تبليغاتX
بيا تا برويم
 

 

آیت الله علم الهدی: به هیچ لیستی پایبند نیستم، بگردید ببینید چه کسانی شاخص ها را دارند

روز اربعین حسینی امسال بود که طبق رسم همیشگی خود جهت عرض تسلیت به محضر قدسی حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) مشرف شدم.

نماز صبح که برگزار شد، در صحن آزادی جنب کفشداری شماره 9، آیت الله علم الهدی را در حال خروج دیدم. فرصت را غنیمت شمردم و خدمت ایشان رسیدم تا سئوالاتی که در ذهنم بود، بپرسم.

به ایشان گفتم زائری هستم که از تهران مشرف شدم و چند سئوال سیاسی داشتم. اجازه دادند. گفتم شما در ایام اخیر بسیار می فرمایید که به ساکتین فتنه برای مجلس رای ندهیم، اما اسمی از آنها نمی برید و این برای من مخاطب و امثال ممکن است خوب تبیین نشود، چرا مصادیق را روشن به مردم نمی گویید؟

آیت الله علم الهدی همچنان که در حال قدم زدن به سمت درب اصلی صحن بودند، فرمودند: مصادیق را مردم بهتر می دانند و مردم ما بصیرتشان خیلی زیاد است، مردمی که نه دی را خلق کردند، ساکتین فتنه را خودشان تشخیص می دهند.

پرسیدم نظرتون درباره جبهه پایداری چیست؟ که پاسخ دادند: آنها هم آدمهای خوبی و باتقوایی هستند که زیرنظر آقای مصباح فعالیت می کنند.

فرصت کم بود و باید کلام را به پایان می بردم که سئوال آخرم را اینگونه پرسیدم: حاج آقا اگر در آینده در تهران دولیست در اصولگراها پیش آمد چه کنیم؟ به لیست جبهه پایداری رای بدهیم یا به لیست جبهه متحد اصولگرایان؟

که ناگهان ایشان با لحنی عتاب گونه فرمودند: ما به لیست ها چکار داریم! اصلا مشکل ما از اول انقلاب همین بوده که لیستی رای دادیم. من خودم به هیچ لیستی پایبند نیستم، بگردید ببینید چه کسانی شاخص ها را دارند ، در هر لیستی که بودند به همانها رای بدهید.

تشکری کردم و التماس دعایی گفتم و به زیارت مشرف شدم.

 قصد داشتم همان روز بازگشتم به تهران، این مطلب را روی وبلاگم بگذارم اما با خود گفتم که شاید گفت و گوی بنده و ایشان در شرایط خاصی بوده و رسانه ای شدن آن اخلاقی نباشد.

لیکن امروز دیدم در برخی سایت های خبری طی مطالبی و تیترهای یکسان از اظهارنگرانی آیت‌الله علم‌الهدی از چند لیست‌شدن اصولگرایان یاد شده است، خبر را که مشاهده کردم، دیدم منبعی هم برای مصاحبه ذکر نشده و تنها به لفظ "در گفت و گویی" بسنده شده است، لذا خواستم با ذکر آنچه خودم، شخصا از زبان آیت الله علم الهدی شنیدم،  این شبهه را برطرف کرده و بگویم نظر صحیح ایشان آمدن افراد اصلح و ولایتمدار است، و طبق آنچه خودشان گفتند به لیست ها و این موارد اهمیتی نمی دهند.



برچسب‌ها: علم الهدی, انتخابات, مجلس, پایداری, اصولگرایان
ريشه يابي سركوب مردم در وال استريت
بررسي تاريخ كشورهاي استبدادگر، از جمله آمريكا و انگليس نشان مي دهد كه دولتهاي اين دو كشور همواره در برخورد با كشورهاي ديگر با سركوب و خشونت رفتار كرده اند، عراق و افغانستان،‌ايران، ويتنام، ‌ناكازاكي و هيروشيما ‌و بسياري از كشورهاي دنيا شاهد اين خشونت ها بوده اند و حالا اصلا تعجبي ندارد كه نيروهاي پلييس آمريكا و انگليس و ساير كشورهاي غربي با شهروندانشان با خشونت برخورد كنند. غربي كه پيش از اين بلاهاي متعدد بر سر ملتها آورده است،  طبيعي است الان شمه اي از آن را هم به مردم خود نشان دهد.

