهدا براي اين سفر مي گويد و مي گويد براي تجديد ميثاق با شهدا اين جا آمده است.

نماز ظهر و عصر را همين جا مي خوانيم و به طرف دهلاويه به راه مي افتيم.

سفر به سرزمین ملائک - بخش اول - اعزام

به همت روابط عمومي سازمان بسيج دانشجويي كاروان مجزايي براي اصحاب رسانه شامل خبرنگاران ، عكاسان و مستندسازان جهت بازديد از مناطق عملياتي جنوب كشور در نظر گرفته شده بود و قرار شد از طرف شبكه خبر دانشجو من عازم اين سفر شوم.

با پيامك روابط عمومي سازمان بسيج دانشجويي مطلع شدم كه بايد ساعت 45/14 براي عزيمت به اهواز در ايستگاه راه آهن تهران حضور پيدا كنم.از آخرين باري كه به جنوب رفته بودم 3 سال مي گذشت و اين اشتياق مرا زيادتر مي كرد .

با ورود به ايستگاه راه آهن ، جمعيت كثيري از دانشجويان را ديدم كه با صحبت با يكي دوتايشان متوجه شدم كه همسفر ما در قطار خواهند بود.قطار فوق العاده ساعت 15:30 اهواز با هماهنگي ستاد راهيان نور براي زائران مناطق عملياتي جنوب در نظر گرفته شده بود.

بر خلاف سفر قبلي ، قطار درجه دو با شش صندلي كه جاي خواب هم نداشت در ابتداي امر براي همه تعجب برانگيز شد و از آن عجيب تر وضعيت قطار بود كه از خاك روي صندلي ها مي شد حدس زد كه حداقل يكسالي كار نكرده و به معني كامل كلمه فوق العاده بود.

با همه مشكلات فيزيكي ظاهري قطار سر ساعت مقرر به راه افتاد و اين ما را به رسيدن سر وقت اميدوار كرد. اما هنوز از تهران خارج نشده بوديم كه ناگهان قطار به صورت مهيبي توقف كرد.

ابتدا فكر كرديم يكي از همين دانشجوها ، شيطنت رو از همين اول سفر شروع كرده و ترمز اضطراري را كشيده اما بعد متوجه شديم كه اتفاق بدي افتاده ، يعني خيلي بد ، يك نفر كه بعدا معلوم شد متولد 62 بوده ، به طرز فجيع خودكشي كرده است.

يك ساعت از توقف ما مي گذشت و همچنان ما در انتهاي شهر تهران منتظر حركت قطار بوديم كه قطاري كه حركتش 1 ساعت بعد از ما بود هم از كنار ما گذشت ، خلاصه بهد از نزديك به دو ساعت توقف و پس از حضور نيروي انتظامي و اورژانس راه افتاديم.

در اين قطار دانشجويان دانشگاه هاي علم و صنعت و الزهرا(س) بودند كه پس از اين اتفاق به جمع آوري صدقه براي رفع بلاياي محتمل بعدي پرداختند.

شب را در گفتگو و آشنايي با بقيه همسفرانمان در كاروان اصحاب رسانه گدرانديم و بعد هم با مشقت هاي فراوان خوابيديم ، و صبح كه نه نزديك ظهر هم با تاخير 3 ساعته يعني 9:45 به اهواز رسيديم.

به محض پياده شدن مستندسازان دوربين هاي خود را براي ضبط تصاوير رسيدن دانشجويان به اهواز آماده كردند ولي طولي نكشيد كه نيروي انتظامي مستقر در راه آهن اهواز به اين مسئله متذكر شد كه با ارائه نامه و مجوز مشكل برطرف شد.

 هوای شهر اهواز به دلیل وجود گرد و غبار آنقدر آلوده بود که کمتر کسی بود که از ماسک استفاده نکند.

پس از آمدن اتوبوس پارچه ای جلوی آن نصب شد که روی آن نوشته شده بود : کاروان اصحاب رسانه ، یادمان شهید سید مرتضی آوینی

پس از سوار شدن به اتوبوس از مرکز شهر اهواز عبور می کنیم ، شهر گرما ، شهر نخل های سربرافراشته ، حال و هوای جنوبی هم با آهنگ داخل اتوبوس به ما منتقل می شود.

مقصد بعدی ما هویزه است ؛ مشهد شهدای دانشجو

ادامه دارد...

 

تسلیت

سلام

خب دیگه تاخیرای من در نگارش بلاگ تقریبا عادی شده

باید ببخشید

اما به محض ایکه از مشهد رسیدم

آفیش شدم برای سفر به مناطق عملیاتی جنوب کشور – همون راهیان نور-

5-6 روز تا امروز طول کشید

این سفرخیلی حرفها برا گفتن داشت که طی گزارشی باید گرد بیاد و توی شبکه خبر انشجو منتشر بشه

راستی 3 گروه مستند سازهم با ما بودن که احتمالا میتونین از عید هر شب ما رو تو یکی از شبکه های سه و پنچ و خبر و قرآن ببینید.

این سفر بیش از 1200 فریم عکس نیز برای من داشت که احتمالا حدود 100 فریمش طی گزارشات تصویری در خبرگزاری مون منتشر بشه شاید بقیه رو هم تو همین وبلاگ یه کاری کردم.

امروز ظهر رسیدم و الان دارم این پست رو می نویسم

برای ادای دین به پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله شهادت این بزرگوار رو تسلیت میگم

بله شهادت نه رحلت!
شهادت پیامبر توسط نوشیدن شربت زهر آلود توسط زن یهودی

و بسیار دردناک است بازنگری بر رفتار مسلمانان در آن روزها ، نسبت هذیان به پیامبر ، سرپیچی از فرمان او برای شرکت درسپاه اسامه و ...

