تبليغاتX
بيا تا برويم
 

 

شناسايي عوامل توپخانه تخريب جبهه پايداري
 كه 
" خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى ... اين معنايش اين نيست كه همه يك جور فكر كنند؛ معنايش اين است كه اگر دو جور فكر ميكنند، دست‌به‌گريبان نشوند. هر گونه مخالفت ما با يكديگر، هر گونه دعوا و نزاع ما با يكديگر، دشمنان را اميدوار ميكند، خوشحال مي‌كند."          مقام معظم رهبري

چند وقتي است كه با نزديك شدن به زمان انتخابات مرحله دوم انتخابات مجلس، بداخلاقي ها و تخريب ها عليه جبهه پايداري از سوي سايت ها و مجلات و كارتل هاي اقتصادي بيشتر شده است.

در همين مدت اي ميل هاي متعددي نيز از سوي خانمي به نام زهرا حايري كه البته از شواهد مشخص است كه يكي از آقايان رسانه اي بنام جبهه متحد است، براي فعالان رسانه اي ارسال مي شود.

اين اي ميل ها براي من نيز مي آمد و بعد از ارسال عين همين مطالب را در سايت ها و مجلات حامي جبهه 7+8 ميديدم.

تا امروز كه فرستنده ي محترم فراموش كرده بود سابقه اي ميل را پاك كند و به لطف خدا منشا اين خرابكاري ها و تخريب ها هم رسوا و هم شناسايي شد.

همانطور كه مي بينيد مطلب را اول آقاي مجتبي توانگر( سردبير سابق الف و مسئول روابط عمومي 7+8) به اي ميل زهرا حايري فرضي فرستاده و بعد به مالك شريعتي و پيام تيرانداز رسيده،‌و چگونگي توزيع آن در رسانه ها و مدل هماهنگي نيز آمده است.

اين همان تقواي جمعي رسانه هاي 7+8 است!

برادران توانگر، شريعتي و محسن مهديان،‌ تيرانداز! خداقوت ،‌خسته نباشيد!!


پي نوشت:

شايد برخي اين افراد را نشناسند

، از اين رو يك معرفي اجمالي مي كنم:

آقاي مجتبي توانگر : سردبير سابق الف و مسئول روابط عمومي 7+8 ، كارشناس ارشد مركز پژوهش هاي مجلس و برادر عباس توانگر سردبير فارس نيوز

آقاي پيام تيرانداز: سردبير مهر 

آقاي محسن مهديان:  سردبير سابق جهان نيوز و مدیرکل اخبار داخلی خبرگزاري مهر

آقاي مالك شريعتي هم عنصر رسانه اي طيف 7+8 كه چندسال پيش خواستار حذف اشهد ان علي ولي الله از اذان براي وحدت! شده بود كه البته بعدا عذرخواهي كرد.

بعد التحریر: آقای شریعتی در وبلاگشان در مورد توضیحات بنده این طور نوشته اند: لازم به ذکر است که مطلب بنده این ادعای ایشان نبوده و پیگیری روش و منش رهبری در وحدت مسلمانان بوده است: "اذان مشترک مسلمانان؛ سخت اما شدنی" و هیچ عذرخواهی نیز در کار نبوده است بلکه در مطلب بعدی از این پیشنهاد خود با استناد به دستور رهبری برای پخش اذان اهل سنت از سيمای كردستان، کاملا دفاع هم نمودم، بنابراین اقدام ایشان در نسبت خلاف دادن به بنده قابل پیگرد قانونی است.

شيفتگان قدرت يا تشنگان خدمت؟

با ورود به انتخابات مجلس جريان هاي مختلفي شكل گرفته است و گروه ها و جناح ها سعي دارند تا در سبد راي مردم قرار گرفته و خود را به بهترين شكل عرضه مي كنند تا اقبال مردم به آنها افزوده شود.