كشورهايي كه ريختن بمب و موشك بر سر زن و كودك و پير و جوان عادت روزمره شان شده است،‌آيا كشتن و مجروح كردن با گلوله يا شوك الكتريكي كار دشواري است؟

ابوغريب و گوانتامو مملو از انسانهاي بي گناهي است كه بدون هيچ محاكمه اي در زندان بسر مي برند و زير سخت ترين شكنجه ها هستند،‌براي كشورهاي مجري اين زندانها، آيا دستگيري معترضان خاموش وال استريت، ضرب و شتم آنها و انداختن سگ به جان مردم براي اين رژيم ها كار سختي است؟

غرب همواره بر حق برگزاري تجمعات مسالمت آميز توسط مردم تاكيد لفظي كرده است. حتي در بسياري از موارد اين نكته را به عنوان چماقي بر سر كشورهاي ديگر كوبيده است.

 اما منظور غرب از اين حق چيست؟ آيا دولت هاي آمريكا و انگليس و فرانسه و ايتاليا قائل به اين هستند كه مردم حق برگزاري تجمع دارند، اما دولت هم حق دستگيري و كتك زدن آنان را دارد؟ يا مثل دولت انگليس حق شناسايي آنان با دوربين و هجوم به منازل آنان را دارد؟

از مقام‌هاي غربي بپرسيد كه آزادي بيان از نظر آنان چه معنا و مرزي دارد؟  دولت هلند فردي را كه به اسلام و پيامبر آن توهين نموده به‌استناد آزادي بيان تبرئه مي‌كند اما سرباز آمريكايي  كه جنايات سربازان آمريكايي را در افغانستان افشا مي‌كند  زنداني مي‌شود،  مقامات آمريكايي تلاش مي‌كنند او را اعدام كنند و حتي به نماينده سازمان ملل اجازه ملاقات با او را نمي‌دهند.
 
كشورهاي غربي به‌نام امنيت مي‌توانند مكالمات را شنود كنند، ايميل‌ها را بازرسي كنند، سايت‌هاي اجتماعي را فيلتر كنند  اما اگر كشوري سايت‌هاي غيراخلاقي و ترويج‌كننده پورنوگرافي و بردگي جنسي را فيلتر كند ناقض حقوق بشر مي‌شود!

برويد تحقيق كنيد درحوادث اخير انگليس چند كودك دستگير شده و چندنفر از آن‌ها هنوز بدون حضور در دادگاه زنداني هستند؟ وضعيت تجاوز جنسي به زنان در ارتش آمريكا را بررسي كنيد.

آيا كسي كه به همكار خود رحم نمي‌كند ممكن است از زنداني اسير دست خود بگذرد؟ مي‌خواهد در زندان ايالتي باشد يا در عراق و افغانستان!

اينها البته حرف هاي بي پايه و اساسي نيست كه سندي درباره آن موجود نباشد،‌اما در مقابل اين همه جنايت براي كدام كشور گزارشگر ويژه حقوق بشر تعيين مي شود؟

اگر در ايران چند نفر قاچاقچي يا سارق مسلح اعدام شوند، آه و واويلاي غرب از نبود حقوق بشر بلند مي شود اما همه دربرابر نسل كشي آمريكا و انگليس و بمباران كشورهاي ديگر و حتي در داخل آمريكا در نابودي فرقه داوودي و مك كارتيسم ساكت مي شوند. سكوت امروز رسانه هاي دنيا در برابر اعتراضات وال استريت و سركوب آن نيز مانند همان سكوت است.

ديروز منفعت نظام سرمايه سالار،‌منفعت سالار و شهوت سالار آمريكا در نقض حقوق عراق و افغانستان بود و امروز كه مردم اين كشور منافع دولت را در وال استريت تهديد مي كنند، از هيچ اقدامي عليه آنان فروگذار نخواهد بود.اين بيداري و حرف هاي سي و چند ساله جمهوري اسلامي ايران امروز مردم آمريكا را بيدار كرده و در تظاهرات خود اعلام مي كنند كه 1درصد حاكم عليه 99 درصدي مردم ايستاده و اين هزينه ها را به آنها تحميل كرده است.

جوانان ما برخود ببالند كه اگر روزي  سفارت آمريكا را به عنوان نماد يك نظام شيطاني تمام عيار به اشغال درآوردند، امروز رشحاتي از آن در جنبش اشغال وال استريت كه نظام سرمايه‌داري را زير سؤال برده است نمايان شده است. دير نيست روزي كه وجدان‌هاي آگاه غربي، ابعاد ديگر اين نظام شيطاني يعني نظام سياسي، فرهنگي، رسانه‌اي و اجتماعي را نيز تخطئه نمايند.