اما بعد از شهادت یار و ولی و وصی و داماد و پسر عم او به کفن و دفن نبی مکرم اسلام مشغول شد

و چنین می گوید :

ان الصبر جمیل الا عنک : صبر زیباست اما نه در فراق تو!

 

 اما آنانکه بدنبال تغییر مسیر هدایت الهی بودند شورای سقیفه را تشکیل دادند – و لعنت الله علی القوم الظالمین-

و شد آنچه که شد.

و حق مسلم علی علیه السلام در جانشینی غصب شد.

و ای کاش این پایان ماجرا بود.

اما

سیاهرویان منافق بر عدم بیعت علی با ملعون اول به خانه وی هجوم برده و سبب آفرینش نبی و علی و مادر پیامبر (– فاطمه ام ابیها – لولا فاطمه لما خلقتکما - ) و آن گوهرآفرنش را هتک حرمت کردند،چنانکه همه می دانید و قلم شرم دارد از تکرار آن.

این ایام یعنی از 29 صفر تا 7 ربیع الاول به ایام محسنیه در بین خاص الخواص شهرت دارد و عزای دردانه ای که عالم هستی تاب قدومش را هم نداشت بر سر عالمیان گسترده است.

این ایام را به محبین ، شیعیان ، سادات ، و امام زمان تسلیت عرض کرده و بار دیگر با امیرالمومنین تجدید بیعت می کنیم : علی ولی الله

----

مطالعه کتاب سیاهترین هفته تاریخ نوشته علی محدث بندرریگی در خصوص این پست توصیه می شود.

یا مبدل السیئات بالحسنات

وقتی این پست منتشر میشه ، ان شالله تو راه مشهدم
واسه تسلیت اربعین آقا امام حسین با همه بدیهام می رم پیش امام الرئوف.

وقتی منتجب نیا فراموشکار می شود!!!

برای تهیه گزارش به دانشکده مدیریت دانشگاه تهران رفته بودم ، قرار بود حاجی و منتجب نیا با حسینیان و باهنر مناظره انتخاباتی داشته باشند ، طبق فاکس بسیج دانشجویی برنامه قرار بود ساعت 13/30 شروع شود که ساعت 12/30 شروع شده بود، داشتم با عجله خود را به سالن می رساندم که در فاصله نیم طبقه ای سالن همایش آسانسور متوقف شد !!! بنده و خبرنگار پرس تی وی داخل آسانسور محبوس شدیم و پس از کلی ماجرا بعد از 45 دقیقه آزاد شدیم...
سالن مملو از دانشجویان بود و بحث هم داغ داغ، خب مطالب مطروحه رو می تونید تو آرشیو خبرگزاری بخونید اماچیزی که جالب این بود که حسینیان خطاب به منتجب نیا گفت که: «شعار دموکراسی و آزادی باید واقعی باشد. دوم خرداد هیچ گاه به مخالفین خود اجازه آزادی بیان نداد و با هوچیگری، فضاسازی، تهمت وافترا مخالفین را مجبور به سکوت کرد و این تنها من بودم که از این تهمت ها نترسیدم و از ارزش ها دفاع کردم و با اینکه شما که ادعای آزادی را داشتید حتی در سایت ها و روزنامه هایتان این جانب را مورد هجوم قرار دادید و حاضر نشدید جوابیه ی مرا بزنید، ولی من حاضر شده، علی رغم اینکه آقای منتجب نیا در دانشگاه ایلام علیه اینجانب صحبت کرد و مرا استهزاء نمود خاطرات ایشان را چاپ کنم

بعد از این سخن آقای منتجب نیا با جدیت تمام سخنرانی خود را در دانشگاه ایلام منکر شد و در ادامه گفت: «کتاب خاطراتم قبل از مسئولیت شما یا در حال ورود شما چاپ گردید و من در ده ساله اخیر ایلام نبوده ام». این سخن با تکذیب شدید آقای حسینیان و ادای سوگند بر دروغ بودن سخن آقای منتجب نیا پاسخ داده شد.
اما جالب تر از اینها شجاعت حسینیان در پاسخگویی و افشاگری دروغ های منتجب نیا بودکه با انتشار اسناد چاپ کتاب خاطرات منتجب نیا نشان داد این کتاب در سال 1383 یعنی 9 سال بعد از مسئولیت حسینیان چاپ شده و همچنین اسناد توهین و استهزاء آقای منتجب نیا در دانشگاه ایلام که در 22 آبان 1378 را نیز بصورت مستند منتشر کرد ، خط بطلان دیگری بر سخنان منتجب نیا بود.

اما فراموشکاری دیگر منتجب نيا پاسخ به سئوالي در مورد طرح سه فوريتي تعليق فعاليت هاي هسته اي در مجلس ششم بود که گفت: اين مسئله را به خاطر ندارم! منتجب نيا در پاسخ به من به عنوان خبرنگار نیز گفت: بنده خبر نداشتم و من خدا را شاهد مي گيرم که يادم نيست
و هنگامی که به وی گفتم با این همه فراموشی فکر نمی کنید اگر رای بیاورید در مجلس دچار مشکل می شوید با ناراحتی و اخم گفت : ممکن است شما اشتباه کرده باشيد يا تعمداً اين حرف را مي زنيد! و با اخم جمع خبرنگاران را ترک کرد.

اما سخن آخر
این بود گوشه ای دیگر از صداقت به اصطلاح اصلاح طلبان!!!
آیا به نظر اینها واقعا دانستن حق مردم است!!!

 

:: قالب این وبلاگ توسط سید مصطفی آهنگرها طراحی شده است ::