هرنماينده و جرياني سعي مي كند با ارائه برنامه خود براي كانديداتوري، فضاي شفافي مقابل مردم قرار دهد. برخي وعده و وعيد مي دهند و برخي هم برنامه ريزي مي كنند و يك جريان قوي براي ايجاد برنامه شكل مي دهند.

اينكه جريانات سياسي در فضاي فعلي كشور، بخواهند مردم را ترغيب به اصل حضور در انتخابات و بالابردن مشاركت بكنند، امر ي پسنديده و اينكه عده اي نيز مردم را ترغيب به جبهه خود مي كنند نيز  در چنين فضايي غيرقابل جلوگيري است. جريانات مي خواهند با كسب بيشترين كرسي در انتخابات اداره مجلس را در دست بگيرند.

اما امروز يك خبر عجيب و غريب در پايگاه خبري تحليلي الف (متعلق به آقاي احمد توكلي نامزد جريان 7+6) منتشر شد، كه حاكي از نگرش خطرناك و افكار غلط در سرعده اي دارد.

اين پايگاه با انتشار يك تحليل مدعي شد در فهرست ۳۰نفره جبهه متحد اصولگرايان در تهران، ۱۹نفر به رياست حدادعادل و ۱۱نفر به رياست لاريجاني در مجلس تمايل دارند.

بله درست متوجه شديد، هم اكنون و درحاليكه هنوز زمان تبليغات كانديداها نيز شروع نشده است، عده اي بر سر رياست حداد و لاريجاني در حال نزاع هستند!

حال سئوال اينجاست چرا بايد موضوعي كه بعد از انتخابات ، تازه موضوعيت پيدا مي كند به صدر دغدغه هاي اعضاي اين جريان سياسي مبدل شود؟

بحث بر اين موضوع كه حداد رييس مجلس شود يا لاريجاني هم اكنون شبيه بحث پيرمرد و كوزه اي است كه در خواب آن را فروخت و زندگي خود را به كلي تغيير داد و وقتي از خواب پريد پايش به كوزه گرفت و كوزه شكست!

پرداختن به اين موضوع از آن جهت خطرناك است كه گويي راي مردم و انتخاب آنها ارزشي ندارد،‌ و هيچ درصدي براي راي نياوردن اين دو نفر ديده نمي شود و از جهت ديگر هم گويي هيچ اصلحي نسبت به اين دو در مجلس آينده وجود نخواهد داشت.

جريان هاي سياسي بايد شيفته خدمت به مردم باشند و هم اينك بحث بر سر چگونگي حل مشكلات مردم باشد نه اينكه جنگ قدرت بين خود راه بياندازند كه فلاني رييس شود يا فلاني!

به هرحال مردم فهيم ايران اين رفتار زشت جريان سياسي 7+6 را فراموش نمي كنند و به وقت خود پاسخ درخوري به آن خواهند داد.

قلاده هاي طلا فيلمي در طراز جمهوري اسلامي

آخرين چيزي كه از صنعت فيلم سازي هاي طالبي به خاطر داريم، به كجا چنين شتابان است، سريالي كه مخاطب را پاي گيرنده هاي خود نشاند و جزو بهترين هاي سالهاي اخير نيز بود.

بعد از فتنه 88 بسيار تلاش شد تا اين موضوع در قالب يك فيلم سينمايي و در يك قالب دراماتيك عرضه شود. خيابان هاي آرام كمال تبريزي و گزارش يك جشن حاتمي كيا فيلمهايي بودند كه فضا را به نفع جريان فتنه تعريف مي كردند و پايان نامه و اخراجي هاي 3 سعي داشتند فضايي را به نفع جرايان انقلابي ايجاد كنند.

البته هر دو دسته اين فيلمها دچار افراط و تفريط بودند و بدون صراحت و بيشتر با نماد و سمبل، ذهن مخاطب را به سمت موضوع اصلي رهنمون مي كردند.