بيا تا برويم

روحانی ای موفق است که راه بیفتد بگوید برویم نه اینکه بگوید بروید.

مقام معظم رهبری، 25 مهر 90



به بهانه سالروز کشتار مردم مظلوم فلسطین/خاطره ای از حضور در صبرا و شتیلا
در سفری که سال گذشته به لبنان داشتم، با اصرار به یکی از دوستان به اردوگاه آوارگان فلسطینی در صبرا و شتیلا هم رفتیم. هرچند مقامات سفارت ایران، ما را از ورود به این منطقه منع می کردند که البته بخاطر حضور سلفی ها در این منطقه تا حدودی هم حق داشتند.

مُخَیّم صبرا و شتیلا در منظقه غبیری بیروت قرار دارد. با وارد شدن به آن زیر نگاه های سنگین مردم منطقه قرار می گیریم. هر چند سعی می کنیم خیلی عادی به مسیر خودمان ادامه دهیم. وضعیت خیابان اسفناک است. فقر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بیداد می کند.

مغازه ای وجود ندارد و همه چیز روی چرخ دستی ها خرید و فروش می شود از میوه گرفته تا فیلم سینمایی. فیلم های نامربوط هالیوودی و ماهواره ای بسیار زثیاد رد و بدل می شوند و البته در بین اینها سی دی " یوسف پیامبر " را هم می بینیم.

مردم در خانه هایی نه شبیه خانه، بلکه در اتاقهای کوچکی زندگی می کنند. مثلا یک خانه 8 اتاق 6 متری دارد و در هر اتاق یک خانواده چند نفره زندگی می کند. شهرداری بیروت هم به دلایل مختلف خیلی شرایط زندگی را برای مردم منطقه فراهم نمی کند.

در مسیر به یک درب کوچک بی می خریم و وارد آن می شویم. یک زمین سبزه زار به اندازه یک زمین فوتبال. دور تا دور آن را بنرهایی از تصاویر کشتار زنان و کودکان در صبرا و شتیلا پر کرده است. و در میان یک سنگ قبر که روی آن نوشته شده مقبره شهدای صبر ا و شتیلا 1982 .



گمان می کنم که یک سنگ قبر نمادین است، مثل آنچه که ما در ایران داریم برای برخی شهدا. سئوال که می کنیم متوجه می شویم این زمین کلا گور دسته جمعی شهداست.


غم عجیبی وجودم را فرا می گیرد. 3500 نفر در سه روز کشته شوند. نه در صحنه جنگ بلکه در خانه هایشان. زن و مرد و جوان و پیر و کودک و نوزاد. یک نسل کشی تمام عیار! فالانژهای لبنان با همکاری رژیم منحوس صهیونیستی حمام خون راه انداخته بودند. اغراق نمی کنم، حمام خون به معنی واقعی کلمه.

رابرت فیسک خبرنگار روزنامه ایندپندنت که یکی از اولین کسانی بود که این کشتار را گزارش داد , در این مورد می نویسد :" زنان در خانه هایشان افتاده بودند ، دامن ها پاره و پاها از هم گشاده شده ، بچه ها با گلوهای بریده شده ، ردیف به ردیف مردهایی که رو به دیوار ایستاده بودند و از پشت تیر خورده بودند. کودکانی بودند ، سیاه ،.. کودکانی که کمی بیشتر  از 24 ساعت قبل سلاخی شده بودند و حالا بدنهای شان شروع به تجزیه شدن کرده بود کنار مقداری زباله و قوطی های مواد غذایی ارتش امریکا و باقیمانده تسلیحات اسراییلی ها و بطری های ویسکی   رویهم  ریخته شده بود. قاتل ها کجا بودند؟ یا آنطور که اسراییلی ها می گفتند "تروریست ها" کجا بودند؟
.......
گناهکار اصلی مطمئنا شبه نظامیان مسیحی لبنانی بودند اما اسراییلی ها هم مقصر بودند. اگر در کشتار شرکت نکرده بودند در عوض آنها شبه نظامیان را به کمپ ها فرستاده بودند ، آنها را آموزش داده بودند ، لباس داده بودند ، با سهمیه های غذای ارتش امریکا و وسایل مراقبت پزشکی اسراییلی تجهیزشان کرده بودند. آنها دیده بودند این قاتل ها به کمپ ها ریختند و خودشان هم کمکشان کرده بودند ، و با نیروی هوایی شان روی سر آنها منور ریخته بودند تا بتوانند مردمان صبرا و شتیلا را بکشند. "

:: قالب این وبلاگ توسط سید مصطفی آهنگرها طراحی شده است ::