اواخر سال 88 بود كه طالبي تصميم خود را براي ساخت يك فيلم سياسي با موضوع فتنه 88 اعلام كرد، و بعد از آن با تلاش و مطالعه يك ساله كتب و ديدن فيلم ها و مستندهاي مرتبط با موضوع فتنه، سناريوي كار آماده شد.

قلاده هاي طلاي طالبي به خوبي فتنه را روايت مي كند، آنقدر خوب كه فكر مي كني داري مستند نگاه مي كني،‌ ماجرا از طرح ترور خاتمي و كشته سازي و پروژه ارديبهشت داغ شروع مي شود و به خوبي نقش ايادي استكبار در فتنه روشن مي شود.

قتل ندا آقاسلطان،‌قتل مردم كف خيابان، حمله به پايگاه بسيج و چگونگي كشته شدن چند نفر به دست نيروهاي بسيجي،‌ سازماندهي تجمعات و اغتشاشات به خوبي در اين فيلم روشن مي شود و تاجايي كه به قول يكي از بينندگان فيلم در برج ميلاد "قلاده هاي طلا براي جشنواره اي ها فيلم سينمايي است،‌براي بسيجي ها، خاطره"

شخصيت هاي قلاده هاي طلا سياه و سفيد نيستند، همه معترضين به انتخابات اراذل و اوباش و عامل بيگانه نيستند،‌ اما فريب خورده هستند، هنر طالبي به نمايش دادن روند فريب خوردن است،‌از شانتاژهاي موسوي تا حرف هاي صبح انتخابات همسراكبررفسنجاني و شعار تقلب بزرگ كه رمز عمليت فتنه بود،‌به خوبي در روند داستان در ذهن مخاطب جا مي افتد.

سياه يا آرماني نديدن وضعيت به رغم وجود سياهي ها و سفيدي ها موضوع ديگري است كه در فيلم طالبي نمايان است. پليس بد وجود دارد، اما پليس خوب هم هست،‌اطلاعاتي خائن وجود دارد و در عمق سيستم هم  نفوذ كرده، اما رويش ها و انسان هاي دست پاك بسياري هم هستند؛ فيلم برشي از واقعيت است.

جسارت طالبي در به نمايش كشيدن ضعف دستگاه اطلاعاتي – امنيتي كشور و ترميم ضعف توسط خود سيستم فوق العاده است. به راستي فتنه اي كه رهبري انقلاب نيز پرده از برنامه ريزي 10 ساله براي آن، برميدارد چگونه در داخل سيستم امنيتي تشخيص داده نمي شود و از آن به عنوان هيجان انتخابات ياد مي شود؟ جواب مشخص است،‌جاسوس در وزارت اطلاعات است!

در فيلم خواهر و برادري نيز وجود دارند كه يكي حامي موسوي و ديگري احمدي ن‍ژادي است. اين دو در روند تبليغات با هم كل كل و كركري دارند و بعد از مشخص شدن نتايج انتخابات باهم درگير مي شوند و دعواي مفصلي با هم مي كنند – درست مثل خيلي از خانواده ها كه دچا همين اختلاف شد- اما در سكانس نهايي فيلم كنار هم در برابر سفارت انگليس مي ايستند و شعار مي دهند.

يادم مي آيد در فيلم از كرخه تا راين وقتي يك جانباز بريده از  نظام كه براي پناهندگي به آلمان رفته، نمايش داده شد، رهبري فرموده بودند اگر اين جانباز هم در هواپيما نشان داده مي شد كه به ايران برمي گردد،‌ ديگر فيلم عالي بود.

طالبي در اين فيلم جهش فيلم سازي خود را به رخ مخاطب مي كشد و يك سينمايي با ريتم تند را به مخاطب عرضه مي كند.

البته اگر فيلم تنها بر تكنيكها تكيه مي كرد،‌اينچنين مقبول نمي افتاد و حتما اثر وضعي نيت طالبي است كه مخاطب را اين چنين به وجد آورده كه هر سخن كه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند.

طالبي فيلسماز انقلاب است و قلاده هاي طلايش خسته نباشيد نمي خواهد، طالبي خاطره بد فيلم هاي سياسي ضد نظام مثل زادبوم و گزارش يك جشن و ... را از دهن ما برد، اين تقريبا اولين بار بود كه پس از ديدن يك فيلم سياسي راضي و خوشحال از سالن سينما بيرون مي رفتيم.

آقاي طالبي، قبول باشد!

آیت الله علم الهدی: به هیچ لیستی پایبند نیستم، بگردید ببینید چه کسانی شاخص ها را دارند

روز اربعین حسینی امسال بود که طبق رسم همیشگی خود جهت عرض تسلیت به محضر قدسی حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) مشرف شدم.

نماز صبح که برگزار شد، در صحن آزادی جنب کفشداری شماره 9، آیت الله علم الهدی را در حال خروج دیدم. فرصت را غنیمت شمردم و خدمت ایشان رسیدم تا سئوالاتی که در ذهنم بود، بپرسم.

به ایشان گفتم زائری هستم که از تهران مشرف شدم و چند سئوال سیاسی داشتم. اجازه دادند. گفتم شما در ایام اخیر بسیار می فرمایید که به ساکتین فتنه برای مجلس رای ندهیم، اما اسمی از آنها نمی برید و این برای من مخاطب و امثال ممکن است خوب تبیین نشود، چرا مصادیق را روشن به مردم نمی گویید؟

آیت الله علم الهدی همچنان که در حال قدم زدن به سمت درب اصلی صحن بودند، فرمودند: مصادیق را مردم بهتر می دانند و مردم ما بصیرتشان خیلی زیاد است، مردمی که نه دی را خلق کردند، ساکتین فتنه را خودشان تشخیص می دهند.

پرسیدم نظرتون درباره جبهه پایداری چیست؟ که پاسخ دادند: آنها هم آدمهای خوبی و باتقوایی هستند که زیرنظر آقای مصباح فعالیت می کنند.

فرصت کم بود و باید کلام را به پایان می بردم که سئوال آخرم را اینگونه پرسیدم: حاج آقا اگر در آینده در تهران دولیست در اصولگراها پیش آمد چه کنیم؟ به لیست جبهه پایداری رای بدهیم یا به لیست جبهه متحد اصولگرایان؟

که ناگهان ایشان با لحنی عتاب گونه فرمودند: ما به لیست ها چکار داریم! اصلا مشکل ما از اول انقلاب همین بوده که لیستی رای دادیم. من خودم به هیچ لیستی پایبند نیستم، بگردید ببینید چه کسانی شاخص ها را دارند ، در هر لیستی که بودند به همانها رای بدهید.

تشکری کردم و التماس دعایی گفتم و به زیارت مشرف شدم.

 قصد داشتم همان روز بازگشتم به تهران، این مطلب را روی وبلاگم بگذارم اما با خود گفتم که شاید گفت و گوی بنده و ایشان در شرایط خاصی بوده و رسانه ای شدن آن اخلاقی نباشد.

لیکن امروز دیدم در برخی سایت های خبری طی مطالبی و تیترهای یکسان از اظهارنگرانی آیت‌الله علم‌الهدی از چند لیست‌شدن اصولگرایان یاد شده است، خبر را که مشاهده کردم، دیدم منبعی هم برای مصاحبه ذکر نشده و تنها به لفظ "در گفت و گویی" بسنده شده است، لذا خواستم با ذکر آنچه خودم، شخصا از زبان آیت الله علم الهدی شنیدم،  این شبهه را برطرف کرده و بگویم نظر صحیح ایشان آمدن افراد اصلح و ولایتمدار است، و طبق آنچه خودشان گفتند به لیست ها و این موارد اهمیتی نمی دهند.



برچسب‌ها: علم الهدی, انتخابات, مجلس, پایداری, اصولگرایان
:: قالب این وبلاگ توسط سید مصطفی آهنگرها طراحی شده است ::